تبليغاتX
عصرمیعاد

عصرمیعاد

سیاسی اجتماعی فرهنگی

فراماسونری

نشان فراماسونری، گونیا و پرگار

فراماسونری یا فراموشخانه جمع کانون‌های برادری گسترده‌ای در جهان است. این کانون‌ها ریشه‌های بسیار کهنی در اروپای غربی دارند. فراماسونری دارای یک سیستم مدیریت فراگیر جهانی نیست و ارتباط بین فراماسونری‌های مختلف تنها توسط خود دو لژ انجام می‌شود. واژه فراماسونری احتمالاً از freestone mason گرفته شده. freestone mason در انگلیسی به معنی بنّای آزاد می‌دانند. کسی که عضو فراماسونری است فراماسون یا ماسون نامیده می‌شود، و ساختمانی که مرکز فعالیت ماسون‌هاست لژ نامیده می‌شود.

فراماسونری در ابتدا جنبشی لیبرال بوده است که مبتنی بر باز تولید اندیشه های گنوستیک در دوران پس از اصلاحات در اروپا بوده است.[۱] فراماسون ها با شعار «برابری، مساوات، برادری» نقش بزرگی در انقلاب های بزرگ معاصر مانند انقلاب امریکا بر علیه استعمار انگلیس، انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب مشروطیت ایران [۲] و جنبش انقلابی بر ضد استعمار اسپانیا در امریکای جنوبی داشته است.

عقاید لیبرال جنبش فراماسونری باعث واکنش های مذهبیان و محافظه کاران، گروه های بنیادگرا، مذهبیون بنیاد گرا و ملی گرایان شده است. همچنین مخالفت با نظام طبقاتی کشیشی مسیحیت، باعث دشمنی کلیسای کاتولیک روم با فراماسونری شده است. این گروه ها فراماسونری را جنبشی الحادی و شیطانی معرفی می کنند.[۲]

همچنین منشا افسانه ای این جنبش(داستان معبد سلیمان) باعث نفرت گروههای ضد یهود از فراماسونری شده است. حالت مخفی این جنبش و منشا بریتانیایی آن باعث شده است که چنین پنداشته شود که این جنبش ابزار توطئه انگلو-صهیونیست جهانی است. همچنین رژیم های دیکتاتوری مانند نازی ها و کشورهای کمونیستی نیز به سرکوب فراماسونری می پرداختند.[۲]

حجم عظیمی از نوشته‌های موجود در مورد فراماسونری موجود است که به چهار هزار کتاب و هزاران مقاله می‌رسد.با این همه بیشترین این نوشتارها به صورت افراطی نگارش شده اند: یا بی قید و شرط از فراماسونری دفاع می‌کنند و یا آنها را فرصت طلب و عامل انواع صدمات به جامعه می‌دانند. [۲]

 

تاریخچه

بنوشته Encyclopedia of Occultism and Parapsychology فراماسونری جنبشی سری در قرن هفدهم میلادی بوده است. در بریتانیا فراماسونری ترکیبی از نسخه بریتانیایی گنوستیک تا جنبش روسیکروسین (Rosicrucian)آلمان بوده است. هرچند این جنبش ریشه در آموزه های صنف معمار و ساختمان در قرون وسطی دارد، فرم مدرن فراماسونری ریشه در حالت بازیابی شده و راز آمیز گنوستیک در دوران موسوم به دوران پس از اصلاحات دارد. تاریخ افسانه ای ماسنری بدین سبب ساخته شده است تا از این جنبش در جو عدم تساهل مذهبی بریتانیا در آن دوران بریتانیای کبیر محافظت کند.[۱]

بگفته وبگاه فراماسونری منشا و نحوه بوجود آمدن فراماسونری نامشخص است و در مورد آن اختلاف نظر وجود دارد. قدیمی‌ترین اسناد موجود مرتبط به فراماسونری به سال ۱۳۹۰ میلادی برمی گردد.[۳] مدارکی موجود است که نشان می‌دهد که در اواخر قرن شانزده میلادی لژهای فراماسونری در اسکاتلند وجود داشته‌است.[۴]

سازمان

بطور سنتی فراماسونری مبنایی لیبرال و دموکراتیک داشته است. قانون اساسی اندرسون(1723)، اساسنامه لژ فراماسونری انگلیس که به نوعی قدیمی ترین لژ مدرن فراماسونری است، تساهل مذهبی، وفاداری به نظام حاکم محلی و مدارای سیاسی را از مبانی یک ماسون ایده آل بر می شمارد. ماسون ها به یک قدرت برتر معتقد بودند و کتابی مقدس بسته به مذهب اعضای خود را بکار می بردندو این گروه همچنین سیاست حفط اسرار در مورد مراسم خاص خود داشته اند.[۵] لژ اعظم و Grand Orients نهادهای مستقلی هستند که لژ ماسونی در کشور، استان یا منطقه جغرافیایی خاصی را اداره می‌کنند.[۶] فراماسونری دارای یک سیستم مدیریت فراگیر جهانی نیست و ارتباط بین فراماسونری‌های مختلف تنها توسط خود دو لژ انجام می‌شود.[۷]

فعالیت‌ها

هر چند فراماسونری معمولا به عنوان یک سازمان مخفی شناخته می‌شود، فراماسون‌ها معمولاً این تعریف را به چالش می‌کشند و سازمان خود را بیشتر یک سازمان خصوصی می‌نامند که تنها بعضی جنبه‌های این سازمان مخفی می‌باشد.[۸] معمولاً چنین تعبیری بیان می‌شود که در قرن بیست و یکم این سازمان از حالت یک انجمن سری خارج شده‌است و بیشتر «انجمنی با یک سری رازها است.»[۹]

دو سمبل پرگار و گونیا همیشه در لژهای فراماسونری وجود دارد. توصیفهای نمادینی برای این دو نشان وجود دارد. مانند: بر فعالیت خود با نیروی تقوا بیافزا"[۱۰]. هر چند از آنجایی که مرام فراماسونری دگماتیک نبودن است. هیچ تفسیر رسمی و عمومی برای این نشان وجود ندارد.[۱۱]

نقش ماسونری در انقلابهای مهم معاصر [ویرایش]

با شعار «آزادی، برابری، برادری» فراماسون‌ها نقش بزرگی در انقلاب امریکا در سال های ۱۷۷۵-۱۷۸۳بر علیه استعمار انگلیس، در انقلاب کبیر فرانسه در سال ۱۷۸۹ برعلیه نظام اشرافی فرانسه داشتند. آنها حتی نقش پررنگ‌تری در جریان انقلاب مشروطه ایران در سالهای ۱۹۰۵ تا ۱۹۰۹ بر ضد نظام مطلقه سلطنتی و متحدان تزاری آنها داشتند.[۲] آموزه های فراماسونری نقش کلیدی در ایدئولوژی انقلاب امریکای جنوبی بر ضد استعمار اسپانیا به رهبری سیمون بولیوار داشت.

فعالیت‌های خیریه

این انجمن بطور گسترده‌ای در فعالیت‌های خیریه و در زمینه خدمات اجتماعی فعال می‌باشد. در حال حاضر پول تنها از اعضای انجمن جمع آوری می‌شود و صرف امور نیکوکارانه می‌شود. فراماسونری به بسیاری از سازمان‌های خیریه غیر ماسونری، نهادهای محلی، ملی و بین المللی خیریه کمک‌های مالی قابل توجهی می‌کند.[۱۲][۱۳]


فراماسونری در ایران

اولین فراماسونری در ایران به دوران ناصر الدین شاه قاجار برمی گردد. میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدوله، نخستین انجمن نوین سیاسی اجتماعی ایران را در سال ۱۲۷۵ یا ۱۲۷۶ قمری بنیان نهاد و آن را فراموشخانه نامید. ریاست افتخاری انجمن که خود با اجازهٔ ناصرالدین‌شاه تأسیس شده بود، با شاه بود و اعضای آن از قشرهای متفاوتی بودند؛ مثلاً هم دانش‌آموختگان دارالفنون از طبقهٔ متوسط شهری بودند و هم کسانی چون شاهزاده جلال‌الدین میرزا. [۱۴] در دوره محمدرضا پهلوی برخلاف دوران رضاشاه با گسترش روابط سیاسی با غرب به خصوص انگلستان لژهای فراماسونری فراوانی در ایران تاسیس شد و نفوذ فراماسون‌ها در سیاست ایران به شدت گسترش یافت. هرچند هیچ یک از افراد سرشناس خانواده پهلوی دست کم به طور رسمی عضو هیچ لژ فراماسونری نبودند ولی بسیاری از رجال سیاسی، نخست وزیران، وزیران، نمایندگان مجلسین و فعالان سیاسی از فراماسون‌های سرشناس بودند. در ایران فراموشخانه توسط گروههای چپ گرا، مذهبی بنیاد گرا و ملی گرایان لیبرال به عنوان مامور مخفی انگلیس و صهیونیسم و در نتیجه عامل تمام بدبختی‌های ایران معرفی می‌شدند و این باعث تعطیل شدن و تحت تعقیب گرفتن اعضای این انجمن‌ها در بعد از انقلاب شد.[۲]

