عصرمیعاد

سیاسی اجتماعی فرهنگی

شهید حسین خرازی به روایت رهبر انقلاب

مى‌خواهم دل ولایت را راضى كنم

همزمان با آغاز اردوهای بازدید از مناطق عملیاتی دفاع مقدس (راهیان نور)، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در ویژه‌نامه‌ای با عنوان «پلاك»، به مرور رهنمودهای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره روایتگری سیره‌ی شهدا، خاطرات و روایت معظم‌له از پنج فرمانده سال‌های دفاع مقدس، بخشی از وصیت‌نامه‌ی این شهدا و خاطره‌ی كوتاهی از زبان شهید یا هم‌رزمان آن‌ها می‌پردازد.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif هرچه داریم از بركت امام است*
آشنایی من با شهید خرازی از سال 58 است؛ یعنی درست بعد از پیروزی انقلاب و شروع كار كمیته‌های دفاع شهری در رابطه با انتظامات شهر و دستگیری افراد ضد انقلاب بود و این آشنایی همچنان دوام یافت و در اكثر عملیات رزمندگان اسلام با ایشان ارتباط نزدیك داشتم.

در رابطه با خصوصیات شهید خرازی به گوشه‌ای از روحیات سیاسی و اجتماعی او اشاره می‌كنم: بارها با ایشان درباره مسئولین شهر و استان اصفهان صحبت كردم چون او اهل اصفهان بود و اصولاً لشگر امام حسین(ع) از اصفهان است. او می‌گفت كاری به خط و خط‌بازی‌ها نداشته باشید، ببینید امام چه می‌گوید، مسیر امام كدام است. اگر قبول دارید امام ولی فقیه هستند كه مسلماً هستند، پس ما باید با او باشیم؛ هرچه گفت بپذیریم، هركه را انتخاب كرد قبول كنیم. اگر نماینده‌ای را برای منطقه‌ای برگزید، مطیع نماینده او باشیم. اگر كسی مسئولیتی دارد از بركت خون شهدا دارد از وجود نازنین امام دارد. ما درباره سیاست باید به او اقتدا كنیم.

او به راستی دارای تقوای سیاسی بود با وجودی كه فرمانده سپاه و لشگر بود و امكانات فراوان در دست او بود، اما درست مثل یك بسیجی ساده زندگی می‌كرد. بارها می‌گفت: من یك پاسدار هستم. باید طوری زندگی كنم كه اگر فردا این پست و مقام را از من گرفتند، وضع زندگی‌ام با دیروز كه صاحب مقام و عنوان بودم تفاوت نكند.
* خاطره‌ای از سردار حاج‌هاشمی، برگرفته از كتاب «سیمای سرداران شهید اسلام»


http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif شهید خرازی به روایت رهبر انقلاب
آن روز كه جوانان ما چه در قالب بسیج، چه در قالب سپاه یا دیگر نیروهاى مسلح، وارد میدان شدند و فداكارانه جنگیدند، براى اكثرشان اهمیت مسأله معلوم بود؛ مى‌فهمیدند از چه و مقابل چه كسى دفاع مى‌كنند. آنهایى كه كنار نشستند و تماشا كردند، این‌جاى قضیه را كم داشتند و اهمیت موضوع برایشان معلوم نبود. مسأله، فقط شكستن مرز و تصرف قسمتى از خاك نبود. اولا مسأله‌ى عزت و شرف و شخصیت و هویت آبروى یك ملت مطرح بود؛ ملتى كه حرف نویى به میان آورده است و همه‌ى مستكبران جهان دست به دست هم داده‌اند تا آن حرف نو را در دهان او خفه كنند و نگذارند بیرون بیاید. ثانیا مسأله‌ى اسلام در میان بود. اگر ما در جنگ تحمیلى شكست خورده بودیم و دشمن ما به هدفهاى خود رسیده بود، اسلام در هیچ نقطه‌ى دنیا از خجالت نمى‌توانست سر بلند كند و طرفداران اسلام، دیگر آن جان و نفس و روحیه را نداشتند تا بتوانند با داعیه‌ى اسلام، مطالبه‌اى را در فضاى دنیا مطرح كنند. ایرانى كه پرچم اسلام را بر دوش گرفته بود و دنبال یك مسلمان والا، یك عالم دین و یك زاهد پارساى تارك دنیا - كه همه، این خصوصیات را در امام بزرگوار ما قبول داشتند - راه افتاده بود؛ اگر در آن قضیه، شكست مى‌خورد - جوانان ما، جبهه‌ى ما و ایران ما شكست مى‌خوردند - امروز صدها هزار نفر در كشورهاى دوردست اسلامى در خیابانها راه نمى‌افتادند تا صریح و علنى و على‌رغم حكومتهاى خودشان، به نفع یك كشور مسلمان - مستضعفان افغانستان - فریاد بزنند.



این جرأت، این اعتماد به نفس اسلامى، این‌كه ملت مسلمانى براى خود این حق را داشته باشد كه در قضایاى ملتهاى مسلمان و قضایاى اسلام فریاد بزند، در زیر سایه‌ى هیبت و عظمت و شكوه سربرافراشته‌ى ایران اسلامى پدید آمد. این گردن برافراشته را جوانان ما به وجود آوردند؛ مى‌فهمیدند چه كار مى‌كنند؛ لذا سختیها براى آنها هموار بود. شهید خرازى به رفقایش گفته بود: «من اهمیت نمى‌دهم درباره‌ى ما چه مى‌گویند؛ من مى‌خواهم دل ولایت را راضى كنم.» او مى‌دانست كه آن دل آگاه و بصیر، فقط به ایران، به جماران، به تهران و به مجموعه‌ى یك ملت نمى‌اندیشد؛ به دنیاى اسلام مى‌اندیشد و در وراى دنیاى اسلام، به بشریت.
بیانات در دیدار خانواده‌هاى شهدا و جانبازان استان اصفهان 1380/8/9
 


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 18:43  توسط ر  | 

سخنان رهبر درموردجنگ نرم

                                                                         مي خواهند نظام از محتواي اسلامي     وانقلابي تهي شود.

همه بدانند كه امروز دشمنان جمهوري اسلامي از بر كندن اين بنيان مستحكم احساس عجز مي كنند سعي شان اين است كه به وسايل گوناگون به دست خود كساني كه تو اين انقلاب بودند وهستند از اين محتوا ذره  ذره بكنند . جمهوري اسلامي اسمش جمهوري اسلامي باشد اسمش نظام انقلابي باشد اما از محتواي اسلام  از محتواي انقللاب در ان خبري نباشد. 28/11/1387

 يكي از خطوط دشمن منصرف كردن ذهن مردم از دشمني دشمن است

هرگز منكر نيستيم كه در نارسائي هاي گوناگون و مشكلات فراوان كه بر سر راه جامعه وافرادش پيش مي آيد تقصيرهاي شخصي و تقصيرهاي اجتماعي از درون وجود دارد در اين هيچ ترديدي نيست دشمن هم اگر ضربه اي به ما زد و اين ضربه كاري شد اين هم « من نفسك » است ؟ ..... منتها نكته اين است كه اگر انسان بخواهد ضربه نخورد ، بايد نقش دشمن را ببيند . يكي از لوازم توجه و ملاحظه براي ضربه نخوردن ديدن دشمني است كه مي خواهد به ما ضربه بزند از اين ما را نبايد غافل كنند . خط اغفال به خصوص خواص و نخبگان از تاثير دشمن ، يكي از خطوط القائي و تبليغاتي دشمن است. 2/7/1388

 سياسيون ، مطبوعاتي ها وجوانان در ميدان دشمن بازي نكنند

در ميدان تنظيم شده ي از سوي دشمن بازي نكنيد.اين را مراقب باشيد . همه مراقب بانشد ، مطبوعتي ها هم مراقب باشند ، جوان ها هم مراقب باشند ، خود مسئولين هم مراقب باشند . دشمن طراحي ميكند . در ميداني كه او درست كرده ، بازي نكنيد چون چه ببريد ، چه ببازيد ، به نفع اوست.  13/8/1387

 ارعاب ، شيوه حمله نرم

آنها مي خواهند اتكا به نفس جوانان را از بين ببرند آنها مي خواهند افق مقابل چشم نسل جوان ما را تيره و مبهم و وهم آلود جلوه بدهند آنها مي خواهند حتي مديران ارشد سياسي كشور را از اقدام شجاعانه در مسائل گوناگون منصرف كنند و انها را بترسانند – از مهمترين ابزارهاي استكبار همين قدرتها و سلطه هاي جهاني ، ترساندن است .28/2/1383

 خواص آماج و هدف توئطه هاي دشمن هستند

مروز به گمان من ، هدف و آماج توئطه هاي دشمن خواص است. آماج دشمن ، خواص است . مي نشينند طراحي مي كنند تا ذهن خواص را عوض كنند  براي اينكه بتوانند مردم را بكشانند چون خواص تاثير ميگزارند و در عموم مردم نفئذ كلمه دارند . 2/7/1388

پشت سنگرها خوابمان نبرد

هميشه امكان ضربه زدن از سوي دشمنان انقلاب و دشمنان ايران اسلامي هست حتي در بهترين شرايط . هميشه كمين دشمن را در نظر داشته باشيم . غفلت از اينكه ممكن است به حركت عمومي ملت ايران ضربه اي وارد شود ، چيز خطر ناكي است . هوشيار باشيد . اين همان توصيه ي امير مؤمنان ( سلام اللّه عليه ) است كه فرمود :«و من نام لم ينم عنه » در عرصه زندگي سياسي دچار خواب آلودگي نشويم در پشت سنگرها خوابمان نبرد . اگر تو خوابت برد ، بايد بداني كه دشنمن ممكن است بيدار باشد .  12/5/1388

 

افسران و فرماندهان جنگ نرم

در اين جنگ نرم ، شما جوانهاي دانشجو ، افسران جوان اين جبهه ايد ....  افسر جوان در صحنه است هم به دستور عمل ميكند ، هم صحنه را درست ميبيند با جسم خود و جان خود صحنه را مي آزمايد . لذا اينان افسران جوانند . شما كه استااد او هستيد ، رتبه ي بالاتر افسر جوانيد شما فرمانده اي هستيد كه بايد مسائل كلان را ببيند دشمن را درست شناسائي بكنيد هدف هاي دشمن را كشف بكنيد احيانا به قرارگاه هاي دشمن ، آن چناني كه خود او نداند ، سر بكشيد و بر اساس او ، طراحي كلان بكنيد و در اين طراحي كلان ، حركت كنيد .  8/6/1388

 شروط وبايسته هاي فعاليت در جنگ نرم

شرط اصلي فعاليت درست شما در اين جبهه ي جنگ نرم ، يكي اش نگاه خوشبينانه واميدوارانه است . من نگاهم به آينده ، خوشبينانه است نه از روي توهم ، بلكه از روي بصيرت . شما جوانيد- مركز خوشبيني- مواظب باشيد نگاهتان به آينده ، نگاه بد بينانه نباشد نگاه اميد وارانه باشد ، نه نگاه نوميدانه . شرط ديگر اين است كه در قضا يا افراط وجود نداشته باشد .....مراقب باشيد تندروي ، انسان را پيش نميبرد . بافكر ، تصميم بگيريد . 4/6/1388

راهكارهاي مقابله را خودتان پياده كنيد

اين كه ( شما افسران جوان جبهه ي مقابله با جنگ نرم ) چه كار بايد بكنيد ، چه جوري بايد عمل كنيد ، چه جوري بايد تبيين كنيد ، اينها چيزهاي نيست كه من بيايم فهرست كنم ، بگويم آقا اين عمل را انجام بدهيد ، اين عمل را انجام ندهيد اينها كارهائي است كه خود شماها بايد در مجامع اصلي تان ، فكري تان ، در اتاق هاي فكرتان بنشينيد ، راهكارها را پيدا كنيد ليكن هدف مشخص است : هدف ، دفاع از نظام اسلامي و جمهوري اسلامي است در مقابله ي با يك حركت همه جانبه ي متكي به زور و تزوير و پول و امكانات عظيم پيشرفته ي علمي رسانه اي . بايد با اين جريان شيطاني خطر ناك مقابله شود . 4/6/1388

دشمن نبايد بتواند از هيچ حركت و اظهار و موضعگيري شما استفاده كند

در جنگ فرهنگي ، در جنگ سياسي ، در جنگ امنيتي ، تحرك دشمن را نمي توان درست ديد . گاهي اوقات ، دشمن كار رابه گونه اي ترتيب مي دهد كه حرف حقي ، از زبان يك نفر صادر بشود . دشمن ناحق و باطل است ، پس چرا مي خواهد اين حرف حق از زبان آن شخص صادر بشود . چون مي خواهد پازل خودش را كامل كند . اين پازل از صد يا دويست قطعه تشكيل شده يك قطعه اش هم همين حرف حقي است كه آن شخص بايد بزند تا اين پازل را كامل كند . اينجا اين حرف حق را نبايد زد . پازل دشمن را نبايد كامل كرد . در اين حد هوشياري لازم است . دشمن نبايد بتواند از هيچ حركت و اظهار و موضعگيري شما استفاده كند . اين ، اصل اول و يك خط قرمز است . 31/2/1386

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 18:38  توسط ر  | 

6 نکته درباره هدفمندی یارانه‌‌ها

6 نکته درباره هدفمندی یارانه‌‌ها

در خصوص مدیریت اجرایی طرح هدفمند کردن یارانه‌ها لازم می‌داند تا تذکرات ذیل به عزیزان ستاد طرح تحول اقتصادی و سازمان هدفمند‌سازی یارانه‌ها جهت بهبود و تکامل اجرای بهینه طرح ارائه شود:

الف) توجه شود که یکی از اهداف اساسی طرح هدفمندی یارانه‌ها حذف برنامه چند نرخی بودن کالاها و خدمات است. چند نرخی باعث اتلاف و اسراف و قاچاق و از عوامل مهم رانت بوده و این طرح برای حل این معضل ارائه شده است. ظاهراً عزیزان توجه نکردند که اگر قصد حمایت دارند بسان مصرف کنندگان و خانوارها نیز باید به کلیه بهره برداران از قبیل کشاورزان، کامیون داران و صنایع و... کمک‌ها در حساب هوشمندی به صورت نقدی برای آنان ریخته شود تا اینان نیز به خود آمده و فرآیند مدیریت بهینه مصرف انرژی در تولید کالا و خدمات خود و کاهش هزینه تمام شده را آغاز نمایند.