مخالفان فراماسونری و تئوری توطئه

عقاید لیبرال جنبش فراماسونری باعث واکنش های مذهبیان و محافظه کاران، گروهای بنیادگرا، مذهبی یان بنیاد گرا و ملی گرایان شده است. ضدیت با نظام کشیشی مسیحیت باعث دشمنی کلیسای کاتولیک روم با فراماسونری شده است. همچنین منشا افسانه ای این جنبش( داستان معمار معبد سلیمان) باعث نفرت گروههای ضد یهود از فراماسونری شده است. حالت مخفی این جنبش و منشا بریتانیایی آن باعث شده است که چنین پنداشته شود که این جنبش ابزار توطئه انگلو-صهیونیست جهانی است. همچنین رژیم های دیکتاتوری مانند نازی ها و کشورهای کمونیستی نیز به سرکوب فراماسونری می پرداختند.[۲]


فراماسونری مخالفان و منتقدان بسیاری داشته‌است. بسته به زمان و موقعیت جغرافیایی این گروه‌ها هر یک انگیزه و دلیل‌های متفاوتی داشته‌اند. منتقدان فراماسونری را به سه دسته عمده زیر می‌توان تقسیم بندی کرد:

  • منتفدان مذهبی
  • منتقدان سیاسی
  • انتقادها براساس تئوری‌های توطئه[۱۵]

مخالفان مذهبی

فراماسونری در طول حیات خویش متوجه انتقاداتی از جانب نهادهای دینی و ادیان قرار داشته‌است. آنان فراماسونری را بعنوان رقیبی برای دین می‌شناختند و یا فراماسونری را مصداق ارتداد می‌دانستند. فراماسونری از جانب این افراد و نهادها به انواع تئوری‌های توطئه متهم می‌شده‌است. این منتقدین فراماسونری را یک قدرت سری و شیطانی محسوب می‌کردند.[۱۶]

فراماسونری و مسلمانان

بسیاری از مخالفت های مسلمانان ریشه در صهیونیست ستیزی و یهودی ستیزی دارد. همچنین دسته دیگری از منتقدان فراماسونری را به دجال پیوند می زنند.[۱۷] بعضی مسلمانان اعتقاد دارند که فراماسونری منافع یهودیان را دنبال می کند.[۱۸] مثلا ماده 28 میثاق نامه حماس عنوان می کند که فراماسونری از صهیونیسم دستور می گیرد.[۱۹]

مخالفان در ایران

کتابها و نوشتارهایی در ایران توسط نویسندگان مذهبی، ملی گرایان، رادیکال و بنیاد گرایان منتشر شده‌است. این دسته کتابها روش بیان تلخ ضد ماسونری اسماعیل رائین را دنبال می‌کنند که ماسون‌ها را به تمام انواع توطئه‌ها علیه ملت ایران متهم می‌کرد. تم تکراری این کتاب‌ها ارتباط ماسونری به نظریه توطئه جهانی انگلیس-صهیونیسم است. هرچند این کتابها اطلاعات اندکی بر کارهای رایین می‌افزایند.[۲] در ایران فراموشخانه توسط گروههای چپ گرا، مذهبی بنیاد گرا و ملی گرایان لیبرال به عنوان مامور مخفی انگلیس و صهیونیسم و در نتیجه عامل تمام بدبختی‌های ایران معرفی می‌شدند و این باعث تعطیل شدن و تحت تعقیب گرفتن اعضای این انجمن‌ها در بعد از انقلاب شد.[۲] مرام اشراف منشی و مخفیانه آنها باعث بروز افسانه‌هایی در مورد دست‌های پشت پرده فراماسونها و توهم توطئه در مورد آنها شده بود. در دوران پس از انقلاب کتابها و مقالات زیادی چاپ شد و در آنها فراماسونها مسئول همه گونه توطئه علیه ایران و جوامع اسلامی معرفی شدند.[۲]

فراماسونری و هولوکاست

آثار به جا مانده از اداره امنیت رایش نشانگر تعقیب فراماسون‌ها در دوره حکومت حزب نازی بر آلمان است.[۲۰] مدارک کتبی که تحت نظر دکتر فرانتس سیکس تهیه می‌شدند در کنار سیاست‌های ضد یهودی، شامل کدهای ضد ماسونی نیز بودند. این مدارک سیاست‌های ایدیولوژیک حکومت نازی را تبیین می‌نمودند. اگر چه آمار دقیقی از قربانیان فراماسون حکومت آلمان نازی در دسترس نیست اما تخمین زده می‌شود که بین ۸۰٬۰۰۰ تا ۲۰۰٬۰۰۰ نفر به جرم عضویت در سازمان‌های فراماسونری جان خود را از دست داده‌اند. زندانیان فراماسون در اردوگاه‌های کار اجباری مخصوص زندانیان سیاسی نگهداری می‌شدند. علامت مشخصه این زندانیان مثلث قرمز رنگی بود که بر روی پیراهن آنها دوخته شده بود.[۲۱]

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم فروردین 1390ساعت 16:44  توسط ر  | 

اقای ایرانپرست....هشدار

اقای ایرانپرست....هشدار

اولا اینکه ماتحریم اقتصادی خاصی نداریم۰

دومابرو وضع اقتصادی اروپاوامریکارو ببین۰

سومامردم ازحیث انرژی اتمی به غیرازسربلندی وغرورملی هیچگونه ناراحتی وعذابی ندارند۰

چهارما متاسفانه به علت کم کاری وبی توجهی دولت هشتم(خاتمی) اگر وضع این طوری پیش می رفت تا چند سال اینده نه بنزینی -نه برقی- نه ابی- نه نانی و... برای نسل های اینده باقی نمی مانداما خوشبختانه با روی کارآمدن دولت نهم ودهم وبا هوشیاری وذکاوت توانستند با هدفمند کردن یارانه ها این مشکل راحل کنند(این هارا آمارنشان می دهد۰)

پنجماهیچ پولی به شکم بسیجی ها وپاسدارها ریخته نمی شودبلکه پول های بیت المال به شکم سران فتنه ودولت های قبلی ریخته می شود۰درضمن برفرض پولی هم ریخته می شد حق بسیجی هاست چرا که اگربسیجی هاو پاسدارها دردفاع مقدس نبود شما الآن راحت درخانه سر کامپیوتر ننشسته بودید۰

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم فروردین 1390ساعت 10:19  توسط ر  | 

تحولات غرب در سال 1389

تحولات غرب در سال 1389


 سال 1389 برای غرب تحولات بسیاری را در پی داشت كه در عرصه بین‌الملل نیز تاثیرگذاری لازم را ایجاد كرد. بحث خروج نسبی آمریكا و اروپا از بحران اقتصادی جهانی، امضای پیمان استارت میان آمریكا و روسیه و نهایتا سردرگمی دولتمداران غربی از تحلیل تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا و افشاگری های جولیان آسانژدر سایت ویكی لیكس از جمله مهمترین تحولات است.


چین و آمریکا

در سال 1389 دول غربی از جمله آمریكا و متحدان اروپایی ‌اش تحولات بسیار چشم‌گیری را در عرصه بین‌الملل و مسایل داخلی خود شاهد بودند. آمریكا تا حدود زیادی توانست از بحران اقتصادی سال گذشته خود كه با ورشكستگی بسیاری از بانك‌ها و موسسات اقتصادی این كشور همراه بود، عبور كند. اگرچه این روند در سال 89 نیز تاحدودی ادامه یافت اما روند بهبود شرایط اقتصادی نیز مشهود شد. از سوی دیگر در اروپا این روند اصلا مطلوب نبود و با ورشكستگی اقتصادی برخی كشورهای ناحیه یورو از جمله یونان و اسپانیا همراه شد. بحران بیكاری در در اروپا نیز مشكل ساز شد كه و تبعاتی سیاسی در ایتالیا و فرانسه را به دنبال داشت.