ب) نکته دوم، اهمیت فرهنگ‌سازی در این مرحله برای کلیه بهره برداران اعم از تولید کنندگان صنعت، کشاورزان و بخش خدمات (بویژه خدمات حمل و نقل) در کنار فرهنگ‌سازی برای خانوارها است. نباید قولی داده شود که بهره برداران انتظار داشته باشند افزایش قیمت انرژی را از طریق افزوده‌ای بر ستانده و خروجی واحد تولیدی و خدماتی خود به مصرف کننده انتقال دهند اگر چنین باشد همه رشته‌ها پنبه می‌شود و طرح خدای ناکرده شکست خواهد خورد و تمام هزینه‌ها بر خانوار‌ها یعنی مصرف کننده نهایی تحمیل خواهد شد. در این میان دولت نیز تا آنجا که مقدور باشد تا سقف زمانی معینی اگر کمک می‌کند مشروط به عدم تغییر قیمت ستانده در قالب پرداخت مستقیم و نقدی به حساب هوشمند آنها و یا بسته‌های دیگری که توسط دستگاه‌های اداری معرفی شده باشد.

ج) کار بسیار خوب و مکمل مدیریت طرح اعلام کاهش قیمت برخی از کالاها رسماً به بازار و اطلاع‌رسانی به مردم بوده و همچنان باید با جدیت پس از پیاده‌سازی یک برنامه مفصل گفته شده در بند (ب) ادامه یابد. در این میان نباید کار با تعارف ختم شود. سیاست‌های تنبیهی برای متخلفین از دستورات اکید قرآن و سنت امیرالمؤمنین (علیه السلام) بخصوص در مواقع حساس حکومتی بوده و هست. از سیاست‌های تشویقی نیز برای مساعدت بهره برداران نیز نباید غافل شد. باید امر نظارت و کنترل و بازرسی از واحد‌های صنفی با شدت و حجم بسیار بالا و همگام با تبلیغات در رسانه‌ها با غلظت افزون‌تر ادامه داشته باشد.

د) باید با شدت هرچه تمام‌تر از سرایت و انتقال تعدیل وتغییر هزینه انرژی در نظام ناکارآمد بهره برداران از طریق محصولات و خدمات (ستانده) آنها به مصرف کنندگان جلوگیری کرد که اگر چنین اتفاقی بیافتد نقض غرض و اعتماد عمومی را سلب و مدیریت طرح بزرگترین پشتوانه اجرای طرح یعنی وفاق اجتماعی را از دست خواهد داد. مدیریت طرح باید توجه جدی داشته باشد که طبیعی‌ترین و کم هزینه‌ترین واکنش قابل انتظار از بهره برداران این است که افزایش قیمت انرژی را با افزایش قیمت کالا ویا خدمت خود از مصرف کننده بگیرد. )

ه) اگر دولت قصد اعطای سهمیه بنزین دارد باید همچون پرداخت یارانه نان در سرجمع مبلغ ماهانه پرداخت شود و همانند نان نیز به مردم در رسانه‌ها اطلاع‌رسانی شود. تداوم این برنامه نیز می‌تواند باعث اختلال در بازار و چه بسا قاچاق و تقلب شود.

و) به بخش خدمات حمل و نقل بویژه «تاکسی» باید توجه ویژه شود. زیرا این بخش از شاخص‌ترین فعالیت‌های علامت دهنده و محرک کل بازار‌های کالاها و خدمات در چرخه اقتصاد در واکنش به افزایش قیمت‌ها و به خصوص انرژی است ضمن این‌که قدرت مانور قشر زحمتکش راننده در کاهش قیمت منوط به اعمال سیاستها بر تولید کنندگان خودرو است که از ید مدیریت راننده‌های محترم خارج است. لذا قطعاً توجه به این قشر و حمایت بجای سهمیه باید با پرداخت نقدی مثل مصرف‌کنندگان باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 18:29  توسط ر  | 

عبدالباسط

زندگینامه خود نوشت استاد عبدالباسط

استاد عبدالباسط

زندگینامه

متن حاضر گزیده ویرایش شده ای از یك مصاحبه با استاد عبدالباسط می باشد، كه به صورت زندگینامه خود نوشت تنظیم شده است.

من" عبدالباسط محمد عبدالصمد" از قریه ارمنت كه حالا مبدل به شهر شده از توابع استان قنا در جنوب مصراست؛ فاصله ارمنت با قاهره تقریباً 700 كیلومترمی باشد. من در سال 1349 هجری قمری،( 1307 هجری شمسی) به دنیا آمدم .

در ده سالگی قرآن را حفظ نمودم. عاشق قرآن بودم و از خدا آرزو می كردم كه یك قاری مشهور بشوم. من برای شنیدن قرآن، مسافت زیادی را پیاده طی می كردم؛ چون در آن زمان در خانه ها رادیو وجود نداشت و فقط قهوه خانه ها رادیو داشتند.

شیخ رفعت و شیخ شعشاعی- دو نفری كه در آن زمان مشهور بودند- در رادیو قرائت قرآن داشتند. شیخ رفعت دو بار در هفته روزهای دوشنبه و جمعه  تلاوت داشت. و ما سه كیلومتر راه را پیاده طی می كردیم تا به صدای شیخ رفعت گوش بسپاریم و برای استفاده از سایر قاریان در جلسات شبانه قرآن شركت می كردیم . من در مكتبخانه های همان روستا قرآن را حفظ كردم . در آن زمان هنوز روستای ما مبدل به شهر نشده بود.

من به پدرم گفتم كه می خواهم علم قرائات را فرا گیرم و قاری مشهور بشوم. پدرم مرا تشویق كرد. اما برادران بزرگترم به دانشگاه الأزهر رفتند و در علوم دیگری تحصیل كردند.

پدرم می خواست مرا به " طنطا" كه ناحیه ای مشهور در علوم قرائات و تعلیم علوم قرآنی بود ببرد، اما شیخی از ناحیه شمال به روستای ما آمد و برای تعلیم علوم قرآنی و قرائات، مردم از او استقبال كردند، كه من هم نزد او رفتم و قرائات سبع را یاد گرفتم. او احساس می كرد كه من علاقمند هستم و توانایی دارم كه قرائات سبع را یاد بگیرم، پس مرا در این امر تشویق می كرد . او قصد آموزش ده قرائت را داشت اما من به فراگیری هفت قرائت قانع بودم . معلم مرا با خود در جلسات شبانه قرآن همراه می برد و تقریباً مرا مثل فرزند خود حساب می كرد.

من قرآن را در ده سالگی و قرائات سبعه را در 12 سالگی و عشره را در 14 سالگی، یعنی همه قرائت های دهگانه را- الحمدلله- آموختم . 

ما علاوه بر حفظ قرآن، در كتاب ها معانی را هم فرا می گرفتیم. چون علم به معانی در رعایت وقف و دیگر قواعد لازم است.

گرچه در مصر دانشكده قرائات قرآنی ایجاد شده ولی هنوز هم چند مكتبخانه در مصر موجود است ولی مسئولین دوباره تشویق  شده اند تا مكتبخانه ها به وضع سابق خود برگردد.

البته مدرسه قرائات هم هست ولی این مخصوص كسانی است كه قرآن را حفظ كرده اند و می خواهند قرائت ها را بیاموزند و این مدرسه وابسته دانشكده زبان ادبیات و عرب به دانشگاه الأزهر است. و قرائت های هفتگانه، دهگانه، چهارده گانه، قواعد قرآن و زبان عربی و به طور كلی علوم قرآنی و علوم وابسته به آن در آنجا تدریس می شود.

من تمام وقت خود را صرف قرآن كرده ام و تمام زندگی ام صرف تعلیم قرآن و جلسات دینی شده است. گرایش من بیشتر به قرائت قرآن و برگزاری لیالی قرآنی و دعوت های شخصی از كشورهای اسلامی و ضبط رادیویی و تلویزیونی و... است.

هنگامی كه 19 سال داشتم در سال 1951 برای اولین بار به قاهره رفتم. و حافظ قرآن بودم و در منطقه"صعید" شهرتی داشتم.  به مناسبت میلاد پیامبر جشنی برپا بود. بعضی ها مرا می شناختند و تمایل داشتند من در بعضی از این مناسبت ها قرآن بخوانم. اما من به علت غربت، و حضور قاریان معروف تردید داشتم. یكی از علما كه مرا می شناخت از من درخواست كرد كه ده دقیقه قرآن بخوانم. من پذیرفتم كه ده دقیقه قرآن بخوانم اما یك ساعت و نیم طول كشید. سبحان الله . توفیقی از جانب خداوند بود و مسجد پر شد از جمعیت، مرتباً از من می خواستند كه باز هم بیشتر بخوانم و من همچنان تلاوت می كردم .

 

روز بعد باز از من خواستند بخوانم و من هم حاضر شدم. بعضی از مسئولین هم بودند كه البته آنها را نمی شناختم. مرا خواستند و گفتند:" اهل كجا هستی"؟

گفتم:" اهل صعید هستم، از روستایی به نام ارمنت."

به من گفتند:" چرا به رادیو نمی آیی شهرت پیدا كنی؟"

گفتم:" من در صعید مشهور هستم."

گفتند:" به جای آن كه در یك منطقه مشهور باشی، در همه دنیا شهرت پیدا می كنی."

گفتم كه باید با دیگران و از جمله پدر مشورت كنم.

به من گفتند: لازم نیست، توكل بر خدا كن و به رادیو بیا. من نیز چون حس كردم كه پیشرفتی برای من  در این كار هست، پذیرفتم . در آن زمان، شیخ الضباع مسئول جلسات قرآنی بود و كتاب هایی در زمینه قرائات و علوم قرآنی نوشته بود، او در علوم قرآنی و قرائت ها مرجع به حساب می آمد. شیخ پس از این كه متوجه شد قرائات سبع را حفظ هستم؛ به من تبریك گفت و وعده داد كه اوقاتی برای قرائت قرآن در رادیو برایم مشخص كند.

از آن پس هر یك ماه یا هر یك ماه و نیم یك بار، در رادیو تلاوت داشتم . نماز صبح را در مقام حضرت زینب(س) می خواندم و بیرون می رفتم و پیاده تا رادیو كه در خیابان علوی بود می رفتم و ساعت 5/6 تا 7 صبح تلاوت قرآن داشتم.

 

در سال 52 بود كه به حج مشرف شدم و برای اولین بار بود كه در همین كشور تلاوت قرآن من روی نوار ضبط شد. البته در تلاوت از برخی قاریان از جمله شیخ مصطفی اسماعیل، مرحوم شیخ شعشاعی و شیخ رفعت نیز تاثیر داشته ام . این یك قاعده است كه هرگاه  قرآن از دل خوانده شود، بر دل هم می نشیند و در خود خواننده هم تأثیر می گذارد. من روش خاصی در قرائت قرآن داشتم كه از كسی هم اكتساب نكرده بودم. كه البته شنیده ام این روش، هم اكنون در مصر، و در سایر كشورها، حتی در مالزی و اندونزی و جاهای دیگر دارای مقلدان فراوانی شده است. من خوشحالم كه كسی از روش من تقلید می كند ولی در عین حال تقلید را تشویق و تأیید نمی كنم، چون عمر تقلید كوتاه است.

و  شخص تقلید كننده از تقلید سایر قاریان خسته خواهد شد.  لازم است انسان برای آن كه بتواند كار قرائت قرآن را ادامه بدهد، شیوه ای برای خود انتخاب كند. 

از طرف دیگر صدا، یك موهبت است و میكروفون، تنها ابزاری است كه صدا را نیرومند می كند و آن را به جاهای دور دست و به گوش شنوندگان بیشتر می رساند، اما صدا باز هم فی نفسه باید زیبا باشد و دارای ارزش خاص خودش.

قاری قرآن می تواند هم داخل یك استودیو به تلاوت بپردازد هم در برابر شنوندگان. بعضی اوقات كه انسان دچار حالت معنوی خاصی می شود ممكن است كه یك ساعتی، ساعت تجلی باشد. گاهی اوقات انسان منسجم است. در آن ساعات، فیوضات الهی وجود دارد. در این اوقات ممكن است در استودیو بخواند و بهتر از هنگامی كه مردم حضور دارند، بشود. در بعضی اوقات برعكس، حضور مردم برای او بهتر است. بنابراین، بستگی به حالت قاری دارد. ساعاتی وجود دارد كه همراه با معنویت است: فرشتگان نازل می شوند و همراه با فیوضات الهی است، گاهی انسان در مسجد تلاوت می كند و احساس می كند كه یك فضای نورانی بر آنجا حاكم است. من خودم یك بار در روضه شریف نبوی قرآن می خواندم، اصلاً  احساس خستگی نكردم.

در آن زمان، مرحوم ملك محمد پنجم، پادشاه مغرب بود و من در آن سفر همراه او بودم. بعد از پایان قرائت قرآن، احمد بنّانی كه از مقامات بلندپایه دربار مغرب بود، آمد و گفت: اعلیحضرت پادشاه از شما می خواهد كه به مغرب بیایید و در آنجا اقامت دائمی داشته باشید و هر چه بخواهید برایتان فراهم می كنند.

 

من در آنجا سوره مزمل را تلاوت می كردم و حالت عجیبی داشتم. گویا در بهشت قرآن می خواندم. به یاد حدیث پیامبر بودم كه فرمود:" بین محراب و منبر من بوستانی از باغ های بهشت است."

این مسئله را انسان باید به خدا بسپارد، بعضی اوقات هست كه انسان به آن توجه ندارد و می فهمد كه فیوضات الهی و معنویت عجیبی در آنجا به داد او می رسد و بعضی اوقات تصمیم می گیرد كه به بهترین وجه بخواند اما بر خلاف تصورش، موفق نمی شود.

 قرائت قرآن در روزها و شب های ماه رمضان، دارای حالات دیگری است.

 

رمضان، دارای زیبایی خاصی است. قرآن در ماه رمضان نازل شده و در آن ماه همواره قرائت می گردد، لذا انسان از قرائت قرآن در ماه رمضان بیشتر لذت می برد تا در اوقات دیگر. البته تحسین قاری، توسط شنوندگان هم موثر است كه البته من الفاظی را كه خارج از حد باشد نمی پسندم.

"الله الله" گفتن با صدای ملایم مقبول است و اشكالی ندارد، اما صداهایی كه بیش از حدّ باشد و همچنین در جای خود به كار نرود، شایسته نیست. مثلاً تحسین در بعضی آیات خوب است. اما تحسین در آیاتی كه مربوط به عذاب است خیلی خوب نیست.

در آیاتی كه ذكر بهشت و نعمتی می شود، تحسین خوب است اما در بعضی جاها حتی معنای آیه قرآنی را نمی فهمند و فریاد می كشند: الله . این از نظر من تحسین نیست. علاوه بر این، من هرگز بلندتر بودن صدای شنوندگان را نسبت به قاری درست نمی دانم و یك محفل آرام را برای قرائت قرآن بهتر می دانم. اگر آرامش باشد بهتر از سر و صداست.

نحوه قرائت قرآن را، هم به صورت ترتیل، هم به صورت تحقیق می پسندم. بعضی ها ترتیل را و برخی دیگر تحقیق را می پسندند و این به عهده انسان است كه گوش دادن به كدام طریق را بپسندند.

فرق بین آن دو در اینست كه:

ترتیل، قرائت سریع است، یعنی به حَدی كه آهنگین نیست.

تحقیق، قرائت آهنگین است كه با صدای خوش و زیبا خوانده می شود.

گفته می شود كه قرائت دارای نت و آهنگ است و نزدیك به موسیقی است. ولی باید گفت كه: خود صدای خوش فی نفسه موسیقی است.

می گویند ابن مسعود در محضر پیامبر قرآن می خواند و پیامبر همواره به او می فرمود: ابن مسعود! برای ما قرآن بخوان. اما در عین حال علاقه داشت كه از دیگران هم قرآن را بشنود.

 

اصولاً قرآن اگر با صدای نه چندان خوشی هم خوانده شود، فی نفسه باز هم دوست داشتنی است.

 

سفرهای استاد

 من به همه كشورهای عربی سفر نموده ام؛ عرسبتان سعودی (1952)، لبنان، سوریه، مسجدالأقصی، كه من دو سال ماه مبارك رمضان در آنجا بوده ام، عراق، قطر، سودان، پاكستان، هند، سنگال، مالزی و اوگاندا.

در مورد كشورهای عربی، سفر به مسجدالأقصی و احیای ماه مبارك رمضان را در آنجا هیچ گاه فراموش نمی كنم. كه حدودا  در سال 1963 بود. تلاوت در آنجا و مسجد الأقصی بعد از نماز عصر بود. من دوست داشتم بعد از نماز عشا باشد. گفتند: نه، اینجا مردم از روستاها به شهر می آیند تا مایحتاج خود را تهیه كنند و نماز عصر را در مسجدالأقصی برگزار می كنند و این، تنها زمانی است كه تعداد زیادی از مردم جمع می شوند. و گفتند شب هم می توان مجدداً آن را پخش كرد. بدین ترتیب بود كه بعد از نماز عصر به مدت تقریباً نیم ساعت یا بیشتر قرآن می خواندیم و شب هم ساعت 9 پخش می شد.

یكی از روزها به وزیر تبلیغات پیشنهاد كردم كه در شب 27 ماه مبارك رمضان، كشورهای عربی هم ملحق شوند و تلاوت قرآن در مسجدالأقصی، در آن كشورها هم پخش شود. در آن شب در اكثر كشورهای عربی، قرآن از رادیوها پخش شد و واقعاً شب پربركتی بود، تلاوت موفقی بود و جمعیت فراوانی جمع شده بود.

 

یك بار هم سفری به پاكستان داشتم. كسی مرا دعوت كرده بود و میهمان جمعیتی به نام" جمعیت إقرأ" بودم. 9 روز در مراكز پاكستان بودم. هر شب در یكی از شهرها و استان های پاكستان به تلاوت قرآن مشغول بودم. در هر شهر قرآن می خواندیم و با قطار باز می گشتیم. یعنی در همان قطار استراحت می كردیم و غذا می خوردیم و به سفر خود ادامه می دادیم. 9 روز گذشت تا دوباره به كراچی برگشتم. این سفر هم از سفرهای فراموش نشدنی بود. در حقیقت مردم پاكستان خیلی متدین هستند و در مراسم آنها صدها هزار نفر حضور پیدا می كنند. در داخل شهرها همه وسایل نقلیه، مسلمین را برای استماع قرائت قرآن به مقصد می رسانند.

 

احساس می كردیم كه یك حركت غیرعادی وجود دارد، به خصوص هنگامی كه مجلس قرائت قرآن برگزار می شد. و این خودش خیلی مهم است. در آنجا مساجد ظرفیت این جمعیت كثیر را ندارند و لذا آنها دوست دارند در میادین به تلاوت قرآن گوش دهند.

وقتی می خواهند از كسی تجلیل كنند فریاد می زنند: "زنده باد، زنده باد" كه نمی دانم برای تجلیل و تكریم است یا درود و سلام. در هر حال آنها دوست دارند كه این جمله را تكرار كنند.

در طول مسافرت هایم به آفریقای جنوبی هم رفتم و به ژوهانسبورگ و دماغه امیدنیك. در آنجا مسلمین فراوانی هستند. خیلی سخت بود چون مسلمین در آنجا اجتماعشان ممنوع است ولی مسلمین آنجا تلاش كردند و از دولت اجازه گرفتند و من رفتم. دو بار هم رفتم. به دماغه امیدنیك هم رفتم.

در ژوهانسبورگ متأسفانه نژادپرستی هم وجود دارد. به من گفتند: چند آیه تلاوت كنید، و من آیه:" یا ایها الناس إنا خلقناكم من ذكر و انثی و جعلناكم شعوباً و قبائل لتعارفوا..." را تا آخر خواندم. البته آنها معنی این آیات را نمی دانستند. این آیات بیان می كند كه میان عرب و عجم، سیاه و سفید تفاوتی وجود ندارد.

من به 14 ایالت از ایالات آمریكا كه در آنها مراكز مسلمین وجود داشت سفر كرده ام كه تعداد زیادی از مسلمین در این مراكز هستند. از تفضل خدا، در همه كشورها موفق بودم . در لوس آنجلس 6 نفر پس از شنیدن تلاوت قرآن كریم اسلام آوردند؛ در اوگاندا 92 نفر. در آنجا دو مجلس داشتم: در یكی 72 نفر از آنها و بقیه در مجلس دوم اسلام آوردند. حتی یك خانم گوینده تلویزیون همراه من بود كه در آخرین روز خواست دستم را ببوسد و من متأثر شدم ولی نپذیرفتم . او تقاضا كرد به حج برود. به اوگاندائی ها گفتم اگر اجازه بدهید، بگذارید این خانم امسال به مسافرت حج برود. پس از آن، خواست كه نامش را تغییر دهد،  من نام" آمنه" را برایش انتخاب كردم.

در این سفرها، نه تنها در كشورهای اسلامی و عربی مسلمین نسبت به مسائل قرائت قرآن كریم توجه نشان می دادند؛ بلكه حتی بیگانگان از شنیدن قرآن لذت می بردند و گاه اسلام می آورند. وظیفه ما در برابر این حالت، اعزام هیئت های قاریان قرآن و اشخاص اهل عمل هم است.

 

من در ماه مبارك رمضان، فقط در كشورهای عربی بودم و سفرهایم به سایر كشورها به مناسبت میلاد پیامبر یا سایر مناسبت ها بوده و ماه مبارك رمضان را در كشورهای غیرعربی نبوده ام.

من درهمه اوقات دوست دارم قرآن را تلاوت كنم و در طول روز هرگز از آن بی نیاز نمی شوم. چون با آن انس گرفته ام و به آن عشق می ورزم. قرآن نگهدار من و همه چیز من است. ساعاتی كه صفا و معنویت بر آن حاكم است در قبل از سپیده دم بر من رخ می دهد. " إن قرآن الفجر كان مشهوداً".

در طول روز، حدود یك ساعت و نیم و قبل از طلوع فجر نیز حدود یك ساعت و نیم قرآن می خوانم . به فضل الهی عادت دارم یك ساعت قبل از طلوع فجر از خواب برخیزم و در حد توان نماز بخوانم و قرآن بخوانم و بعد هم استراحت كنم.

انسان باید همواره قرآن بخواند. اگر او قرآن را رها كند، قرآن هم رهایش می كند. اما اگر انسان عادت كند كه همیشه قرآن را تلاوت كند، هرگز فراموش نمی كند. من حتی جای آیات را می دانم چون از نسخه معینی استفاده می كنم كه اول و آخر آیه و جای آنها در اول و آخر سطور مشخص است. یعنی یك نسخه مشخصی دارم كه در هر صفحه، 15 سطر است و عادت كرده ام كه از روی آن، قرآن را حفظ كنم. در غیر این صورت انسان دچار سردرگمی می شود. یعنی اگر نسخه او غیر از نسخه ای باشد كه از روی آن حفظ كرده است و جای آیات را نداند، دچار مشكل می شود.

در برخی كشورها، مسابقاتی میان قاریان و حافظان قرآن برگزار می شود كه این مسابقات به حفظ قرآن كمك می كند. حتی در مصر در مورد سربازی مقرراتی حاكم است كه دیپلمه ها دو سال به خدمت اعزام می شوند ولی كسانی كه دارای لیسانس یا مدارك دانشگاهی هستند، یك سال به خدمت نظام وظیفه اعزام می شوند. و حافظان قرآن هم مانند دارندگان دانشنامه ها با آنها رفتار می شود. و این كار افراد را به حفظ قرآن تشویق می كند چون آنها را در حد دارندگان دانشنامه ها به حساب می آورند.

البته مهمترین مسئله در حفظ این است كه انسان، قرآن را با توجه به احكام خاصش حفظ كند و این احكام در متون خاصی آمده است كه انسان می تواند آنها را فرا بگیرد و قرآن را با احكامش و به شكل صحیحش بیاموزد.

 

یك خواب عجیب

ماجراى خوابى كه فرزند استاد درباره پدر بعد از وفاتش دیده قابل تامل است، شایان ذكر است كه محبت و عشق مصری ها به حضرت على علیه‏السلام، و خاندان اهل‏ بیت علیهم‏السلام، با وجود سنى ‏مذهب ‏بودن‏ مصریان مشهوراست.

نقل مى‏كنند كه: فرزند استاد عبدالباسط چندین بار پدر را در خواب مى‏بیند در حالى كه از وى مى‏خواهد به شهر نجف برود و تذكره ولایت امیرالمؤمنین على علیه‏السلام، را براى او از مراجع آن شهر تهیه كند. پسر در عالم خواب از او مى‏پرسد كه چه نیازى به این تذكره دارد و او در جواب مى‏گوید: قرآن مرا از رفتن به جهنم حفظ كرد. از این بابت نگران پدرت نباش، اما براى گذشتن از پل صراط و ورود به بهشت در حالى كه در آستانه آن قرار گرفته‏ام یك چیز كم دارم و آن تذكره ولایت على علیه‏السلام است. برو و آن را برایم تهیه كن.

فرزند استاد براى اجراى ماموریت پدر راهى نجف، مدفن امام على علیه‏السلام، مى‏شود. هفته ‏نامه عراقى « بدر» چاپ قم در تاریخ 27 رمضان سال 1418 برابر با 26 ژانویه 1999 در مقاله‏اى به قلم « لعیبى‏» با عنوان « پدرت را نجات بده‏» این ماجرا را به نقل از برخى خطباى عراقى از جمله خطیب معروف « سید عادل‏العلوى‏» بازگو كرده است.

 

نمونه هایی از تلاوت استاد عبدالباسط :

 صدای استاد 1

صدای استاد 2

صدای استاد 3

 

سبک و شیوه استاد عبدالباسط در قرائت قرآن


ردیف آهنگی و الحان موجود در قرائت استاد:

بررسی زندگینامه و قرائت‌های شیخ عبدالباسط ما را به این نتیجه می‌رساند که آن چنان که مثلاً درباره بسیاری از قاریان مصری می‌توانیم بگوییم به صورت آکادمیک با نغمات و دستگاه‌ها آشنایی دارند و رسماً به فراگیری موسیقی پرداخته‌اند،گفتن چنین مطلبی درباره عبدالباسط بدین آسانی نیست.البته او هم با الحان آشنا بوده اما این آشنایی از طریق رفتن به معهد موسیقی و مراکزی از این قبیل به دست نیامده است بلکه احتمالاً از طریق گوش دادن به قرائت‌های دیگر قاریان،الحان قرآنی را فرا گرفته است.

از نظر عبدالباسط «صدای خوش،به خودی خود،موسیقی است.اما برای آموختن موسیقی نیز نباید از حدّش فراتر رفت».1

به هر حال و با قطع نظر از اینکه وی دستگاه‌ها را به صورت علمی بلد بوده است یا نه،از دستگاه‌ها و نغمات متعدّدی در قرائت‌هایش بهره برده است و آنها را به زیبایی هر چه تمام‌تر اجرا کرده است.

نغماتی که در قرائت‌های استاد بسیار به کار رفته‌اند و گاهی به همراه چند نغمه دیگر،ردیف آهنگی قرائت او را می‌سازند عبارتند از:

بیات ـ صبا ـ رست
عبدالباسط از الحان دیگر ـ به جز این سه دستگاه ـ آن قدر زیاد استفاده نکرده است.برخی نغمات را هم به ندرت اجرا کرده است که دستگاه «سه گاه» از همین قبیل است.برای شنیدن سه گاه در قرائت‌های استاد باید به قرائت‌معروف «سوره شمس» آیه «قد افلح من زکّها» مراجعه کرد.

بعضی از نغمات را هم علی رغم آنکه چندین دفعه و در قرائت‌های مختلف خوانده امّا در تمام این دفعات و قرائت‌ها صرفاً به یک قسمت از آن نغمات بسنده کرده است به طور مثال معمولاً تنها به اجرای قسمت «قرار» از دستگاه حجاز پرداخته است.که مشهورترین و چه بسا زیباترین حجاز او مربوط به آیه «لو انزلنا هذا القرآن…» (سوره حشر،آیه 21) می‌باشد.این قرائت معروف که شامل سوره‌های حشر،تکویر و فجر می‌باشد نیز در صحن مطهّر کاظمین(ع) انجام شده است.وقتی درباره این تلاوت از وی پرسیدند چرا این تلاوت شما ویژگی خاصی یافته [و با بسیاری از قرائت‌های دیگر متفاوت است] به صورتی که دراثر گوش دادن به آن،حالت معنوی و ملکوتی به انسان دست می‌دهد؟استاد پاسخ داد:«از آنجا که این تلاوت در مکان مقدسی چون حرم مطهر،صورت گرفت خود در حین تلاوت،بسیار تحت تأثیر قرار گرفته بودم».2

شایان ذکر است هر قاری قرآن ممکن است بارها و در مجالس گوناگون آیات خاصی را تلاوت کند و ممکن است این تلاوت‌ها یک جور نبوده و از نظر صوت و لحن تفاوت‌هایی هم با یکدیگر داشته باشند ولی یک تلاوت به دلایل خاصی در میان مجموع تلاوت‌های انجام شده از آن آیات،مشهورتر و معروف‌تر می‌گردد.منظور ما هم از قرائت‌هایی که از عبدالباسط نام برده‌ایم ـ مانند سوره شمس و حشر ـ و با قرائت‌هایی که بعد از این اشاره می‌کنیم مشهورترین قرائت‌های مجلسی این استاد می‌باشد.علاوه بر این باید بدانیم که ایشان به جز قرائت‌هایی که در مجالس و محافل و در حضور جمعیت داشته است دوبار نیز قرآن را به صورت کامل در استودیو اجرا کرده است.