روند مباحث مربوط به عراق و به‌ویژه افغانستان مساله‌ای بود كه غرب را به چالش كشاند و سیاست‌های آمریكا و به‌ویژه انگلستان در این كشور را به چالش كشید. این مساله در كنار برخی دیگر از مسایل نظیر مباحث اقتصادی باعث كنار رفتن بروان از نخست‌وزیری انگلستان و روی كارآمدن دیوید كامرون شد. كسری بوجه آمریكا نیز به رقمی بالای 2/1 تیریلیون دلاری رسید كه در تاریخ این كشور بی‌سابقه بود. از طرفی اروپا نیز به تثبیت نرخ بهره بانك‌ها ادامه داد تا مشكل ركود خود را حل كند. آمریكا در ادامه سیاست‌های حضور خود در افغانستان فرمانده نیروهای آمریكایی در این كشور را تغییر داد و در این سال كماكان در راس كشورهای صادر كننده سلاح به جهان نیز قرار گرفت.انگلستان نیز شاهد اعتراضات دانشجویی برای افزایش شهریه‌ها بود و روسیه نیز چندین انفجار و حمله تروریستی را در كارنامه خود ثبت كرد. حمله رژیم صهیونیستی به كاروان آزادی غزه نیز از جمله تحولاتی بود كه باعث تاثر و موضع‌گیری گسترده كشورهای جهان و از جمله كشورهای غربی شد.

آمریكا همچنین مداخله خود در امور ایران و حمایت از جریان فتنه را نیز تداوم بخشید و تلاش های فراوانی به همراه سایر كشورهای هم پیمان خود برای تاثیرگذاری در روند دادگاه رفیق حریری به انجام رساند.

افشاگری های جولیان آسانژ در سایت ویكی‌لیكس عملا سیستم‌های اطلاعاتی غرب و در راس آنها آمریكا را خلع سلاح كرد و آنها را مستاصل كرد. به جرائت می توان گفت این اتفاق در راس تحولات جهان قرار دارد كه سیاست‌های بین‌المللی را تحت تاثیر قرار داد.

ایالات متحده نیز با هند توافقاتی را به انجام رساند تا در زمینه هسته‌یی اقدامات خود را گسترش دهند. این روابط آمریكا با رژیم صهیونیستی نیز به گونه‌ای ویژه ادامه یافت. حمایت‌های آمریكا از این رژیم غاصب در عرصه‌های مختلف و از جمله در مذلكراتی یك‌طرفه با دولت خودگران فلسطینی و وتوی قطع‌نامه محكومیت اقدامات این رژیم در شورای امنیت سازمان ملل از جمله آنهاست.

آمریكا همچنین مداخله خود در امور ایران و حمایت از جریان فتنه را نیز تداوم بخشید و تلاش های فراوانی به همراه سایر

برلوسکونی

 كشورهای هم پیمان خود برای تاثیرگذاری در روند دادگاه رفیق حریری به انجام رساند. اعلام استراتژی نظامی جدید آمریكا و سفر رییس جمهور چین به این كشور ازجمله تحولات آمریكا و غرب می باشد.

پس از مذاكرات فراوان روسیه و آمریكا و تایید پارلمان‌های دو كشور پیمان استارت 3 برای كاهش جنگ‌افزارهای هسته یی به امضا دو طرف رسید كه تحول چشمگیری در سال 1389 به شمار می ‌آید. در كنار این مساله گروه 1+5 به مذاكره با ایران اقدام كردندو آمریكا و اروپا نیز تحریم‌های یك‌جانبه‌ای علیه ایران اعمال نمودند.

در این سال انگلستان و فرانسه پیمان تاریخی در زمینه نظامی منعقد كردند كه بر ایجاد نیرویی مشترك بین دو طرف ناظر است. انگلستان به همراه آمریكا و رژیم صهیونیستی در حوادث تروریستی ایران و به ویژه حادثه چابهار ایفای نقش كردند و آمریكا با رزمایشی مشترك به كره جنوبی، زمینه جنگ مجدد در شبه جزیره كره را فراهم می كرد كه با خویشتنداری طریفین عقیم ماند.

یكی از تحولات عمیق و اساسی غرب عدم توانایی این كشورها در تحلیل مسایل خاورمیانه و شمال آفریقا بود كه‌آنها را در سردرگمی فروبرد كه هم‌اكنون نیز شاهدیم نمی ـوانند در مورد این مسایل اظهار نظر كنند. به نظر می رسد این تحولات غیر از سردرگمی برای خانم وزیر خارجه فرانسه نیز مطلوب نبود چراكه باعث شد به دلیل ارتباطش با بن‌علی، رییس جمهور فراری تونس بركنار شود.

رسوایی اخلاقی برلسكونی و تقلب وزیر دفاع آلمان در پایان‌نامه دكترایش نیز از مسایل جالب توجه غرب در سال 1389 بود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم فروردین 1390ساعت 22:20  توسط ر  | 

شبیه ترین ربات به انسان

شبیه ترین ربات به انسان

 

ژاپن به عنوان اولین و پیشرفته‌ترین کشور دنیا در صنعت رباتیک و به خصوص ربات‌های انسان‌نما شناخته میشود. ربات آسیمو معروف‌ترین و یکی از اولین نمونه‌های ربات‌های انسان‌نما در دنیاست. این ربات طی سال‌های گذشته به نمادی از ربات‌های انسان‌ نما تبدیل شده است.

حالا سال‌ها از ساخت ربات آسیمو گذشته است، طراحان و مهندسان رباتیک پیش ‌رفت‎ های شگفت انگیزی داشته اند تا جایی که امروز به سختی می‌توان تشخیص داد کدام تصویر مربوط به یک ربات است. بیایید امتحان کنیم. حدس بزنید کدام مرد ربات است. مرد سمت چپ و یا مرد سمت راست؟!

شبیه ترین ربات به انسان

باید بگویم تصویر سمت چپ مربوط به ربات انسان نماییست که از روی یک استادیار دانمارکی ساخته شده است. این ربات سومین ورژن از سری ربات‌های انسان‌نمای Geminoid است و با نام Geminoid DK شناخته می‌شود. دو نمونه قبلی از روی افرادی ژاپنی ساخته شده بودند و این ربات اولین نمونه از ربات‌های انسان نما با ظاهری غیر ژاپنی است. اولین نمونه از روی چهره مهندس ارشد پروژه و دومین نمونه از روی چهره یک مدل زن ژاپنی ساخته شده بود.

 

شبیه ترین ربات به انسان

این استادیار دانمارکی که در دانشگاه آلبورگ تدریس می‌کند برای ساخت این ربات با شرکت  Kokoro و موسسه ATR (موسسه تحقیقات پیشرفته ارتباطات بین المللی ژاپن) و دانشگاه اوساکا همکاری کرده است. این سری ربات‌ها از طریق کنترل از راه دور هدایت می‌شوند و به دلیل مجهز بودن به فناوری ردیابی حرکت می‌توانند حالات مختلف صورت انسان را در بهترین وضعیت شبیه سازی کنند. این ربات می‌تواند صدای Scharfe را نیز شبیه سازی کند.

حالا با وجود این ربات، استاد می‌تواند روی مبلی راحت دراز بکشد و ربات را به جای خودش برای تدریس سر کلاس بفرستد!

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم فروردین 1390ساعت 22:15  توسط ر  | 

خطرات تلویزیون سه بعدی

خطرات تلویزیون سه بعدی

تلویزیون ‌های سه بعدی


این روزها تلویزیون‌ های سه بعدی از محصولات جدید بازار هستند و شركت ‌های مختلف تبلیغات فراوانی برای فروش تلویزیون ‌های سه ‌بعدی خود می ‌كنند و حتی در مراكز خرید از مردم می ‌خواهند برای امتحان این تكنولوژی خاص، عینك ‌های مخصوصی به چشم بزنند و برای یك بار هم كه شده، این تكنولوژی را تجربه كنند.

 آنچه سبب شد این موضوع را برای بحث انتخاب كنیم، اخطار جدید شركت سامسونگ در رابطه با منع استفاده از این محصول است. این شركت با توجه به این كه خود تولید كننده تلویزیون‌ های سه ‌بعدی است، به این موضوع اشاره كرده كه نمی‌ خواهد این تكنولوژی جدید به جای فراهم‌ آوردن راحتی برای مخاطبان، آن ها را دچار آسیب كند.