همانگونه که قبلاً ـ در ضمن تحلیل سبک مصطفی اسماعیل ـ نیز توضیح دادیم به قرائت‌هایی که در مجالس و محافل و در حضور جمع انجام می‌شود قرائت‌های مجلسی و به قرائت‌هایی که بدون حضور جمعیت و در استودیو،صورت می‌گیرد قرائت‌های استودیویی گفته می شود.و اما قرائت‌های استودیویی وی که شامل خواندن تمام قرآن می‌شوند عبارتند از قرائت به صورت «ترتیل»(تدویر) در حدود 30 ساعت و همچنین قرائت به صورت «تحقیق آهنگین» که حدوداً 64 ساعت به طول انجامیده است.علاوه بر عبدالباسط،مصطفی اسماعیل هم یک دور تمام قرآن را به صورت «تحقیق آهنگین» در استودیو خوانده است.همانطور که می‌دانید قاریان و حافظان بسیاری یک دوره کل قرآن را به شکل (تدویر) خوانده‌اند اما ظاهر خواندن یک دور کلّ قرآن به شکل «تحقیق آهنگین» فقط از این دو نابغه عالم قرائت ـ عبدالباسط و مصطفی ـ به یادگار مانده است.

باید توجه داشت که تحقیق آهنگین به صورت استودیویی اگر چه از قرائت‌های مجلسی،ساده‌تر است و از زیبایی و جذابیت کمتری برخوردار است اما از نظر آموزشی ارزشی بسیار بالایی دارد.3

صبا
نغمه صبا،نغمه‌ای است که عبدالباسط بیش از تمامی نغمات به آن علاقه نشان داده و آن را اجرا کرده است.همچنان که هیچ قرائتی ـ در میان قرائت‌های قاریان مشهور ـ بدون دستگاه بیات پیدا نمی‌شود،هیچ قرائتی از عبدالباسط هم بدون دستگاه صبا پیدا نمی‌شود.این لحن،لحن ویژه عبدالباسط است و هر کس بخواهد این نغمه را به صورت گسترده در قرائت‌های یک قاری استماع نماید باید به سراغ قرائت‌های استاد عبدالباسط برود،و قطعاً هیچ قاری مشهوری مصری به اندازه عبدالباسط،صبا نخوانده است.

قرائتی حزین(حزن صوتی و لحنی)
درباره کیفیت و چگونگی خواندن قرآن سفارش‌های زیادی از جانب معصومین(ع) به ما رسیده است که یکی از این سفارش‌ها، قرائت قرآن به صورت «حزین» است.که طبعاً چنین قرائتی توأم با رقّت قلب و خشیت از خداوند می‌باشد و اثر معنوی بیشتری نیز بر شنونده دارد.در روایتی از امام صادق(ع) می‌خوانیم:«إنّ القرآن نزل بالحزن فاقرءوه بالحزن؛همانا قرآن با حزن و اندوه نازل شده است پس آن را حزین بخوانید».4

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های عبدالباسط، قرائت حزین وی می‌باشد و اگر صدای نازک و تحریرهای ریز و ظریف را از جمله مشخّصه‌های سبک عبدالباسط دانستیم،حزین خواندن را نیز باید از جمله مهم‌ترین مشخصه‌ها و ارکان سبک عبدالباسط بدانیم.

همچنان که پیش از این اشاره شد استاد از دستگاه صبا بسیار استفاده می‌کند و بر اهل فن پوشیده نیست که این دستگاه،نغمه‌ای غم آلود و اندوهناک است و استفاده زیاد از آن طبعاً قرائت را حزین می‌نماید.

اما حزن در قرائت عبدالباسط منحصر به استفاده از دستگاه حزین نیست بلکه می‌توان ادّعا کرد حزن جزئی از صوت دلنشین و ملکوتی اوست.یعنی عبدالباسط علاوه بر حزن لحنی،از حزن صوتی نیز بهره می‌برد.

وی با این حزن صوتی و لرزش و تحریر مخصوصی که به صدایش می‌دهد،حزن قرائت خویش را چند برابر می‌نماید.

جالب آن است که وقتی عبدالباسط می‌خواهد شیخ محمد رفعت یعنی استادی که عبدالباسط در نوجوانی از وی تقلید می‌کرده و به شدت تحت تأثیر قرائت‌های وی بوده است را توصیف کند تنها به ذکر این مطلب می‌پردازد که:

«مرحوم رفعت،قرآن را با صوتی حزین و با حالتی روحانی و ملکوتی تلاوت می‌کرد به گونه‌ای که شنوندگان از تلاوت ایشان متأثر شده،می‌گریستند».


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 12:28  توسط ر  | 

حادثه ی 11سپتامبر

پيام‌هاي عبري مشكوك در سيستم پيام‌رساني متعلق به اسرائيل لحظاتي قبل از حملات 11

 سپتامبر و خوشحالي 5 جاسوس موساد مقابل برجهاي دوقلو از حقايق سناريوي يازده سپتامبر هستند كه توسط مقامات آمريكايي به حاشيه رفته‌اند.

تبادل پيام‌هاي عبري مشكوك در سيستم پيام‌رساني متعلق به اسرائيل لحظاتي قبل از حملات 11 سپتامبر و خوشحالي 5 جاسوس موساد مقابل برجهاي دوقلو از حقايق سناريوي يازده سپتامبر هستند كه توسط مقامات آمريكايي به حاشيه رفته‌اند.

به گزارش فارس، دولت آمريكا تحت رياست جمهوري "جورج بوش " شبه نظاميان طالبان را به عنوان متهم اصلي اين حملات معرفي كرد و سياست‌هاي خصمانه‌اي را در قبال كشورهاي اسلامي اتخاذ كرد. دولت آمريكا در همين راستا طرح "يواس‌اي پاتريوت " (USA PATRIOT) را تصويب كرد.

قانوني كه به موجب آن دولت آمريكا اجازه مي‌يابد كه مكالمات و ايميل‌هاي شهروندان آمريكايي را به خاطر شناسايي و پيشگيري از تهديدات احتمالي عليه امنيت ملي آمريكا شنود كند.
اما "كريستفر بولين " محقق و نويسنده آمريكايي - كه به خاطر تحقيقات گسترده‌‌‌اش درباره علت و نحوه وقوع حملات 11 سپتامبر سال 2001 شناخته شده است - معتقد است اسرائيل در حملات يازده سپتامبر كه منجر به كشته شدن 2976 نفر و زخمي شدن 6000 هزار نفر شد، دخالت مستقيم داشته است.

بولين درباره روابط آمريكا و اسرائيل مطلب زيادي نوشته است و بر اين باور است كه كارتل قدرتمند صهيونيستي كنترل و برنامه‌ريزي سياست‌هاي كلان سياست خارجي آمريكا را به عهده دارد.


پيام‌هاي متني هم از طريق "اوديگو " سيستم پيام‌رساني كه متعلق به اسرائيل است ارسال شد، اين پيغام‌ها به زبان عبري بود و چند ساعت قبل از برخورد اولين هواپيما به ساختمان تجارت جهاني از وقوع آن هشدار مي‌داد.
"آلكس ديامنديس " مدير عامل شركت "اوديگو " (Odig) مي‌‌گويد: "پيام‌هاي ارسالي حاوي اين پيام بود كه اتفاقي بزرگ قرار است در زمان به خصوصي رخ دهد " و تقريبا بعد از چند دقيقه اين اتفاق افتاد.

خبر شركت اوديگو در روزنامه "واشنگتن پست " منتشر شد ولي حتي يكي از روزنامه‌هاي نيويورك به آن نپرداختند. مطلب واشنگتن پست به اين مساله نيز اشاره داشت كه اف‌بي‌آي تيمي را به اسرائيل اعزام كرده است كه مبدا ارسال اين پيام را بررسي كنند، ولي اين خبر به سرعت متوقف شد و ديگر توسط رسانه‌هاي آمريكا دنبال نشد.

هر دو خبر منتشر شده بود ولي به صورت مختصر، و بعد هم به حال خود رها شد. با اين شواهد مشخص كه اسرائيلي‌ها قبل از وقوع حملات از آن اطلاع داشتند. نكته ديگر اين است كه آيا صهيونيست‌ها درگير جنبه‌هاي كليدي ديگري از اين جنايت بوده‌اند يا خير.

 در واقع يهوديان ارتودكس و صهيونيست‌ها در تمام نقاط حياتي اين عمليات حضور داشته‌اند كه بولين به صورت دقيق در كتاب خود تحت عنوان "حل مساله يازده سپتامبر- فريبي كه دنيا را تغيير داد " آورده‌ است.

بر اساس اظهارات بولين، يكي از مقامات اصلي آمريكايي كه پشت پرده مخفي سازي‌هاي يازده سپتامبر است، "مايكل چرتاف "، دستيار دادستان، يك صهيونيست و پسر مامور موساد بود.

چرتاف رئيس بخش جنايي اداره قضايي بود كه در آن زمان يكي از روساي اف بي آي به حساب مي‌آمد. چرتاف از اين طريق توانست بر مصادره و تخريب شواهد حياتي از صحنه حادثه مانند فيلم‌هاي ضبط شده، تكه‎هاي هواپيما و بيش از 99 درصد از آهن‌هاي باقي مانده از ساختمان تجارت جهاني نظارت كند در صورتي كه از بين بردن شواهد حياتي جرم محسوب مي‌شود.

 مصاحبه‌اي به نقش تل‌آويو در سناريوي 11 سپتامبر پرداخته است كه اظهارات وي در ادامه نوشتار مي‌آيد.

شواهد اوليه دخالت اسرائيل در حملات يازده سپتامبر در واقع همان روز اول وقوع اين حملات مشخص شد ولي هيچ‌گاه توسط رسانه‌هاي اصلي كه جريان‌ساز هستند دنبال نشد.

روز يازده سپتامبر يك ماشين ون كه 5 اسرائيلي در آن بودند در "نيوجرسي " دستگير شدند. 2 نفر از اين 5 نفر از جاسوس‌هاي موساد بودند. اين پنج نفر روز حادثه در حال فيلمبرداري از فروريختن برج‌هاي دوقلو بودند و آنها فندك‌هاي خود را روشن كرده و مقابل دوربين در حال خوشحالي كردن و جشن گرفتن بودند در حالي‌كه برج‌هاي دو قلو پشت سر آنها در حال سوختن بود.

اين اسرائيلي‌ها براي يك شركت ساختگي فيلم‌سازي به نام "سيستم‌هاي در حال حركت ويهاوكن " كار مي‌كردند كه مشخص شد يكي از مجموعه‌هاي عملياتي موساد است كه تحت پوشش شركت فيلم‌سازي در حال فعاليت است.

"دومينيك سوتر "، رئيس اين شركت جعلي با وجود اينكه او به‌ عنوان متهم به ترور توسط "اف‌بي‌آي " در حال بازجويي بود اجازه پيدا كرد تا در فاصله زماني كمي از حملات يازده سپتامبر به اسرائيل فرار كند. پنج اسرائيلي كه برخي از آنها مانع از انجام آزمايش‌هاي دروغ‌سنجي شدند و برخي ديگر در اين آزمايش شكست خوردند به خاطر همراه داشتن شناسنامه‌هاي چندگانه و تيغ‌هاي مقوابري و مبلغ زيادي پول نقد كه در جوراب آنها جاسازي شده بود متهم شدند.

آزمايش پليس "نيو جرسي " وجود مواد منفجره در اتومبيل ون آنها را مثبت اعلام كرد. حداقل اين مساله تا زماني كه اف‌بي‌آي تحقيقات اين پرونده را بدست گرفت، اين چنين بود. زماني كه اين 5 نفر در سال 2001 به اسرائيل بازگردانده شدند، سه نفر از آنها در يك برنامه تلويزيوني پر بيننده حاضر شدند و اعتراف كردند كه آنها ماموريت داشته‌اند كه حملات يازده سپتامبر را مستند كنند. ولي اينكه چه كسي به آنها اين ماموريت را داده است مورد بحث قرار نگرفت.

شاهد دوم اين است كه انتظار مي‌رفت حدود 4 هزار اسرائيلي در ساختمان‌هاي "تجارت جهاني " حاضر باشند كه در ارتباط با وزارت خارجه اسرائيل، كاركنان آنها روز يازده سپتامبر سر كار خود حاضر نشدند.             

توطئه نقشه‌اي است كه توسط گروهي از افراد براي انجام كاري مضر و غير قانوني كشيده مي‌شود. به طور قطع سؤالي درباره اينكه حملات تروريستي يازده سپتامبر توسط گروهي صورت گرفته كه مخفيانه اين كار را كرده‌اند وجود ندارد. يك تئوريسين توطئه در اين رابطه فردي است كه اعتقاد دارد توطئه‌اي در پشت حملات تروريستي است كه موجب آغاز جنگ يا ترور شد.

روساي جمهور آمريكا "جرج بوش " و "باراك اوباما " هر دو اعلام كرده‌اند كه توطئه‌اي اسلامي به رهبري "اسامه بن لادن " و "القاعده " پشت حملات يازده سپتامبر است.

                                             

  
بر اساس اين اقدامات فريبكارانه و ادعاهاي ثابت نشده، دولت بوش در اكتبر سال 2001 به افغانستان حمله كرد و جنگي اشغالگرانه را آغاز كرد كه دولت اوباما هم آن را پذيرفته است و تا به امروز آن را ادامه داده است. اوباما مي‌گويد كه به علت حملات يازده سپتامبر است كه در افغانستان حضور داريم.

بولين معتقد است كه حملات يازده سپتامبر يك جنايت حل نشده است و اين مساله باعث شده وي تحقيقاتش را بر اساس شواهد موجود دنبال كند. از آنجايي كه شواهد نشان مي‌دهد كه اسرائيل قبل از وقوع حملات از انجام آن اطلاع داشته است و اطلاع از وقوع اتفاقي مانند حملات يازده سپتامبر، دلالت مي‌كند بر دخالت در اين جرم، بولين روي فرضيه‌هايي كه ثابت مي‌كند اسرائيل در حملات يازده سپتامبر نقش داشته است كار مي‌كند و تمام تحقيقاتش را بر اين اساس هدايت كرده‌ است.

وي مي‌گويد: اين موضوع باعث نمي‌شود كه من يك تئوريسين توطئه باشم. يكي از دلايل اصلي كه من ادعاي دولت آمريكا را مبني بر مقصر بودن القاعده در ارتباط با يازده سپتامبر رد مي‌كنم اين است كه برج‌هاي دوقلو و ساختمان wtc7 توسط مواد منفجره تخريب شده بود. برخورد هواپيما نمي‌تواند باعث فرو ريختن كامل برج‌هاي دوقلو و ساختمان 47 طبقه‌اي كه در آن نزديكي‌ها بود باشد. زماني كه در تابستان سال 2002 من از پيدا شدن آثار آهن گداخته شده بر پايه هر سه ساختمان فروريخته مطلع شدم، به اين نكته پي بردم كه شواهدي دارم كه ثابت مي‌كند توضيحات دولت بوش در ارتباط با اتفاقي كه در يازده سپتامبر افتاده بود دروغ بوده است.

اين كشفيات مهم نشان مي‌دهد كه دولت به مردم درباره اتفاقي كه در يازده سپتامبر افتاده بود دروغ گفته بود.

بر اساس اظهارات بولين، انتشار مدارك مورد ارزيابي قرار گرفته درباره كشف حجم زيادي از الكترود‌هاي بسيار قوي در خاك ساختمان تجارت جهاني توسط دكتر "استيون جونز " (Steven Jones) و ديگران در مارس 2009 از طريق علمي نشان مي‌دهند نوع خاصي از الكترود كه توسط نانو تكنولوژي توليد شده بود مسئول پودر شدن 220 طبقه بتوني ساختمان تجارت جهاني و تمام آن چيزي كه در آن بود است. اين آن چيزي است كه باعث ايجاد آن گرد و خاك گرم در روز يازده سپتامبر شد. بازماندگان حادثه مي‌گويند كه گرد و خاك اين حادثه به اندازه‌اي گرم بود كه سوزاننده بود.

دليل اين گرما وجود تكه‌هاي ريز آهن مذاب در گرد و خاك بود كه در گزارش سازمان زمين‌شناسي آمريكا نيز به آن اشاره شده است. نقاط گرمي كه زير آوار براي سه ماه وجود داشت از نقطه جوش آهن بالاتر بود و باعث ايجاد تكه‌هايي نانو كه در دود و گرد و غباري كه از خرابي ساختمان‌ها به وجود آمده بود، شده بود. همه اين شواهد نشان دهنده اين است كه از الكترودهاي ويژه‌اي براي خراب كردن ساختمان‌ها استفاده شده بود.

به صورت منطقي كشف تكه‌هاي الكترود‌هاي بسيار قوي، به نسخه رسمي توضيحات قابل قبول درباره اتفاقي كه در يازده سپتامبر براي برج‌هاي دوقلو افتاد پايان داد.

نه اسامه بن لادن و نه القاعده هيچ ارتباطي با ايجاد و استفاده از الكترودهاي قوي كه باعث پودر شدن ساختمان تجارت جهاني شد، نداشتند. اين حقايق در بين مردم در حال گسترش است، و بازي براي افرادي كه سعي مي‌كردند واقعيت را درباره يازده سپتامبر مخفي كنند به پايان رسيده است.

در ماه مارس 2010 دكتر "آلن سابروسكي " (Alan Sabrosky) رئيس سابق مطالعات استراتژيك در دانشكده جنگ آمريكا در مصاحبه‌اي راديويي گفته است: "صد در صد مشخص است كه يازده سپتامبر يك عمليات موساد بوده است. دكتر سابروسكي هم‌چنين اعلام كرده است نظاميان عاليرتبه آمريكا مي‌دانند كه اسرائيل عامل آن بوده است. "

دكتر سابروسكي اولين نظامي آمريكايي است كه به صورت عمومي از اين فرضيه حمايت كرده است كه اطلاعات اسرائيل پشت ماجراي يازده سپتامبر است.

بولين مي‌گويد: من نشنيده‌ام كه تا به حال مقامات دولت آمريكا به تحقيقات من مراجعه كرده باشند گر چه در جريان هستم كه بسياري از سياستمداران از آن مطلع هستند.

فرضيه من اين است كه حملات يازده سپتامبر يك عمليات مخفي بوده كه توسط اسرائيل طراحي شده بود و هدف آن اين بوده است كه طي آن القاعده محكوم شود تا جنگ با تروريسم كه توسط صهيونيست‌ها طراحي شده است آغاز شود.

در واقع ايران احتمالا هدف اصلي در اين جنگ باشد، حداقل در ذهن طراحان جنگ صهيونيست اين‌طور است. و دليل آن اين است كه سازمان سيا و موساد از ايران هم‌زمان با اخراج شاه از ايران به بيرون انداخته شدند. كارتل‌هاي بزرگ نفتي، سرمايه‌داران بزرگ و آژانس‌هاي اطلاعاتي آنها خواستار اين هستند كه ايران را تحت كنترل در بياورند.

وي مي‌افزايد: من هميشه فكر مي‌كردم اسم "فرماندهي مركزي " اسم عجيبي براي فرماندهي عمليات نظامي آمريكا در خاورميانه باشد، مركز چه چيزي؟ ايران حالا خود را در محاصره نظامي مي‌بيند كه فرماندهي مركزي آمريكا در قطر دقيقا در مركز اين محاصره قرار دارد.

به‌علاوه ايران مدت زمان طولاني است كه هدف تلاش‌هاي جمعي به رهبري صهيونيست‌ها است و فشارهاي كنترل شده براي اعمال تحريم به منظور تحت فشار قرار دادن مستقل‌ترين كشور خاورميانه قرار دارد. و به اين خاطر است كه آنها از مساله هسته‌اي ايران به صورت كاملا ناعادلانه‌اي به‌عنوان كانوني براي حمله به دولت ايران استفاده مي‌كنند. محور صهيونيستي، نيويورك، لندن و تل‌آويو نمي‌پذيرند كه ايران از كنترل آنها خارج شده است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 12:22  توسط ر  | 

زندگی نامه شهیدهمت



دوران کودکی


به روز 12 فروردین  سال 1334 هـ.ش در شهرضا در خانواده مستضعف و متدین بدنیا آمد. او در رحم مادر بود که پدر و مادرش عازم کربلای معلی و زیارت قبر سالار شهیدان و دیگر شهدای آن دیار شدند و مادر با تنفس شمیم روحبخش کربلا، عطر عاشورایی را به این امانت الهی دمید.


محمد ابراهیم در سایه محبت های پدر و مادر پاکدامن، وارسته و مهربانش دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد. در دوران تحصیلش از هوش استعداد فوق العاده ای برخوردار بود و با موفقیت تمام دوران دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشت.


هنگام فراغت از تحصیل به ویژه در تعطیلات تابستانی با کار و تلاش فراوان مخارج شخصی خود را برای تحصیل بدست می آورد و از این راه به خانواده زحمتکش خود کمک قابل توجهی می کرد. او با شور و نشاط و مهر و محبت و صمیمیتی که داشت به محیط گرم خانواده صفا و صمیمیت دیگری می بخشید.


پدرش از دوران کودکی او چنین می گوید: «هنگامی که خسته از کار روزانه به خانه برمی گشتم، می دیدم فرزندم تمامی خستگی ها و مرارت ها را از وجودم پاک می کرد و اگر شبی او را نمی دیدیم برایم بسیار تلخ و ناگوار بود.»


اشتیاق محمد ابراهیم به قرآن و فراگیری آن باعث می شد از مادرش با اصرار بخواهد که به او قرآن یاد بدهد و او را در حفظ سوره ها کمک کند. این علاقه تا حدی بود که از آغاز رفتن به دبیرستان توانست قرائت کتاب آسمانی قرآن را کاملا فرا گیرد و برخی از سوره های کوچک را نیز حفظ کند.


دوران سربازی:


 


در سال 1352 مقطع دبیرستان را با موفقیت پشت سر گذاشت و پس از اخذ دیپلم با نمرات عالی در دانشسرای اصفهان به ادامه تحصیل پرداخت. پس از دریافت مدرک تحصیلی به سربازی رفت- به گفته خودش تلخترین دوران عمرش همان دو سال سربازی بود – در لشکر توپخانه اصفهان مسئولیت آشپزخانه را به عهده او گذاشته بودند.


ماه مبارک رمضان فرا رسید، ابراهیم در میان برخی از سربازان همفکر خود به دیگر سربازان پیام فرستاد که آنها هم اگر سعی کنند تمام روزهای رمضان را روزه بگیرند، می توانند به هنگام سحری به آشپزخانه بیایند. «ناجی» معدوم فرمانده لشکر، وقتی که از این توصیه ابراهیم و روزه گرفتن عده ای از سربازان مطلع شد، دستور داد همه سربازان به خط شوند و همگی بدون استثناء آب بنوشند و روزه خود را باطل کنند. پس از این جریان ابراهیم گفته بود: «اگر آن روز با چند تیر مغزم را متلاشی می کردند برایم گواراتر از این بود که با چشمان خود ببینم که چگونه این از خدا بیخبران فرمان می دهند تا حرمت مقدسترین فریضه دینمان را بشکنیم و تکلیف الهی را زیر پا بگذاریم.»


اما این دوسال برای شخصی چون ابراهیم چندان خالی از لطف هم نبود؛ زیرا در همین مدت توانست با برخی از جوانان روشنفکر و انقلابی مخالف رژیم ستمشاهی آشنا شود و به تعدادی از کتب ممنوعه (از نظر ساواک) دست یابد. مطالعه آن کتاب ها که مخفیانه و توسط برخی از دوستان، برایش فراهم می شد تاثیر عمیق و سازنده ای در روح و جان محمد ابراهیم گذاشت و به روشنایی اندیشه و انتخاب راهش کمک شایانی کرد. مطالعه همان کتاب ها و برخورد و آشنایی با بعضی از دوستان، باعث شد که ابراهیم فعالیت های خود را علیه رژیم ستمشاهی آغاز کند وبه روشنگری مردم و افشای چهره طاغوت بپردازد.


 دوران معلمی:


پس از پایان دوران سربازی و بازگشت به زادگاهش شغل معلمی را برگزید و در روستاها مشغول تدریس شد و به تعلیم فرزندان این مرز و بوم همت گماشت. ابراهیم در این دوران نیز با تعدادی از روحانیون متعهد و انقلابی ارتباط پیدا کرد و در اثر مجالست با آنها با شخصیت حضرت امام (ره) بیشتر آشنا شد. به دنبال این آشنایی و شناخت، سعی می کرد تا در محیط مدرسه و کلاس درس، دانش  آموزان را با معارف اسلامی و اندیشه های انقلابی حضرت امام(ره) و یارانش آشنا کند.


 


او در تشویق و ترغیب دانش آموزان به مطالعه و کسب بینش و آگاهی سعی و افری داشت و همین امور سبب شد که چندین نوبت از طرف ساواک به او اخطار شود. لیکن روح بزرگ و بی باک او به همه آن اخطارها بی اعتنا بود و هدف و راهش را بدون اندک تزلزلی پی می گرفت و از تربیت شاگردان خود لحظه ای غفلت نمی ورزید. با گسترش تدریجی انقلاب اسلامی، ابراهیم پرچمداری جوانان مبارز شهرضا را برعهده گرفت. پس از انتقال وی به شهرضا برای تدریس در مدارس شهر، ارتباطش با حوزه علمیه قم برقرار شد و به طور مستمر برای گرفتن رهنمود، ملاقات با روحانیون و دریافت اعلامیه و نوار به قم رفت و آمد می کرد.


 


سخنرانی های پر شور و آتشین او علیه رژیم  که بدون مصلحت اندیشی انجام می شد، مأمورین رژیم را به تعقیب وی واداشته بود، به گونه ای که او شهر به شهر می گشت تا از دستگیری در امان باشد. نخست به شهر فیروز آباد رفت و مدتی در آنجا دست به تبلیغ و ارشاد مردم زد. پس از چندی به یاسوج رفت. موقعی که در صدد دستگیری وی برآمدند به دوگنبدان عزیمت کرد و سپس به اهواز رفت و در آنجا سکنی گزید. در این دوران اقشار مختلف در اعتراض به رژیم ستمشاهی و اعمال وحشیانه اش عکس العمل نشان می دادند و ابراهیم احساس کرد که برای سازماندهی تظاهرات باید به شهرضا برگردد.


بعد از بازگشت به شهر خود در کشاندن مردم به خیابان ها و انجام تظاهرات علیه رژیم، فعالیت و کوشش خود را افزایش داد تا اینکه در یکی از راهپیمایی های پرشور مردمی، قطعنامه مهمی که یکی از بندهای آن انحلال ساواک بود، توسط شهید همت قرائت شد. به دنبال آن فرمان ترور و اعدام ایشان توسط فرماندار نظامی اصفهان، سرلشکر معدوم «ناجی»، صادر گردید.


ماموران رژیم در هر فرصتی در پی آن بودند که این فرزند شجاع و رشید اسلام را از پای درآورند، ولی او با تغییر لباس وقیافه، مبارزات ضد دولتی خود را دنبال می کرد تا این که انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره)، به پیروزی رسید.



فعالیت های پس از پیروزی انقلاب :


شهید همیت پس از پیروزی انقلاب در جهت ایجاد نظم و دفاع از شهر و راه اندازی کمیته انقلاب اسلامی شهرضا نقش اساسی داشت. او از جمله کسانی بود که سپاه شهرضا را با کمک دوتن از برادران خود و سه تن از دوستانش  تشکیل داد.


آنها با تدبیر و درایت و نفوذ خانوادگی که در شهر داشتند مکانی را بعنوان مقر سپاه در اختیار گرفته و مقادیر قابل توجهی سلاح از شهربانی شهر به آنجا منتقل کردند و از طریق مردم، سایر مایحتاج و نیازمندیها را رفع کردند.  


به تدریج عناصر حزب اللهی به عضویت سپاه در آمدند و هنگامی که مجموعه سپاه سازمان پیدا کرد، او مسئولیت روابط عمومی سپاه را به عهده داشت.


به همت شهید بزرگوار و فعالیت های شبانه روزی برادران پاسدار در سال 58، یاغیان و اشرار اطراف شهرضا که به آزار و اذیت مردم می پرداختند، دستگیر و به دادگاه انقلاب اسلامی، تحویل داده شدند و شهر از لوث وجود افراد شرور و قاچاقچی پاکسازی گردید.