به همین دلیل، استفاده از آن را به كودكان،‌ سالمندان، زنان باردار و مبتلایان به صرع و سكته توصیه نمی ‌كند. اما دلیل این اخطار چیست؟

نتایج بررسی‌ های گروهی از محققان نشان داده كه تماشای تلویزیون سه‌ بعدی می ‌تواند سبب بروز حالت تهوع، استفراغ و گرفتگی عضلات شود. تماشای این تلویزیون‌ ها، فشار غیرمعمولی را به بدن وارد می‌ کند و به میزان شدیدی چشم ‌ها و مغز را دچار آشفتگی و پریشانی می ‌كند و می ‌تواند باعث بروز حمله و غش در مبتلایان به صرع شود.

طرز كار تلویزیون سه ‌بعدی

آیا تا به حال فكر كرده ‌اید كه چرا وقتی به اجسام واقعی نگاه می ‌كنیم آن ها را سه ‌بعدی می‌ بینیم ولی تصویر همان اجسام در تلویزیون دوبعدی است؟ تنها تحریك محیطی كه باعث ایجاد تصاویر در مغز می ‌شود، نور است.

وقتی جسمی در دوردست قرار دارد، بازتاب شعاع‌ های نوری كه از آن به چشم‌ های ما می ‌رسد، با یكدیگر موازی هستند. ولی وقتی همان جسم نزدیك می‌ شود این شعاع‌ ها دیگر موازی نیستند. این خطوط از اجسامی كه در نزدیكی چشم‌ ما هستند، به ‌طور همگرا گسیل می ‌شوند و چشم ما برای دیدن آن ها باید كمی تغییر حالت دهد.

هرچه یك شی‌ء به ما نزدیك‌ تر می ‌شود، چشم 2 حركت طبیعی انجام می‌ دهد؛ اول این كه كره چشم حركت دورانی به سمت بینی پیدا می ‌كند. دوم این که خمیدگی چشم تحت فشاری قرار می گیرد كه در اثر آن، شکل آن متناسب با وضعیت می ‌شود تا بتواند بر هدف تمركز كند.

نگاه كردن طولانی ‌مدت به تلویزیون‌ های سه‌ بعدی می ‌تواند برای چشم خسته ‌كننده باشد و سبب سردرد و سرگیجه شود. این موضوع به ‌ویژه در كودكان اهمیت بیشتری پیدا می ‌كند.

این تغییرات توسط مغز كنترل شده و میزان تغییرات آن نیز ثبت می ‌شود. همین اطلاعات به مغز كمك می ‌كند تا فاصله اجسام تا چشم را تخمین بزند. ایده كلیدی پخش تصاویر سه ‌بعدی هم دقیقا از همین عملكرد مغز و چشم گرفته شده است. در تلویزیون سه ‌بعدی سعی می ‌شود تصاویری ارایه شود كه برای هر چشم در محل متفاوتی قرار داشته باشد تا مغز آن ها را به صورت غیرمسطح و عمق ‌دار تشخیص دهد. برای این منظور از عینك ‌های مخصوصی استفاده می‌ شود.

سردرد و سرگیجه

طبق تحقیقی كه اخیرا در هلث ‌دی منتشر شده برای آن كه بفهمید چشمان سالمی دارید یا نه، كافی است یك فیلم سه ‌بعدی تماشا كنید. اگر با تماشای فیلم سرتان گیج رفت، یعنی چشمان تان هنوز سالم است.

در فیلم ‌های سه ‌بعدی برای ایجاد تصاویر با عمق متفاوت از عینك‌ های مخصوص كمك می‌ گیرند كه هریك تصویری متفاوت برای هر چشم پخش می‌ كند.

تمركز هر چشم روی این تصاویر متفاوت به این معنی است كه میزان تقعر و نقطه تمرکز هر چشم با دیگری نمی‌ خواند و در نتیجه مغز در تحلیل ثبت اطلاعات سردرگم می‌ شود. همین امر علت سردرد و سرگیجه است. از سوی دیگر برخلاف حالت طبیعی با نزدیك شدن یك شیء به پرده سینما و تلویزیون، چشم به جای دو حالت طبیعی توضیح داده شده تنها حالت اول یعنی بازگشت كره چشم به سمت داخل را اجرا می‌ كند و این امر سبب یك لحظه تاری موقت می ‌شود.

تلویزیون ‌های سه بعدی

عوارض تلویزیون‌ های سه‌ بعدی برای تماشاچی

هرچه فاصله 2 دوربین حین فیلم ‌برداری یك فیلم سه‌ بعدی از هم دورتر باشد، عمق و ژرفای فیلم نهایی بیشتر و در نتیجه فیلم موفقیت ‌آمیزتر خواهد بود. این موضوع اگرچه به نفع كارگردان است اما هرچه فاصله 2 دوربین از هم بیشتر باشد، به هم پیوند دادن 2 نما برای تماشاچی سخت ‌تر است. محققان می ‌گویند دلیل اصلی درد و خستگی چشم در تماشاچیان فیلم ‌های سه ‌بعدی این است كه بیننده 2 تصویر مبهم با فركانس بالای 100 تا 200 هرتز یكی برای چشم راست و یكی برای چشم چپ را دریافت می‌ كند.

این تصویرها به شكل متناوب برای چشم راست و چپ ارسال می ‌شود و چشم‌ ها باید مرتبا خود را با تنوع تصاویر وفق دهند. این در حالی است كه مغز آن ها را به صورت پیاپی جمع ‌آوری كرده و سعی می ‌كند یك تصویر واحد تعریف كند. این تضاد در كار مغز و چشم است كه سبب خستگی و استرس چشم و مغز می ‌شود.

متخصصان معتقدند تماشای طولانی ‌مدت و ناصحیح این نوع فیلم‌ ها می ‌تواند نه تنها سبب خستگی چشم، بلكه در طولانی مدت سبب مشكلات دید شود. تماشای این‌ گونه فیلم ‌ها در كودكانی كه بینایی ‌شان در حال تكامل است هم می ‌تواند مشكل‌ ساز باشد.

چه باید کرد؟

اگر می ‌خواهید فیلم سه‌ بعدی تماشا كنید، در درجه اول باید فاصله مناسب تا تلویزیون را رعایت و اتاق را تاریك كنید. برای طولانی‌ مدت نیز نباید پای برنامه‌ تلویزیونی بنشینید و باید هر ازگاهی چند دقیقه به خود استراحت بدهید.

عوارض چشمی تلویزیون ‌های تازه‌ وارد

نظر دكتر محمود بابایی چشم ‌پزشك و عضو گروه چشم بیمارستان بقیه‌ الله درباره این  تلویزیون ‌ها:

نكته ‌ای كه درباره این تلویزیون‌ های جدید باید به آن توجه كرد، این است كه ابزار استفاده از این تلویزیون ‌ها، به ویژه عینك ‌های مخصوص مانند عینك ‌های آفتابی باید استاندارد باشند و در صورتی كه شیشه ‌های آن ها دچار ایراد شود، فردی كه چشم سالمی هم دارد، دچار مشكل دید خواهد شد.

از آنجا كه تلویزیون سه ‌بعدی تكنولوژی جدیدی است، ابتدا باید آموزشی صحیح به مردم داده شود تا فاصله صحیح تماشای تلویزیون در زمان استفاده رعایت شود.

نگاه كردن طولانی ‌مدت به تلویزیون‌ های سه‌ بعدی می ‌تواند برای چشم خسته ‌كننده باشد و سبب سردرد و سرگیجه شود. این موضوع به ‌ویژه در كودكان اهمیت بیشتری پیدا می ‌كند.

آسیبی كه می‌ تواند به چشم كودكان وارد شود (از آنجا که چشم ‌هایی در حال تكامل دارند) بسیار بیشتر است؛ هرچند که بعد از 25 سالگی، این عوارض كاهش می ‌یابند. به هر حال، هر نوع استفاده نادرست از تلویزیون ‌های سه‌ بعدی در كودكان می ‌تواند سبب ناراحتی ‌های چشمی، آستیگمات شدن و حتی حساسیت چشمی، پلك‌زدن‌ های دایمی و قرمزی چشم ‌ها شود.