از کارهای اساسی ایشان در این مقطع، سامان بخشیدن به فعالیتهای فرهنگی، تبلیغی منطقه بود که درآگاه ساختن جوانان وایجاد شور انقلابی تاثیر بسزایی داشت.


اواخر سال 58 برحسب ضرورت و به دلیل تجربیات گرانبهای او در زمینه امور فرهنگی به خرمشهر و سپس به بندر چابهار و کنارک (در استان سیستان و بلوچستان) عزیمت کرد و به فعالیت های گسترده فرهنگی پرداخت.



نقش شهید در کردستان و مقابله با ضد انقلاب:


شهید همت در خرداد سال 1359 به منطقه کردستان که بخش هایی از آن در چنگال گروهکهای مزدور گرفتار شده بود، اعزام گردید. ایشان با توکل به خدا و عزمی راسخ مبازره بی امان و همه جانبه ای را علیه عوامل استکبار جهانی و گروهکهای خود فروخته در کردستان شروع کرد و هر روز عرصه را بر آنها تنگتر می نمود. از طرفی در جهت جذب مردم محروم کُرد و رفع مشکلات آنان به سهم خود تلاش داشت و برای مقابله با فقر فرهنگی منطقه اهتمام چشمگیری از خود نشان می داد تا جایی که هنگام ترک آنجا، مردم منطقه گریه می کردند و حتی تحصن نموده و نمی خواستند از این بزرگوار جدا شوند.


رشادت های او در برخورد با گروهک های یاغی قابل تحسین و ستایش است. براساس آماری که از یادداشت های آن شهید به دست آمده است، سپاه پاسداران پاوه از مهر 59 تا دیماه 60 (بافرماندهی مدبرانه او) عملیات موفق در خصوص پاکسازی روستاها از وجود اشرار، آزاد سازی ارتفاعات و درگیری با نیروهای ارتش بعث داشته است.


شهید همت و دفاع مقدس:


پس از شروع جنگ تحمیلی از سوی رژیم متجاوز عراق، شهید همیت به صحنه کارزار وارد شد و در طی سالیان حضور در جبهه های نبرد، خدمات شایان توجهی برجای گذاشت و افتخارها آفرید.


او و سردار رشید اسلام، حاج احمد متوسلیان، به دستور فرماندهی محترم کل سپاه ماموریت یافتند ضمن اعزام به جبهه جنوب، تیپ محمد رسول الله (ص) را تشکیل دهند.


در عملیات سراسری فتح المبین، مسئولیت قسمتی از کل عملیات به عهده این سردار دلاور بود. موفقیت عملیات در منطقه کوهستانی «شاوریه» مرهون ایثار و تلاش این سردار بزرگ و همرزمان اوست.


شهید  همت در عملیات پیروزمند بیت المقدس در سمت معاونت تیپ محمد رسول الله (ص) فعالیت و تلاش تحصین برانگیزی را در شکستن محاصره جاده شلمچه – خرمشهر انجام داد و به حق می توان گفت که او  و یگان تحت امرش سهم بسزایی در فتح خرمشهر داشته اند و با اینکه منطقه عملیاتی دشت بود، شهید حاج همت با استفاده از بهترین تدبیر نظامی به نحو مطلوبی فرماندهی کرد.


در سال 1361 با توجه به شعله ور شدن آتش فتنه و جنگ در جنوب لبنان به منظور یاری رساندن به مردم مسلمان و مظلوم لبنان که مورد هجوم ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی قرار گرفته بود راهی آن دیار شد و پس از دو ماه حضور در این خطه به میهن اسلامی بازگشت و در محور جنگ و جهاد قرار گرفت.


با شروع عملیات رمضان در تاریخ 23/4/1361 در منطقه «شرق بصره» فرماندهی تیپ 27 حضرت رسول اکرم (ص) را بر عهده گرفت و بعدها با ارتقای این یگان به لشکر، تا زمان شهادتش در سمت فرماندهی انجام وظیفه نمود. پس از آن در عملیات مسلم بن عقیل و محرم – که او فرمانده قرارگاه ظفر بود – سلحشورانه با دشمن زبون جنگید. در عملیات والفجر مقدماتی بود که شهید حاج همت، مسئولیت سپاه یازدهم قدر را که شامل لشکر 27 حضرت محمد رسول الله (ص)، لشکر 31 عاشورا، لشکر 5 نصر و تیپ 10 سید الشهدا(ع) بود، بر عهده گرفت.


 


سرعت عمل و صلابت رزمندگان لشکر 27 تحت فرماندهی ایشان در عملیات والفجر 4 و تصرف ارتفاعات کانی مانگاه در آن مقاطع از خاطره ها محو نمی شود.


صلابت، اقتدار و استقامت فراموش نشدنی این شهید و الامقام و رزمندگان لشکر محمد رسول الله (ص) در جریان عملیات خیبر در منطقه طلائیه و تصرف جزایر مجنون و حفظ آن با وجود پاتک های شدید دشمن، از افتخارات تاریخ جنگ محسوب می گردد.


مقاومت و پایداری آنان در این جزایر به قدری تحسین بر انگیز بود که حتی فرمانده سپاه سوم عراق در یکی از اظهاراتش گفته بود:


«... ما آنقدر آتش بر جزایر مجنون فرو ریختیم و آنچنان آنجا را بمباران شدید نمودیم که از جزایر مجنون جز تلی از خاکستر چیز دیگری باقی نیست!»


اما شهید همت بدون هراس و ترس از دشمن و با وجود بی خوابی های مکرر همچنان به ادای تکلیف و اجرای فرمان حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر حفظ جزایر می اندیشید و خطاب به برادران بسیجی می گفت:


«برادران، امروز مساله ما، مساله اسلام و حفظ و حراست از حریم قرآن است. بدون تردید یا همه باید پرچم سرخ عاشورایی حسین (ع) را به دوش کشیم و قداست مکتبمان، مملکت و ناموسمان را پاسداری و حراست کنیم و با گوشت و خون به حفظ جزیره، همت نماییم، یا اینکه پرچم ذلت و تسلیم را در مقابل دشمنان خدا بالا ببریم و این ننگ و بدبختی را به دامن مطهر اعتقادمان روا داریم ،که اطمینان دارم شما طالبان حریت و شرف هستید، نه ننگ و بدنامی.»


  ویژگی های برجسته شهید:


 


او عارفی وارسته، ایثارگری سلحشور و اسوه ای برای دیگران بودکه جز خدا به چیز دیگری نمی اندیشید و به عشق رسیدن به هدف متعالی و کسب رضای خدا و حضرت احدیت، شب و روز تلاش می کرد و سخت ترین و مشکل ترین مسئولیت های نظامی را با کمال خوشرویی و اشتیاق و آرامش خاطر می پذیرفت.


سردار سرلشکر رحیم صفوی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره وی چنین می گوید:


«او انسانی بود که برای خدا کار می کرد و اخلاص در عمل از ویژگی های بارز او بود، ایشان یکی از افراد درجه اولی بود که همیشه ماموریت های سنگین بر عهده اش قرار داشت. حاج همت مثل مالک اشتر بود که با خضوع و خشوعی که در مقابل خدا و در برابر دلاورمردان بسیجی داشت، در مقابله با دشمن همچون شیری غرّان از مصادیق «اشداء علی الکفار، رحماء بینهم» بود. همت کسی بودکه برای این انقلاب همه چیز خودش را فدا کرد و از زندگیش گذشت. او واقعاً به امر ولایت اعتقاد کامل داشت و حاضر بود در این راه جان بدهد، که عاقبت هم چنین کرد. همیشه سفارش می کرد که دستورات را باید موبه مو اجرا کرد. وقتی دستوری هر چند خلاف نظرش به وی ابلاغ می شد، از آن دفاع می کرد. ابراهیم از زمان طفولیت، روحی لطیف ،عبادی و نیایشگر داشت.»


پدر بزرگوارش می گوید:


«محمد ابراهیم از سن 10 سالگی تا لحظه شهادت در تمام فراز و نشیب های سیاسی و نظامی، هرگز نمازش ترک نشد. روزی از یک سفر طولانی و خسته کننده به منزل بازگشت. پس از استراحت مختصر، شب فرا رسید. ابراهیم آن شب را به همه خستگی هایش تا پگاه، به نماز و نیایش ایستاد ووقتی مادرش او را به استراحت سفارش نمود، گفت: مادر! حال عجیبی داشتم. ای کاش به سراغم نمی آمدی و آن حالت زیبای روحانی را از من نمی گرفتی.»


این انسان پارسا تا آخرین لحظات حیات خود، دست از دعا و نیایش بر نداشت. نماز اول وقت را بر همه چیز مقدم می شمرد و قرآن و توسل برنامه روزانه او بود. او به راستی همه چیز را فدای انقلاب کرده بود. آن چیزی که برای او مطرح نبود خواب و خوراک و استراحت بود. هر زمان که برای دیدار خانواده اش به شهرضا می رفت، در آنجا لحظه ای از گره گشایی مشکلات و گرفتاری های مردم باز نمی ایستاد و دائماً در اندیشه انجام خدمتی به خلق الله بود.


شهید همت آنچنان با جبهه و جنگ عجین شده بود که در طول حیات نظامی خود فرزند بزرگش را فقط شش بار و فرزند کوچکتر خود را تنها یکبار در آغوش گرفته بود.


او بسان شمع می سوخت و چونان چشمه ساران در حال جوشش بود و یک آن از تحرک باز نمی ایستاد. روحیه ایثار و استقامت او شگفت انگیز بود. حتی جیره و سهمیه لباس خود را به دیگران می بخشید و با همان کم، قانع بود و در پاسخ کسانی که می پرسیدند چرا لباس خود را که به آن نیازمند بودی، بخشیدی؟ می گفت: «من پنج سال است که یک اورکت دارم و هنوز قابل استفاده است!»


او فرماندهی مدیر و مدبر بود. قدرت عجیبی در مدیریت داشت. آن هم یک مدیریت سالم در اداره کارها و نیروها. با وجود آنکه به مسائل عاطفی و نیز اصول مدیریت احترام می گذاشت و عمل می کرد، در عین حال هنگام فرماندهی قاطع بود. او نیروهای تحت امر خود را خوب توجیه می کرد و نظارت و پیگیری خوبی نیزداشت . کسی را که در انجام دستورات کوتاهی  می نمود بازخواست می کرد و کسی را که خوب عمل می کرد تشویق می نمود.


بینش سیاسی بُعد دیگری از شخصیت والای او به شمار می رفت. به مسائل لبنان و فلسطین و سایر کشورهای اسلامی بسیار می اندیشید و آنچنان از اوضاع آنجا مطلع بود که گویی سالیان درازی در آن سامان با دشمنان خدا و رسول(ص) در ستیز بوده است. او با وجود مشغله فراوان از مطالعه غافل نبود و نسبت به مسائل سیاسی روز شناخت وسیعی داشت.


از ویژگی های اخلاقی شهید همت برخورد دوستانه او با بسیجیان جان برکف بود. به بسیجیان عشق می ورزید و همواره در سخنانش از این مجاهدان مخلص تمجید و قدرشناسی می کرد. «من خاک پای بسیجیان هم نمی شوم.ای کاش من یک بسیجی بودم و در سنگر نبرد از آنان جدا نمی شدم.»


وقتی در سنگر های نبرد، غذای گرم برای شهید همت می آوردند سوال می کرد: آیا نیروهای خط مقدم و دیگر اعضای همرزممان در سنگرها همین غذا را می خورند یا خیر؟ و تا مطمئن نمی شد دست به غذا نمی زد.


شهید همت همواره برای رعایت حقوق بسیجیان به مسئولان امر تاکید و توصیه داشت. او که از روحیه ایثار و استقامت کم نظیری برخوردار بود، با برخوردها و صفات اخلاقی اش در واقع معلمی نمونه و سرمشقی خوب برای پاسداران و بسیجیان بود و خود به آنچه می گفت، عمل می کرد. عشق و علاقه نیروها به او نیز از همین راز سرچشمه می گرفت. برای شهید همت مطرح نبود که چکاره است، فرمانده است یا نه. همت یک رزمنده بود، همت هم مرد جنگ بود و هم معلمی وارسته.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 12:11  توسط ر  | 

زندگی نامه امام زمان


زندگينامه حضرت مهدي(ع)


ولادت
ولادت حضرت مهدي صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نيمه شعبان سال 255يا 256هجري بود پس از اينكه دو قرن و اندي از هجرت پيامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادي ( ع ) و امام يازدهم حضرت عسكري ( ع ) رسيد ، كم كم در بين فرمانروايان و دستگاه حكومت جبار ، نگراني هايي پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثي بود كه در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسكري ( ع ) فرزندي  تولد خواهد يافت كه تخت و كاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد كرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود . در احاديثي كه بخصوص از پيغمبر ( ص ) رسيده بود ، اين مطلب زياد گفته شده و به گوش زمامداران رسيده بود   در اين زمان يعني هنگام تولد حضرت مهدي ( ع ) ، معتصم عباسي  ، هشتمين خليفه عباسي   ، كه حكومتش از سال 218هجري آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مركز حكومت عباسي   قرار داد اين انديشه - كه ظهور مصلحي پايه هاي حكومت ستمكاران را متزلزل مي نمايد و بايد از تولد نوزادان جلوگيري كرد ، و حتي مادران بيگناه را كشت ، و يا قابله هايي را پنهاني به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاريخ نظايري دارد . در زمان حضرت ابراهيم ( ع ) نمرود چنين كرد . در زمان حضرت موسي ( ع ) فرعون نيز به همين روش عمل نمود . ولي خدا نخواست . همواره ستمگران مي خواهند مشعل حق را خاموش كنند ، غافل از آنكه ، خداوند نور خود را تمام و كامل مي كند ، اگر چه كافران و ستمگران نخواهند در مورد نوزاد مبارك قدم حضرت امام حسن عسكري ( ع ) نيز داستان تاريخ به گونه اي   شگفت انگيز و معجزه آسا تكرار شد   امام دهم بيست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام يازدهم ( ع ) نيز در آنجا زير نظر و نگهباني حكومت به سر مي برد به هنگامي كه ولادت ، اين اختر تابناك ، حضرت مهدي ( ع ) ، نزديك گشت ، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پديد آمدن اين نوزاد جلوگيري كنند ، و اگر پديد آمد و بدين جهان پاي  نهاد ، او را از ميان بردارند   بدين علت بود كه چگونگي احوال مهدي   ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از مردم نهان داشته مي شد ، جز چند تن معدود از نزديكان ، يا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسكري ( ع ) كسي او را نمي ديد . آنان نيز مهدي  را گاه بگاه مي ديدند ، نه هميشه و به صورت عادي.

شيعيان خاص ، مهدي ( ع ) را مشاهده كردند
در مدت 5 يا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدي  كه پدر بزرگوارش حيات داشت ، شيعيان خاص به حضور حضرت مهدي ( ع) مي رسيدند   از جمله چهل تن به محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد از خود را به آنها بنماياند تا او را بشناسند ، و امام چنان كرد   آنان پسري را ديدند كه بيرون آمد ، همچون پاره ماه ، شبيه به پدر خويش . امام عسكري فرمود : " پس از من ، اين پسر امام شماست ، و خليفه من است در ميان شما ، امراو را اطاعت كنيد ، از گرد رهبري او پراكنده نگرديد ، كه هلاك مي شويد و دينتان تباه مي گردد . اين را هم بدانيد كه شما او را پس از امروز نخواهيد ديد ، تا اينكه زماني دراز بگذرد . بنابراين از نايب او ، عثمان بن سعيد ، اطاعت كنيد " . و بدين گونه ، امام يازدهم ، ضمن تصريح به واقع شدن غيبت كبري ، امام مهدي را به جماعت شيعيان معرفي فرمود ، و استمرار سلسله ولايت را اعلام داشت .يكي  از متفكران و فيلسوفان قرن سوم هجري كه به حضور امام رسيده است ، ابو سهل نوبختي مي باشد باري ، حضرت مهدي ( ع ) پنهان مي زيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسكري   در روز هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجري ديده از جهان فرو بست . در اين روز بنا به سنت اسلامي ، مي بايست حضرت مهدي بر پيكر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد ، تا خلفاي ستمگر عباسي جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام كنند ، و يا بد خواهان آن را از مسير اصلي منحرف كنند ، و وراثت معنوي  و رسالت اسلامي و ولايت ديني را به دست ديگران سپارند . بدين سان ، مردم ديدند كودكي همچون خورشيد تابان با شكوه هر چه تمامتر از سراي امام بيرون آمد ، و جعفر كذاب عموي خود را كه آماده نماز گزاردن بر پيكر امام بود به كناري زد ، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد


ضرورت غيبت آخرين امام
 بيرون آمدن حضرت مهدي ( ع ) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد كارگزاران و ماموران معتمد عباسي به خانه امام حسن عسكري (ع ) هجوم بردند، اما هر چه بيشتر جستند كمتر يافتند ، و در چنين شرايطي بود كه براي بقاي   حجت حق تعالي ، امر غيبت امام دوازدهم پيش آمد و جز اين راهي براي حفظ جان آن " خليفه خدا درزمين " نبود ، زيرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بين مردم همان بود و قتلش همان . پس مشيت و حكمت الهي  بر اين تعلق گرفت كه حضرتش را از نظرها پنهان نگهدارد ، تا دست دشمنان از وي  كوتاه گردد ، و واسطه فيوضات رباني ، بر اهل زمين سالم ماند . بدين صورت حجت خدا ، هر چند آشكار نيست ، اما انوار هدايتش از پس پرده غيبت راهنماي مواليان و دوستانش مي باشد . ضمنا اين كيفر كردار امت اسلامي است كه نه تنها از مسير ولايت و اطاعت امير المؤمنين علي   ( ع ) و فرزندان معصومش روي بر تافت ، بلكه به آزار و قتل آنان نيز اقدام كرد ، و لزوم نهان زيستي آخرين امام را براي حفظ جانش سبب شد در اين باب سخن بسيار است و مجال تنگ ، اما براي   اينكه خوانندگان به اهميت وجود امام غايب در جهان بيني تشيع پي برند ، به نقل قول پروفسور هانري كربن - مستشرق فرانسوي - در ملاقاتي كه با علامه طباطبائي داشته ، مي پردازيم :" به عقيده من مذهب تشيع تنها مذهبي است كه رابطه هدايت الهيه را ميان خدا و خلق ، براي هميشه ، نگهداشته و بطور استمرار و پيوستگي  ولايت را زنده و پابر جا مي دارد ... تنها مذهب تشيع است كه نبوت را با حضرت محمد - صلي الله عليه و آله و سلم - ختم شده مي داند ، ولي ولايت راكه همان رابطه هدايت و تكميل مي باشد ، بعد از آن حضرت و براي هميشه زنده مي داند . رابطه اي  كه از اتصال عالم انساني به عالم الوهي كشف نمايد ، بواسطه دعوتهاي ديني قبل از موسي و دعوت ديني موسي و عيسي و محمد - صلوات الله عليهم - و بعد از حضرت محمد ، بواسطه ولايت جانشينان وي ( به عقيده شيعه )زندهبوده وهست وخواهدبود،اوحقيقتي است زنده كه هرگز نظ ر علمي نمي تواند او ر ا از خرافات شمرده از ليست حقايق حذف نمايد آري تنها مذهب تشيع است كه به زندگي اين حقيقت ، لباس دوام و استمرار پوشانيده و معتقد است كه اين حقيقت ميان عالم انساني و الوهي  ، براي هميشه ، باقي و پا برجاست " يعني  با اعتقاد به امام حي غايب


صورت و سيرت مهدي ع
چهره و شمايل حضرت مهدي ( ع ) را راويان حديث شيعي و سني چنين نوشته اند چهره اش گندمگون ، ابرواني هلالي و كشيده ، چشمانش سياه و درشت و جذاب ، شانه اش پهن ، دندانهايش براق و گشاد ، بيني اش كشيده و زيبا، پيشاني اش بلند و تابنده . استخوان بندي اش استوار و صخره سان ، دستان و انگشتهايش درشت .گونه هايش كم گوشت و اندكي متمايل به زردي  - كه از بيداري شب عارض شده -بر گونه راستش خالي مشكين . عضلاتش پيچيده و محكم ، موي سرش بر لاله گوش ريخته ، اندامش متناسب و زيبا ، هياتش خوش منظر و رباينده ، رخساره اش در هاله اي از شرم بزرگوارانه و شكوهمند غرق . قيافه اش از حشمت و شكوه رهبري سرشار .نگاهش دگرگون كننده ، خروشش درياسان ، و فريادش همه گير " .حضرت مهدي صاحب علم و حكمت بسيار است و دارنده ذخاير پيامبران است . وي   نهمين امام است از نسل امام حسين ( ع ) اكنون از نظرها غايب است . ولي مطلق و خاتم اولياء و وصي اوصياء و قائد جهاني و انقلابي  اكبر است . چون ظاهر شود ، به كعبه تكيه كند ، و پرچم پيامبر ( ص ) را در دست گيرد و دين خدا را زنده و احكام خدا را در سراسر گيتي جاري كند . و جهان را پر از عدل و داد و مهرباني كند .حضرت مهدي ( ع ) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است . خدا و عظمت خدا در وجود او متجلي است و همه هستي او را فراگرفته است . مهدي ( ع ) عادل است و خجسته و پاكيزه . ذره اي از حق را فرو نگذارد . خداوند دين اسلام را به دست او عزيز گرداند . در حكومت او ، به احدي ناراحتي نرسد مگر آنجا كه حد خدايي جاري گردد .مهدي ( ع ) حق هر حقداري را بگيرد و به او بدهد . حتي  اگر حق كسي زير دندان ديگري   باشد ، از زير دندان انسان بسيار متجاوز و غاصب بيرون كشد و به صاحب حق باز گرداند . به هنگام حكومت مهدي ( ع ) حكومت جباران و مستكبران ، و نفوذ سياسي   منافقان و خائنان ، نابود گردد . شهر مكه - قبله مسلمين - مركز حكومت انقلابي مهدي   شود . نخستين افراد قيام او ، در آن شهر گرد آيند و در آنجا به او بپيوندند ...برخي به او بگروند ، با ديگران جنگ كند ، و هيچ صاحب قدرتي و صاحب مرامي   ، باقي   نماند و ديگر هيچ سياستي و حكومتي ، جز حكومت حقه و سياست عادله قرآني   ، در جهان جريان نيابد . آري ، چون مهدي ( ع ) قيام كند زميني  نماند ، مگر آنكه در آنجا گلبانگ محمدي : اشهد ان لا اله الا الله ، و اشهد ان محمدا رسول الله ، بلند گردد .در زمان حكومت مهدي ( ع ) به همه مردم ، حكمت و علم بياموزند ، تا آنجا كه زنان در خانه ها با كتاب خدا و سنت پيامبر ( ص ) قضاوت كنند . در آن روزگار ، قدرت عقلي توده ها تمركز يابد . مهدي ( ع ) با تاييد الهي   ، خردهاي مردمان را به كمال رساند و فرزانگي  در همگان پديد آورد ... .مهدي ( ع ) فرياد رسي است كه خداوند او را بفرستد تا به فرياد مردم عالم برسد .در روزگار او همگان به رفاه و آسايش و وفور نعمتي  بيمانند دست يابند . حتي   چهارپايان فراوان گردند و با ديگر جانوران ، خوش و آسوده باشند . زمين گياهان بسيار روياند آب نهرها فراوان شود ، گنجها و دفينه هاي  زمين و ديگر معادن استخراج گردد . در زمان مهدي ( ع ) آتش فتنه ها و آشوبها بيفسرد ، رسم ستم و شبيخون و غارتگري برافتد و جنگها از ميان برود .در جهان جاي ويراني نماند ، مگر آنكه مهدي ( ع ) آنجا را آباد سازد .در قضاوتها و احكام مهدي ( ع ) و در حكومت وي ، سر سوزني  ظلم و بيداد بر كسي نرود و رنجي بر دلي ننشيند .مهدي ، عدالت را ، همچنان كه سرما و گرما وارد خانه ها شود ، وارد خانه هاي مردمان كند و دادگري او همه جا را بگيرد .


شمشير حضرت مهدي ع

شمشير مهدي ، سيف الله و سيف الله المنتقم است . شمشيري است خدائي   ،شمشيري است انتقام گيرنده از ستمگران و مستكبران . شمشير مهدي شمشير انتقام از همه جانيان در طول تاريخ است . درندگان متمدن آدمكش را مي كشد ، اما بر سر ضعيفان و مستضعفان رحمت مي بارد و آنها را مي نوازد .
روزگار موعظه و نصيحت در زمان او ديگر نيست . پيامبران و امامان و اولياء حق آمدند و آنچه لازمه پند دادن بود بجاي آوردند . بسياري  از مردم نشنيدند و راه باطل خود را رفتند و حتي اولياء حق را زهر خوراندند و كشتند . اما در زمان حضرت مهدي   بايد از آنها انتقام گرفته شود . مهدي ع   آن قدر از ستمگران را بكشد كه بعضي گويند : اين مرد از آل محمد ص نيست . اما او از آل محمد ( ص ) است يعني از آل حق ، آل عدالت ، آل عصمت و آل انسانيت است . از روايات شگفت انگيزي كه در مورد حضرت مهدي ع   آمده است ، خبري است كه از حضرت امام محمد باقر ع نقل شده و مربوط است به 1290 سال قبل . در اين روايت
حضرت باقر   ع   مي گويند : " مهدي ، بر مركبهاي پر صدايي ، كه آتش و نور در آنها تعبيه شده است ، سوار مي شود و به آسمانها ، همه آسمانها سفر مي كند " . و نيز در روايت امام محمد باقر   ع   گفته شده است كه بيشتر آسمانها ، آباد و محل سكونت است . البته اين آسمان شناسي اسلامي ، كه از مكتب ائمه طاهرين   ع استفاده مي شود ، ربطي به آسمان شناسي يوناني و هيئت بطلميوسي ندارد ... و هر چه در آسمان شناسي يوناني ، محدود بودن فلك ها و آسمانها و ستارگان مطرح است ، در آسمان شناسي اسلامي ، سخن از وسعت و ابعاد بزرگ است و ستارگان بيشمار و قمرها و منظومه هاي فراوان . و گفتن چنين مطالبي از طرف پيامبر اكرم   ص و امام باقر ع جز از راه ارتباط با عالم غيب و علم خدائي امكان نداشته است


غيبت كوتاه مدت يا غيبت صغري
مدت غيبت صغري بيش از هفتاد سال بطول نينجاميد   از سال 260ه. تا سال 329ه كه در اين مدت نايبان خاص ، به محضر حضرت مهدي ( ع ) مي رسيدند ، و پاسخ نامه ها سؤالات را به مردم مي رساندند . نايبان خاص كه افتخار رسيدن به محضر امام ع را داشته اند ، چهار تن مي باشند كه به " نواب خاص " يا " نايبان ويژه " معروفند . نخستين نايب خاص مهدي ( ع ) عثمان بن سعيد اسدي است . كه ظاهرا بعد از سال 260 هجري وفات كرد ، و در بغداد به خاك سپرده شد . عثمان بن سعيد از ياران و شاگردان مورد اعتماد امام دهم و امام يازدهم بود و خود در زير سايه امامت پرورش يافته بود . محمد بن عثمان : دومين سفير و نايب امام ع   محمد بن عثمان بن سعيد فرزند عثمان بن سعيد است كه در سال 305هجري وفات كرد و در بغداد بخاك سپرده شد .نيابت و سفارت محمد بن سعيد نزديك چهل سال بطول انجاميد . حسين بن روح نوبختي : سومين سفير ، حسين بن روح نوبختي بود كه در سال 326هجري فوت كرد . علي بن محمد سمري : چهارمين سفير و نايب امام حجه بن الحسن ( ع ) است كه در سال 329هجري قمري در گذشت و در بغداد دفن شد . مدفن وي نزديك آرامگاه عالم و محدثبزرگ ثقه الاسلام محمد بن يعقوب كليني است .همين بزرگان و عالمان و روحانيون برجسته و پرهيزگار و زاهد و آگاه در دوره غيبت صغري واسطه ارتباط مردم با امام غايب و حل مشكلات آنها بوسيله حضرت مهدي  ع بودند .