+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1390ساعت 19:19  توسط ر  | 

صدای همت هنوز می آید!

صدای همت هنوز می آید!

به بهانه ی شروع عملیات خیبر در اسفند ماه 1362

 تهران- زمستان 1362

شهر را نا امیدی فرا گرفته. فریاد یأس گوش امید را کَر کرده است. روزهای سرد زمستان یکی یکی تمام می شوند و شب ها در این معرکه ی نفس گیر یأس و امید دوست داشتنی ترند.

زمستان سال شصت و دو با تمام قوا از راه رسیده است. چند ماهی است پیروزی چشمگیری در جبهه ها اتفاق نیفتاده است. شیرینی فتح خرمشهر که خدا آزادش کرده بود آرام آرام از ذهن ها پاک شده است. حالا مردم همه می گویند کاش جنگ، بعد از فتح خرمشهر تمام می شد. رادیو و تلویزیون اخبار پیروزی های نصفه و نیمه ی عملیات ها را مخابره می کند. هیچ کدامشان شبیه فتح خرمشهر نیست. عملیات مسلم ابن عقیل کمی بیشتر از مسلم در کوفه توفیق پیدا می کند و این بار کربلای یاران حسین (ع) در "محرم"، "دهلران" می شود و "عین خوش".

 

پادگان دوکوهه – زمین صبحگاه – بهمن 1361

نیروهای لشگر 27 محمدرسول الله(ص) گردان به گردان گوشه گوشه ی زمین صبحگاه نشسته اند و چشم دوخته اند به دهان فرمانده گردان. فرماندهان عملیات را  تشریح می کنند. خاک منطقه رمل است. مراقب کمین های دشمن باشید و ...
صدای همت هنوز می آید!

فکه - منطقه عملیات والجفر مقدماتی

دشمن از قبل در جریان عملیات قرار گرفته است. میادین مین یکی پس از دیگری در مسیر نیروهای ایرانی در نظر گرفته شده است. سیم خاردارهای حلقوی گاهی حتی شش حلقه در کنار هم لابه لای میدان های مین روی زمین ریخته شده است. کانال هایی به عرض 2 تا 9 متر در دل زمین جا خوش کرده اند. یکی از این کانال ها قتلگاه گردان کمیلی ها شده است. دیگری محل عروج گردان حنظله ای ها. حالا فکه قتلگاهی است که جای جایش را خون یاران آخرالزمانی سیدالشهدا (ع) رنگین کرده است.

بعد از عملیات بیت المقدس که منجر به آزادسازی خرمشهر شد تحولات نظامی و سیاسی منطقه دچار تحول شد و وزنه ی این تحولات به سمت ایران سنگینی کرد. بعد از این پیروزی غرور آفرین قدرت ایران پای میز مذاکرات سیاسی دو چندان شد و عراق و حامیانش به خصوص آمریکا باید این شرایط را به نفع خودشان تغییر می دادند. شوکی که بعد از این فتح عظیم به نیروهای عراقی وارد شده بود قوای روحی آن ها را به شدت تضعیف کرده بود. بهترین راه برای خروج ارتش عراق از این بحران آتش بس بود. پیشنهاد آتش بس از سوی مذاکره کنندگان غربی مطرح شد و در پی آن نظراتی در خصوص ادامه ی جنگ در بین سران سیاسی و نظامی کشور به میان آمد که شرح و تفصیل آن در این یادداشت نمی گنجد. و سرانجام تمام تلاش های دیپلمات های غربی و در رأس آن ها کسینجر که در روزنامه ی واشینگتن پست صریحاً از آتش بس دفاع کرده بود «به نفع ماست که هرچه زودتر در این منطقه آتش بس برقرار کنیم» با تدبیر امام خمینی(ره) که فرمودند: «ما اگر مجرم را امروز رهایش کنیم، امروزی که ما قدرت داریم ... این معنای آتش بس نیست، این معنای صلح نیست.» بر باد رفت و ایران بر ادامه ی جنگ تا به دست آوردن برتری سیاسی – نظامی پافشاری کرد.

عملیات های مسلم ابن عقیل، محرم و در پی آن والفجر مقدماتی و والفجر1 و 2 و3 و 4 پس از فتح خرمشهر انجام شد و به موفقیت های تعیین کننده ای منتهی نشد. قبل از عملیات مسلم، عملیات رمضان در وسعت بیشتری انجام شد که آن هم به دلیل اعمال تغییرات در آرایش دشمن به تمامی اهداف از قبل تعیین شده ی خود نرسید.

زمزمه هایی مبنی بر اینکه جنگ به بن بست رسیده است و ادامه جنگ به نفع عراق است و این فرسایشی شدن جنگ چیزی جز تضعیف روحیه ی رزمندگان اسلام ندارد، در بین سیاسیون و نظامی ها و حتی در بدنه ی جامعه در میان مردم به گوش می رسید. تبلیغات رسانه ای دشمن در تخریب روحیه ی مردم ایران بی تأثیر نبود. باید تدابیری جدید برای ادامه ی جنگ در نظر گرفته می شد.

شهید حاج حسین خرازی فرمانده دلاور لشکر امام حسین(ع) در عملیات خیبر شب هنگام یاران عاشوراییش را جمع کرد. همه جا را تاریک کرد. حسین وار بیعتش را از یارانش برداشت و گفت: «هر کس می تواند بماند و هر کس نمی تواند، آزاد است که برود.» کسی نرفت. نزدیک صبح حاج حسین بر اثر اصابت ترکش دست راستش را از دست داد

فتح خیبر اینبار نه در حجاز که در طلاییه

فرماندهان نظامی ایران با انتخاب هور و طراحی عملیاتی آبی خاکی ابتکار عمل را به دست گرفتند و جنگ را وارد مرحله جدیدی کردند. با فرمان این روزهای امام خمینی (ره) که به رزمندگان اسلام حسین وار جنگیدن را توصیه کردند و توجیه نیروها از به نتیجه رسیدن اهداف عملیات و اینکه یگان های زرهی عراق توان مقابله در هور را ندارند، روحیه ی رزمندگان ایران بالا رفت و همه چیز برای رقم زدن بیت المقدسی دوباره فراهم شد.

سرانجام در ساعت 20:30 مورخ 3/12/1362 عملیات خیبر با رمز یا رسول الله(ص) آغاز شد.

خیبر هر چند به اهداف اصلیش نرسید اما در جریان عملیات نیروهای ایران به شهر القرنه عراق هم رسیدند و بخشی از آن را به تصرف خود درآوردند. مردم عراق با مشاهده ی آنان به استقبال آمده، سر راه آنها گوسفند قربانی کردند. تردد ماشین ها روی جاده ی بصره – بغداد توسط نیروهای ایرانی قطع شد و این ظفرها ارتش عراق را به هم ریخت. آشفتگی دشمن به گونه ای بود که در شهر العماره وضعیت فوق العاده اعلام کردند و بلافاصله برای مقابله با این وضعیت نیروهای خود را با هلی کوپتر به منطقه اعزام کردند.

خیبر در طلاییه در زیر آتش سهمگین دشمن مرد می طلبید. «هر کس در طلاییه ایستاد اگر در کربلا هم بود می ایستاد.» شهید حجت الاسلام میثمی که در طلاییه حضور داشته است گوینده ی این جمله است.

شهید حاج حسین خرازی فرمانده دلاور لشکر امام حسین(ع) در عملیات خیبر شب هنگام یاران عاشوراییش را جمع کرد. همه جا را تاریک کرد. حسین وار بیعتش را از یارانش برداشت و گفت: «هر کس می تواند بماند و هر کس نمی تواند، آزاد است که برود.» کسی نرفت. نزدیک صبح حاج حسین بر اثر اصابت ترکش دست راستش را از دست داد.

خیبر بود که با تمام خوبی هایش همت را از ما گرفت و این فرمانده ی شجاع لشگر 27 را بی سر وارد بهشت کرد.

خیبر مردانگی مهدی باکری فرمانده لشگر31 عاشورا را نشان داد. کسی که برایش پیکر برادرش حمید جانشین لشگر 31 عاشورا، با پیکر بسیجی های لشگر فرقی ندارد و حمید را در مجنون رها کرد تا خودش هم مجنون شود.

خیبر هر چند حاج همت را از ما گرفت و حاج مهدی را بی برادر کرد این تلخی تا ابد در دل عشاق باقی خواهد ماند اما روح تازه ای در جان مردم دمید و امید را دوباره به شهر برگرداند و فتح خرمشهر را شیرین تر کرد.

تهران – زمستان 1389

حالا من و تو نباید هرگز اجازه دهیم که صدای حــاج همـــت در درونمان گم شود، این سردار خیبر باید قلعه قلب ما را نیز فتح کند. باید در این روزگار همچون یاران حاج حسین حتی اگر همه جا تاریک شد سید علی را تنها نگذاریم و باید مانند حمید ،حسین وار وارد جنگ شویم و حسین وار به شهادت برسیم. انشالله.
+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1390ساعت 19:14  توسط ر  | 

نوروز جبهه ها

نوروز جبهه ها


هفت سین واحد تخریب که عبارت بود از: سرنیزه، سیم خاردار، مین سوسکی، مین سبدی، سیم تله انفجاری و در سایر واحدها: سمبه، سیمینوف، سرب، ساچمه


آغاز سال نو و جشن عید نوروز با دید و بازدید و تبریک و تهنیت و عیدی دادن و عیدی گرفتن ها کم و بیش در منطقه نیز جریان داشت. منتها با همان رنگ و روی منطقه ای. موقع تحویل سال، بعضی سفره هفت سین می انداختند که سین های آن بسته به نوع رسته بچه ها توفیر می کرد. در تخریب که بیشتر با مین سر و کار داشتند، به نحوی بود و در زرهی به نحو دیگر. به همین ترتیب بود در سایر واحدها.

نوروز جبهه ها

سلاح هایی از قبیل سیمینوف و سام - هفت (نوعی موشک) و وسایلی نظیر سمبه و سرنیزه و بقیه آنچه را که از لوازم جنگی بود و حرف اول اسم آنها «سین» در هفت سین جا می دادند. مثل هفت سین واحد تخریب که عبارت بود از: سرنیزه، سیم خاردار، مین سوسکی، مین سبدی، سیم تله انفجاری و در سایر واحدها: سمبه، سیمینوف، سرب، ساچمه.

اگر موقع نوروز و حلول سال نو بعد از عملیات بود، قضیه صورت دیگری داشت: عکس شهدای عملیات را سر سفره می چیدند، به سر لوله تفنگ ها پرچم سرخ می زدند، وصیت نامه ها یا نوار صدای دوستان در لحظات قبل از شهادت را سر سفره می گذاشتند، جای شهدا و مفقودالاثرها را خالی می کردند،... بعد که دل های داغدار جمع می شدند، برادرانی که جراحت سطحی تری داشتند و می توانستند روی پای خود بایستند می آمدند و با حضور فرمانده، روحانی و طلبه گردان شروع می کردند به نوحه خوانی و راه انداختن سینه زنی، سپس دعای توسل، که با سوز و گدازی خاص برگزار می شد و شب عید و تازگی زخم گویی بیشتر کبابشان می کرد.

لحظه آغاز سال نو، بعضی ها که در خط بودند با شلیک گلوله ای به سمت دشمن ابراز احساسات می کردند. ناهار روز عید هم بچه ها با چلوکباب و نوشابه پذیرایی می شدند. سکه هایی که به دست امام متبرک شده بود و معمولاً حاجی بخشی آنها را توزیع می کرد هم جای خود را داشت؛ همچنین بود آنچه که از تبلیغات گردان می رسید، از قبیل پیام رئیس جمهور، نخست وزیر، اسکناس های صد ریالی و مثل آن. نوعی عیدی دادن هم بین خود بچه ها معمول بود که بعضی خودشان طلب می کردند و نوعش را معین، چنان که یکی از دیگری دست خطی می خواست و چیز دیگری را قبول نمی کرد و او بعد از مهلتی، عبارت «کتب علیکم القتال» را می نوشت و در پاکتی تقدیمش می کرد که تا سرحد شهادت نصب العین هم رزمش بود.

اگر موقع نوروز و حلول سال نو بعد از عملیات بود، قضیه صورت دیگری داشت: عکس شهدای عملیات را سر سفره می چیدند، به سر لوله تفنگ ها پرچم سرخ می زدند، وصیت نامه ها یا نوار صدای دوستان در لحظات قبل از شهادت را سر سفره می گذاشتند، جای شهدا و مفقودالاثرها را خالی می کردند،...

دید و بازدید از گردان های هم جوار و رفتن سراغ فرماندهان و روبوسی با آنها هم از جمله سنت های حسنه ای بود که در ایام سال نو به ندرت ترک می شد. بچه هایی بودند که چهار پنج سال سابقه حضور در منطقه را داشتند و همین امر ایجاب می کرد که مثل خانه خود، نسبت به آغاز بهار و جشن نوروز بی توجه نباشند. مراسم نوروز در جبهه به هر نحو ممکن اجرا می شد. تهیه شیرینی و کمپوت و میوه از شهر و آوردن آن به خط اول و خواندن شعر و شوخی و وقت خوش کردن با یکدیگر، گستردن سفره عید و نو کردن زیرانداز ولو در تبدیل گونی به پتو، برگزاری مراسم عید حتی در ساختمانی نیمه مخروبه در شهری خالی از سکنه و بدون آب و برق (مثل پیرانشهر سال 63) و تزیین در و دیوار و تهیه تنگ ماهی و انداختن قورباغه درون آب! و بالاخره دست برداشتن از دفاع و دست به قبضه سلاح نبردن مگر از روی ناچاری و به ناگزیر و چیدن گل و گیاه صحرایی و آوردن باغ و بهار به سنگر و سوله و ریختن اشک در فراق یاران یک دل.

روحمان با یادشان خرّم .

+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1390ساعت 19:8  توسط ر  | 

چرا عید، چرا راهیان نور؟

چرا عید، چرا راهیان نور؟

چرا راهیان نور؟ چرا ایام عید؟ چرا خوزستان و گرما و سیاه سوخته شدن؟ چرا ایام تعطیلی که باید به تفریح و استراحت و … بگذره را صرف بیابون گردی کنیم؟ …

چرا راهیان نور؟

واسه چی بریم جنوب؟ مگه چی بهمون میدن و یا چی گیرمون میاد؟ اصلاً یه جنگی که سال59شروع شد و 67 تموم شد چه دردی از  من دوا میکنه؟ چرا … و چرا….؟

من سعیم رو کردم و برای سوالای بالا چند تا جواب پیدا کردم، دلم هم به صدق و درستیشون رضا داره؛ حالا اینا جوابای دل بنده، تونخواستی قبول نکن.

راحت باش، رد و قبول تو فقط توی دل خودت ثبت میشه و کسی هم عمراً ازت بازخواستی نمی کنه.

راهیان نور

اما چرا راهیان نور؟ نشنیدیم که « اونایی که رفتن کاری حسینی کردند و اونایی که موندن باید کاری زینبی کنن و الا … » خوب قله نشین های شهادت و خون که خودشون رو رسوندن به اوج ما هم که این پایین نشسته ایم نباید بشینیم و هی بگیم « اووو.. کو تا قله» باید تکونی بخوریم و خودمون را راهی این اقیانوس نور کنیم، کاری هم نداشته باش که چی هستی و کجای کاری. یادمون نرفته که هر کی از بازار عطر فروش ها رد بشه خواه ناخواه عطر اونجا رو به خودش می گیره. و البته با کمی زرنگی و کیاست که صفت یک مؤمنه، میتونه این عطر را واسه خودش حفظ کنه.

با این حساب راهیان نور فقط چند روز گردش توی منطقه جنگی نیست . سرجمع حرفام اینه که راهیان نور، جا زدن خودت توی یه مسیر نورانی و مقدسه که بخوای یا نخوای تو رو از دکان عطر فروشان عرشی رد میکنن شاید کمی توهم عطر اونا رو بگیری. زرنگ تر که باشی می تونی بعد از توجیه شدن خودت نسبت به منطقه معرفت و ایثار و محور عملیاتی خدایی شدن بیابی و عطر اونجا رو برای بقیه هم سوغات بیاری و گرای منطقه هدف رو به اونایی که طالب خیر و سعادتشون هستی بدی تا اونها هم قطب نمای دلشون جهت خدایی شدن را بگیره. مطمئن باش که مغناطیس قوی اقیانوس نور دل اونها رو هم از این رو به اون رو میکنه.

اما چرا عید؟

امام متقیان عالم میگه «عید روزی آید که تو اون معصیت خدا نشده باشه و طاعت معبود به جا آورده بشه» می دونی که معنی عید چیه؟ روزی که وعده داده شده و ملازم با خجستگی و مبارکی آید. بیا کمی در مورد این چند تا کلمه حرف بزنیم، روز وعده داده شده: روزی که دیدار ما با « بهترین های امت پیامبر که در آخر الزمان، شهادت اونا رو گلچین می کند» محقق میشه یا روزی که قدم های ما با خاکی تلاقی می کند که روزگاری بوسه بر قدمگاه امام رضا (علیه السلام) زده و حضرت گفته که« روزگاری جمعی از شیعیان ما در این خاک به خون خود می غلطند » و از همه اینها بالا تر تحقق وعده روز ملاقات با کسانی که خداوند در موردشان فرموده سابقون عبادِ من گروه قلیلی از آخر الزمانیان هستند.

اما مبارکی و خجستگی، راستشو به من بگو چه مبارکی بالاتر از رهایی و جدا شدن از بند دنیا و مافیها تا آدم یه ذره به خودش بیاد و بال های خاکی اش را کمی سبک تر کند شاید کمی اوج بگیرد، به قول رند شیرازی :

                                           شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش

                                                که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش

آره راهیان نور یعنی جرعه نوشیدن از این جام تا عیدمون واقعاً عید بشه . پر از طاعت خدا، پر از وعده های محقق شده و پر از مبارکی و خجستگی.

راهیان نور، جا زدن خودت توی یه مسیر نورانی و مقدسه که بخوای یا نخوای تو رو از دکان عطر فروشان عرشی رد میکنن شاید کمی توهم عطر اونا رو بگیری. زرنگ تر که باشی می تونی بعد از توجیه شدن خودت نسبت به منطقه معرفت و ایثار و محور عملیاتی خدایی شدن بیابی و عطر اونجا رو برای بقیه هم سوغات بیاری و گرای منطقه هدف رو به اونایی که طالب خیر و سعادتشون هستی بدی ...

اما چرا مناطق جنگی؟ مگه نمیگن خدا همه جا هست « وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ » آره تو راست میگی خدا همه جا هست اما قبول کن من و تو بعضی جاها بیشتر میتونیم این رو حس کنیم  که بعضی جاها عطر خدا بیشتر به مشام میرسه، مگه نشنیدی که میگن «شرف المکان بالمکین» یعنی عزت و شرف هر مکانی به ساکنین اونجاست. خدایی اونهایی که تو همین بیابون ها برای معبودشون «رقصی چنین میان میدان» به جا آورده اند مایه شرف کل عالم نمیتونن باشن؟ یا کسایی که به قول روح خدا « نظر می کنند به وجه الله » مایه شرف و عظمت حتی یک کهکشان نیستند؟ و آیا یه روز همین خاک نمی خواد شهادت بده که « مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ» یعنی خاک نمی گه که از این بزرگ مردهای تاریخ به عهدشون وفا کردند و اون را به آخر رسوندن. پس بیا حالا که قدم های لرزان من و تو با این خاک تلاقی کرده اونو شاهد بگیریم که ما هم اومدیم و از خود شهدا خواستیم که از خدا برامون طلب کنند تا یه دل سیر رقصی چنین میانه میدان آرزو کنیم. و بگیم اومدیم بلکه چند قدمی روی این خاک عزت بگیریم.

سرت را خیلی درد آوردم. برم سروقت اینکه پرسه توی خاک این بیابونا که پر از غصه اون روزای سخت جهاد و شهادته و اتفاقاً هنوز هم بوی غربت همون روز را میده چه قصه ای برای امروز من داره؟ رک و پوست کنده بگو ببینم ما قبول داریم که « وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ » یا نه؟

اما اگه قبول داریم و گوش هامون توی این همه هیاهو و غوغا و وانفسا، زیادی سنگین نشده باشه دستمون میاد که اونا دارن به ما میگن: اگه گفتی« ربنا الله ..» مطمئن باش بعدش «ثم استقاموا ..» داره اگه هوس صعود به قله معرفت داری پی بالا کشیدن از دامنه های صعب و شیب تند نفس را باید به تنت بمالی و از همه مهم تر تو پرتگاه ها حواست به « جلو دارت» باشه تا یه وقتی به چپ و یه وقتی به راست منحرف نشی. متوجه ای که چی میگم؟ اونا راز سرفرازی را توی تسلیم شدن می دیدن اما تسلیم خدا و اولیای اون نه مثل بعضی از خاموش فکران امروزی که همون روزها هم پیدا می شده که آزادی و سر افرازی توی بندگی شیطون و ایاری منافقان صفت اون می بینند.

آره میخوان به من و تو بگن که اگرچه راه سختی در پیشه، اگرچه دست ما کوتاه و خرما بر نخیل، اما تو مرد میدان باش و نترس اگه عاشق باشی و جوینده لاجرم به تو هم عنایت میشه و یادت نره که:

                                     در ره منزل لیلی که خطر هاست در آن

                             شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

یا حسین

+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1390ساعت 19:6  توسط ر  | 

سردترين و گرمترين نقاط عالم

از همه جا سردتر

سردترين جايي که تا به حال در منظومه شمسي ما پيدا شده، روي کره ماه است. در سال 87 ماهواره اکتشافي ناسا، دماي گودال هميشه در سايه‌اي را در قطب جنوب ماه را 240- درجه سانتي‌گراد اندازه‌گيري کرد. اين دما حتي از دماي اندازه‌گيري شده براي پلوتو که فاصله‌اش از خورشيد 40 برابر فاصله زمين از خورشيد است نيز 10 درجه سردتر است.

اما سردترين جاي شناخته شده در دنيا، قلب سحابي بومرنگ است که پنج‌هزار سال نوري با ما فاصله دارد. دانشمندان در سال 1997/ 1376 گزارش کردند که گازهاي به جا مانده از يک ستاره مرکزي در حال مرگ، با سرعت خيره‌کننده‌اي جارو مي‌شوند و آن ناحيه از فضا تا دماي يک درجه کلوين سرد شده است، يعني تنها يک درجه گرم‌تر از دماي صفر مطلق. معمولا آثار به جا مانده از تشعشعات حاصل از انفجار بزرگ، يا همان تابش ريزموج زمينه کيهاني، ابرهاي گازي موجود در فضا را تا 2.7 کلوين گرم مي کند. اما انبساط سحابي بومرنگ نوعي يخچال کيهاني پديد آورده که باعث مي‌شود گازها سرماي غيرعادي خود را همچنان حفظ کنند و گرم‌تر از اين نشوند.

البته رکورد کم‌ترين دما متعلق به يک آزمايشگاه روي سياره زمين است. در سال 2003/ 1382 دانشمندان موسسه فناوري ماساچوست (ام.آي.تي) اعلام کردند که ابري از اتم‌هاي سديم را تا 0.45 نانوکلوين سرد کرده‌اند، که اين رقم رکورد را شکست. پيش از آن،‌ در سال 1999/ 1378 دانشمندان دانشگاه صنعتي هلسينکي در کشور فنلاند توانسته بودند قطعه‌اي از فلز روديم را تا 1 نانوکلوين سرد نمايند.

از همه جا گرمتر

 براي سفر به داغ‌ترين منطقه کيهان ابتدا بايد از خورشيد گذشت. قلب آتشين منظومه شمسي با دماي سطحي 5800 درجه کلوين،ا از سردي فاصله زيادي دارد؛ اما اين دما به هيچ وجه يک رکورد کيهاني به شمار نمي‌رود. ستارگان ابرغول آبي که جرم سنگين‌شان با فشردن هسته ستاره، کوره‌اي هسته‌اي را درون آنها به وجود مي‌آورد؛ بيش از 50 هزار درجه کلوين حرارت دارند.

حتي اين غول‌هاي کيهاني در مقابل کوتوله‌هاي سفيد سر تعظيم فرود مي‌آورند؛ کره‌هاي متراکمي از گرما که باقيمانده سوختن يک ستاره هستند. يکي از همين کوره‌هاي کيهاني به نام HD62166 حرارتي معادل 200 هزار درجه کلوين دارد. گرماي سوزاني که به تنهايي سحابي وسيعي را توسط جو نوراني خود روشن مي‌کند.

با فرو رفتن به درون يک ستاره، اين گرماي جهنمي باز هم افزايش مي‌يابد. دماي هسته ابرستارگان مي‌تواند از يک ميليارد درجه کلوين فراتر باشد. براي يک ستاره پايدار از نظر تئوري، حد بالاي اين دما معادل 6 ميليارد درجه کلوين است. در چنين دمايي ماده موجود در ستاره شروع به تابش فوتون‌هايي با انرژي فوق‌العاده بالا مي‌کند. سطح انرژي اين فوتون‌ها به اندازه‌اي خطرناک است که ممکن است با برخورد آنها به يکديگر، الکترون و پوزيترون توليد شود. نتيجه اين فرايند يک واکنش زنجيره‌اي است که منجر به از بين رفتن ستاره طي انفجاري بسيار بزرگ مي‌شود.

فوران هاي خورشيدي

با تمام اين اوصاف، حتي اين دما هم در مقايسه با چيزي که يک انفجار پرتو گاما را ايجاد مي‌کند، رکورد محسوب نمي‌شود! هر روز يک يا دو مورد از اين تلالوهاي کوتاه مدت پر انرژي توسط تلسکوپ‌هاي مخصوص رديابي مي‌شود. اخترشناسان اعتقاد دارند که در صورت فلکي اکليل شمالي، نشانه‌هايي از تولد سياه‌چاله‌ها وجود دارد. اين اتفاق زماني رخ مي‌دهد که هسته يک ستاره عظيم فرو مي‌پاشد، يا وقتي‌که دو ستاره نوتروني فوق چگال با يکديگر برخورد مي‌کنند. در اثر اين اتفاق، انرژي گرانشي به نحوي به دسته‌اي از پرتو گاما و تابش‌هاي ديگر تبديل مي‌شود. با وجود اينکه جزئيات اين فرايند کماکان ناشناخته است، کره آتشيني از ذرات نسبيتي طي آن ايجاد مي‌شود که حرارت آن به يک تريليون (هر تريليون معادل 10 به توان 12 است) درجه کلوين مي‌رسد.

اما باز هم بشر در مورد داغترين جاي جهان رکوردي به نام خود ثبت کرد. دانشمندان در پاييز گذشته هسته‌هاي عنصر سرب را در برخورددهنده بزرگ هادروني (ال.اچ.سي) به يکديگر کوباندند. هدف از اين آزمايش، شبيه‌سازي لحظات نخست پس از مهبانگ بود. نتيجه اين آزمايش بالاترين دمايي بود که تا کنون بر روي زمين ثبت شده است، کره آتشيني از ذرات زيراتمي که دمايي معادل چندين تريليون درجه کلوين داشت.

+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1390ساعت 19:3  توسط ر  | 

این دوچرخه را دیده اید؟

این دوچرخه را دیده اید؟


کمتر کسی است که در مورد فواید ورزش دوچرخه سواری چیزی نشنیده باشه شاید بدانید که دوچرخه سواری احساس جوانی در فرد ایجاد می کند و استرس را کاهش می دهد.


دوچرخه  بی سیم bicycle

با توجه به اینکه دوچرخه سواری یک فعالیت هوازی است، به ریه ها  که برای ارسال بیشترین میزان اکسیژن به داخل بدن منبسط می شوند کمک شایانی می کند همچنین برای قلب که برای انتقال این اکسیژن به تمام بدن ضربان سریع تری پیدا می کند ، مفید است قلب و ریه هایی قوی اساس تناسب اندام عمومی می باشد.

اما در مورد مضرات دوچرخه ها به چه مواردی می توان اشاره کرد؟

در سایت Gizmag در مورد دوچرخه جدیدی که قابلیت های جالبی دارد بحث شده که گفتگوی خود را با پرسشی شروع کرده است

آیا شما در زمان دوچرخه سواری با دنده های مختلف  که دور قاب دوچرخه پیچیده شده است و سیم های ترمز مشکل دارید؟ اگر شما از یک دوچرخه با پدال استاندارد استفاده می کنید،در جواب به پرسش بالا،  احتمالا پاسخ منفی می دهید. اما اگر شما یکی از بیشمار استفاده کنندگان دوچرخه های الکترونیکی هستید جواب متفاوتی خواهید داد.

سیم کشی معیوب، یکی از شایع ترین علل شکست در این نوع وسایل نقلیه از جمله این دوچرخه ها می باشد.

در حالی که برخی، سیم کشی نا مرتب را درون قاب دوچرخه مخفی می کنند، بسیاری از دوچرخه های الکترونیکی  دارای سیم هایی که در جهت پایین بیرون آمده اند. مانند بسیاری از دستگاههای الکتریکی امروز، اما جالب است بدانید دوچرخه‌های الکتریکی جدید، اوضاع  آشفته و شلختگی دوچرخه های گذشته را به دلیل استفاده از تکنولوژی بیسیم ، ندارند!

شرکت کانادایی Daymak، از دوچرخه الکتریکی ساخته شده  جدید خود ،به عنوان "اولین دوچرخه الکتریکی بی‌سیم برقی در جهان" نام برده است.

این شرکت به منظور جلوگیزی از تداخل انرژی از ادغان تجهیزات بی‌سیم 2.4 گیگا هرتزی در ISMبا گســترش طیف فرکانس اسـتفاده کـرده است.

دوچرخه‌های Shadow، سیم ترمز یا دنده و سیم الکتریکی قابل مشاهده ای ندارد که  متصل کننده موتور به باتری‌ها یا فرمان باشد. با خاموش یا روشن شدن موتور الکتریکی، کنترل ترمزهای مغناطیسی، پدال و فرمان ، همه به صورت بی‌سیم از طریق فرمان قسمت Dymak  کنترل می‌شوند.

سیم‌کشی‌ و تجهیزات الکترونیکی این دوچرخه‌ها شامل، موتور، باتری لیتیوم پلیمری و فرمان رانندگی بی‌سیم Dymac ، همگی داخل چرخ جلویی دوچرخه قرار داده شده‌اند که با طراحی پره و قاب اصلاح شده است.

همچنین چرخها دارای پورت Usb، پورت شارژ و باتری نمایشگر چراغ قدرت هستند. زمانی که ترمزهای روی فرمان بی‌سیم فشار داده می‌شوند، سیستم ترمز ژنراتور دست به کار می‌شود. از این چرخ ها  همچنین می‌توان به عنوان یک ژنراتور برای شارژ دستگاه‌های مختلف بوسیله پورت Usb نیز استفاده کرد.

دوچرخه‌های Shadow، سیم ترمز یا دنده و سیم الکتریکی قابل مشاهده ای ندارد که  متصل کننده موتور به باتری‌ها یا فرمان باشد. با خاموش یا روشن شدن موتور الکتریکی، کنترل ترمزهای مغناطیسی، پدال و فرمان ، همه به صورت بی‌سیم از طریق فرمان قسمت Dymak  کنترل می‌شوند

 

Dymak یک دوچرخه با موتور الکتریکی 250 و 350 واتی و باتری لیتیومی 36 ولتی است که 10 آمپرساعت انرژی ارئه می دهد که این توانایی را به دوچرخه می دهد تا قدرت طی کردن مسافتی برابر با 20 تا 25 کیلومتر (12 تا 15 مایل) را داشته باشد. البته بودن اگر پدال هم بزنید و از موتور هم استفاده کنید می توانید مسافت 35 تا 40 کیلومتر (22 تا 25 مایل) را  طی کنید.

شارژ مجدد باتری‌ها بین 4 تا 5 ساعت به طول می انجامد و برای 750-800 دور چرخش چرخها خوب است.

شرکت Dymac ادعا کرده استکه تمام اجزای این دوچرخه‌ها کوپل شده‌اند و احتمال اتفاقی عجیب مثلا هک شدن یک در میلیارد می باشد.

طبق نظر Dymac، استفاده از فناوری بی‌سیم نیز بدین معنی می باشد که این دوچرخه‌ها قابلیت به‌روز شدن برای ارتباط دوطرفه با تلفن های همراه و حتی رایانه‌های شخصی را دارا باشند و در آینده‌ای نه چندان دور این دوچرخه‌ها ، مجهز به سیستم‌های مشابه کنترل از راه دور و استفاده از فناوری WiFi خواهند شد.


در حال حاضر  این شرکت پیش‌فروش دوچرخه‌های بی‌سیم خود  را با قیمت 1999 دلار شروع و آنها را اواخر  آوریل ( اردیبهشت) آینده به مشتریان عرضه خواهد کرد.

+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1390ساعت 19:2  توسط ر  |