غيبت دراز مدت يا غيبت كبري و نيابت عامه
اين دوره بعد از زمان غيبت صغري آغاز شد ، و تاكنون ادامه دارد .اين مدت دوران امتحان و سنجش ايمان و عمل مردم است . در زمان نيابت عامه ، امام ( ع ) ضابطه و قاعده اي  به دست داده است تا در هر عصر ، فرد شاخصي كه آن ضابطه و قاعده ، در همه ابعاد بر او صدق كند ، نايب عام امام ع باشد و به نيابت از سوي امام ، ولي  جامعه باشد در امر دين و دنيا . بنابراين ، در هيچ دوره اي پيوند امام ( ع ) با مردم گسيخته نشده و نبوده است . اكنون نيز ، كه دوران نيابت عامه است ، عالم بزرگي  كه داراي همه شرايط فقيه و داناي دين بوده است و نيز شرايط رهبري را دارد ، در راس جامعه قرار مي گيرد و مردم به او مراجعه مي كنند و او صاحب " ولايت شرعيه " است به نيابت از حضرت مهدي ( ع ) . بنابراين ، اگر نايب امام ( ع ) در اين دوره ، حكومتي را درست و صالح نداند آن حكومت طاغوتي است ، زيرا رابطه اي با خدا و دين خدا و امامت و نظارت شرعي اسلامي ندارد . بنابر راهنمايي امام زمان   عجل الله فرجه   براي حفظ انتقال موجوديت تشيع و دين خدا ، بايد هميشه عالم و فقيهي در راس جامعه شيعه قرار گيرد كه شايسته و اهل باشد ، و چون كسي  - با اعلميت و اولويت - در راس جامعه ديني و اسلامي قرار گرفت بايد مجتهدان و علماي  ديگر مقام او را پاس دارند ، و براي نگهداري وحدت اسلامي و تمركز قدرت ديني  او را كمك رسانند ، تا قدرتهاي   فاسد نتوانند آن را متلاشي و متزلزل كنند . گر چه دوري ما از پناهگاه مظلومان و محرومان و مشتاقان - حضرت مهدي ( ع ) - بسيار درد آور است ، ولي بهر حال - در اين دوره آزمايش - اعتقاد ما اينست كه حضرت مهدي ( ع ) به قدرت خدا و حفظ او ، زنده است و نهان از مردم جهان زندگي مي كند ، روزي  كه " اقتضاي تام " حاصل شود ، ظاهر خواهد شد ، و ضمن انقلابي پر شور و حركتي   خونين و پردامنه ، بشريت مظلوم را از چنگ ظالمان نجات خواهد داد ، و رسم توحيد و آيين اسلامي  را عزت دوباره خواهد بخشيد .


اعتقاد به مهدويت در دوره هاي گذشته
اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجي در دينهاي ديگر مانند : يهودي ، زردشتي ، مسيحي و مدعيان نبوت عموما ، و دين مقدس اسلام ، خصوصا ، به عنوان يك اصل مسلم مورد قبول همه بوده است .


اعتقاد به حضرت مهدي  ( ع ) منحصر به شيعه نيست
عقيده به ظهور حضرت مهدي ( ع ) فقط مربوط به شيعيان و عالم تشيع نيست ،بلكه بسياري از مذاهب اهل سنت( مالكي ، حنفي  ، شافعي و حنبلي و ... ) به اين اصل اعتقاد دارند و دانشمندان آنها ، اين موضوع را در كتابهاي فراوان خود آورده اند و احاديث پيغمبر ( ص ) را درباره مهدي ( ع ) از حديثهاي متواتر و صحيح مي دانند.

دعاى عَظُمَ الْبَلاَءُ
اين دعاء حضرت صاحب الا مرعليه السلام است كه تعليم فرمود آنرا به شخصى كه محبوس بود پس خلاص شد

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَف اَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِط اَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّج اَّءُ

خدايا بلاء عظيم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و اميد قطع شد

وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ

و زمين تنگ شد و از ريزش رحمت آسمان جلوگيرى شد و تويى ياور و شكوه بسوى تو است

الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

و اعتماد و تكيه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدايا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ

محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پيرويشان را بر ما واجب كردى و بدين سبب مقام

وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَريباً كَلَمْحِ

و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ايشان به ما گشايشى ده فورى و نزديك مانند

الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى

چشم بر هم زدن يا نزديكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفايت كنيد

فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ

كه شماييد كفايت كننده ام و مرا يارى كنيد كه شماييد ياور من اى سرور ما اى صاحب

الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ

الزمان فرياد، فرياد، فرياد، درياب مرا درياب مرا درياب مرا همين ساعت

السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ

همين ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترين مهربانان به حق

مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ

محمد و آل پاكيزه اش

 

دعاى امام زمان عجَّ اللّه تعالى فرجه
كفعمى در مصباح فرموده اين دعاء حضرت مهدى صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِ است

  اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفيقَ الطّاعَةِ وَبُعْدَ الْمَعْصِيَةِ

خدايا روزى ما كن توفيق اطاعت و دورى از گناه

وَصِدْقَ النِّيَّةِ وَعِرْفانَ الْحُرْمَةِ وَاَكْرِمْنا بِالْهُدى وَالاِْسْتِقامَةِ وَسَدِّدْ

و صدق و صفاى در نيت و شناختن آنچه حرمتش لازم است و گرامى دار ما را بوسيله هدايت شدن و استقامت و استوار كن

اَلْسِنَتَنا بِالصَّوابِ وَالْحِكْمَةِ وَامْلاَْ قُلُوبَنا بِالْعِلْمِ وَالْمَعْرِفَةِ وَطَهِّرْ

زبانهاى ما را به درستگويى و حكمت و لبريز كن دلهاى ما را از دانش و معرفت و پاك كن

بُطُونَنا مِنَ الْحَرامِ وَالشُّبْهَةِ وَاكْفُفْ اَيْدِيَنا عَنِ الظُّلْمِ وَالسَّرِقَةِ

اندرون ما را از غذاهاى حرام و شبهه ناك و بازدار دستهاى ما را از ستم و دزدى

وَاغْضُضْ اَبْصارَنا عَنِ الْفُجُورِ وَالْخِيانَةِ وَاسْدُدْ اَسْماعَنا عَنِ اللَّغْوِ

و بپوشان چشمان ما را از هرزگى و خيانت و ببند گوشهاى ما را از شنيدن سخنان بيهوده

وَالْغيبَةِ وَتَفَضَّلْ عَلى عُلَماَّئِنا بِالزُّهْدِ وَالنَّصيحَةِ وَعَلَى الْمُتَعَلِّمينَ

و غيبت و تفضل فرما بر علماى ما به پارسايى و خيرخواهى كردن و بر دانش آموزان

بِالْجُهْدِ وَالرَّغْبَةِ وَعَلَى الْمُسْتَمِعينَ بِالاِْتِّباعِ وَالْمَوْعِظَةِ وَعَلى

به كوشش داشتن و شوق و بر شنوندگان به پيروى كردن و پند گرفتن و بر

مَرْضَى الْمُسْلِمينَ بِالشِّفاَّءِ وَالرّاحَةِ وَعَلى مَوْتاهُمْ بِالرَّاْفَةِ

بيماران مسلمان به بهبودى يافتن و آسودگى و بر مردگان آنها به عطوفت

وَالرَّحْمَةِ وَعَلى مَشايِخِنا بِالْوَقارِ وَالسَّكينَةِ وَعَلَى الشَّبابِ

و مهربانى كردن و بر پيرانمان به وقار و سنگينى و بر جوانان

بِالاِْنابَةِ وَالتَّوْبَةِ وَعَلَى النِّساَّءِ بِالْحَياَّءِ وَالْعِفَّةِ وَعَلَى الاْغْنِياَّءِ

به بازگشت و توبه و بر زنان به شرم و عفت و بر توانگران

بِالتَّواضُعِ وَالسَّعَةِ وَعَلَى الْفُقَراَّءِ بِالصَّبْرِ وَالْقَناعَةِ وَعَلَى الْغُزاةِ

به فروتنى و بخشش كردن و بر مستمندان به شكيبائى و قناعت و بر پيكار كنندگان

بِالنَّصْرِ وَالْغَلَبَةِ وَعَلَى الاُْسَراَّءِ بِالْخَلاصِ وَالرّاحَةِ وَعَلَى الاُْمَراَّءِ

به يارى و پيروزى و بر اسيران به رهايى يافتن و آسودگى و بر زمامداران

بِالْعَدْلِ وَالشَّفَقَةِ وَعَلَى الرَّعِيَّةِ بِالاِْنْصافِ وَحُسْنِ السّيرَةِ وَبارِكْ

به عدالت داشتن و دلسوزى و بر ملت به انصاف و خوش رفتارى و بركت ده

لِلْحُجّاجِ وَالزُّوّارِ فِى الزّادِ وَالنَّفَقَةِ وَاقْضِ ما اَوْجَبْتَ عَلَيْهِمْ مِنَ

براى حاجيان و زائران در توشه و خرجى و به انجام رسان آنچه را بر ايشان واجب كردى از

الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ بِفَضْلِكَ وَرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَالرّاحِمينَ  

اعمال حج و عمرة بوسيله فضل و رحمت خودت اى مهربانترين مهربانان

 

دعاى الهِى بِحَقِّ مَنْ نَاجَاكَ

درمهج ذكر شده كه اين دعاء حضرت حجّة عليه السلام است

اِلهى بِحَقِّ مَنْ ناجاكَ وَبِحَقِّ مَنْ

خدايا به حق هركه با تو راز گويد و به حق هر كه

دَعاكَ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَفَضَّلْ عَلى فُقَراَّءِ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ

تو را در صحرا و دريا بخواند تفضل فرما بر فقيران مؤ منين و مؤ منات

باِلْغَناَّءِ وَالثَّرْوَةِ وَعَلى مَرْضَى الْمُؤْمِنينَ والْمُؤْمِناتِ بِالشِّفاَّءِ

به توانگرى و ثروت و بر بيماران مؤ منين و مؤ منات به بهبودى يافتن

وَالصِّحَةِ وَعَلى اَحْياَّءِ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِاللُّطْفِ وَالْكَرامَةِ

و تندرستى و بر زندگان مؤ منين و مؤ منات به لطف و بزرگوارى

وَعَلى اَمْواتُ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالْمَغْفِرَةِ وَالرَّحْمَةِ وَعَلى

و بر مردگان مؤ منين و مؤ منات به آمرزش و مهربانى و بر

غُرَباَّءِ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالرَّدِّ اِلى اَوْطانِهِمْ سالِمينَ غانِمينَ

غريبان مؤ منين و مؤ منات به بازگرداندن آنها به وطنشان بسلامتى و بهره مندى به حق

بِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ اَجْمَعينَ

محمد و آل او همگى

 

استغاثه به امام زمان عجَّ اللّه تعالى فرجه
سيّد عليخان در كلم طيّب فرموده اين استغاثه ايست بحضرت صاحب الزّمان صلوات الله عليه هر جا كه باشى دو ركعت نماز بحمد و هر سوره كه خواهى بگذار پس رو بقبله زير آسمان بايست و بگو:

سَلامُ اللّهِ الْكامِلُ التّاَّمُّ

سلام خدا بطور كامل

الشّامِلُ الْعاَّمُّ وَصَلَواتُهُ الدّاَّئِمَةُ وَبَرَكاتُهُ الْقاَّئِمَةُ التّاَّمَّةُ عَلى حُجَّةِ

و تمام و همه جانبه و عمومى و درودهاى ممتد و پيوسته و بركتهاى پابرجا و تام و تمامش بر حجت

اللّهِ وَوَلِيِّهِ فى اَرْضِهِ وَبِلادِهِ وَخَليفَتِهِ عَلى خَلْقِهِ وَعِبادِهِ وَسُلالَةِ

خدا و ولى او در زمين و ساير كشورهايش و جانشين او بر خلق و بندگانش و نژاد پاك

النُّبُوَّةِ وَبَقِيَّةِ الْعِتْرَةِ وَالصَّفْوَةِ صاحِبِ الزَّمانِ وَمُظْهِرِ الاْ يمانِ

نبوت و باقيمانده عترت و (آن سرور) برگزيده يعنى حضرت صاحب الزمان و آشكاركننده ايمان

وَمُلَقِّنِ اَحْكامِ الْقُرْآنِ وَمُطَهِّرِ الاْرْضِ وَناشِرِ الْعَدْلِ فِى الطُّولِ

و ياددهنده احكام قرآن و پاك كننده زمين و گسترنده عدالت در درازا و پهناى

وَالْعَرْضِ وَالْحُجِّةِ الْقاَّئِمِ الْمَهْدِىِّ الاِْمامِ الْمُنْتَظَرِ الْمَرْضِىِّ وَابْنِ

زمين و حجت قائم مهدى آن امام منتظر پسنديده و فرزند

الاْئِمَّةِ الطّاهِرينَ الْوَصِىِّ بْنِ الاْوْصِياَّءِ الْمَرْضِيّينَ الْهادِى

امامان پاكيزه و وصى فرزند اوصياء پسنديده آن راهنماى

الْمَعْصُومِ ابْنِ الاْئِمَّةِ الْهُداةِ الْمَعْصُومينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا مُعِزَّ

معصوم فرزند امامان راهنماى معصوم سلام بر تو اى عزت بخش مردم

الْمُؤْمِنينَ الْمُسْتَضْعَفينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا مُذِلَّ الْكافِرينَ

مؤ منى كه ناتوان و خوارشان شمرند سلام بر تو اى خواركننده كافران

الْمُتَكَبِّرينَ الظّالِمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ يا صاحِبَ الزَّمانِ

سركش و ستمكار سلام بر تو اى مولاى من اى صاحب الزمان

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ

سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى فرزند اميرمؤ منان

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ الزَّهْراَّءِ سَيِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ

سلام بر تو اى فرزند فاطمه زهرا بانوى زنان جهانيان سلام

عَلَيْكَ يَا بْنَ الاْئِمَّةِ الْحُجَجِ الْمَعْصُومينَ وَالاِْمامِ عَلَى الْخَلْقِ

بر تو اى فرزند پيشوايان و حجتهاى معصوم و پيشواى بر خلق

اَجْمَعينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ سَلامَ مُخْلِصٍ لَكَ فِى الْوَِلايَةِ

همگى سلام بر تو اى سرور من سلام مخلصانه من به تو در ولايت و پيرويت

اَشْهَدُ اَنَّكَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ قَوْلاً وَفِعْلاً وَاَنْتَ الَّذى تَمْلاَُ الاْرْضَ

گواهى دهم كه تويى آن پيشواى راه يافته چه در گفتار و چه در كردار و تويى آن بزرگوارى كه زمين را پر از

قِسْطاً وَعَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً فَعَجَّلَ اللّهُ فَرَجَكَ وَسَهَّلَ

عدل و داد كنى پس آنكه پر از ستم و بيدادگرى شده باشد پس از خدا خواهم كه شتاب كند در فرج تو و راه آمدنت را هموار

مَخْرَجَكَ وَقَرَّبَ زَمانَكَ وَكَثَّرَ اَنْصارَكَ وَاَعْوانَكَ وَاَنْجَزَ لَكَ ما

و زمان ظهورت را نزديك و يار و ياورت را بسيار گرداند و آنچه

وَعَدَكَ فَهُوَ اَصْدَقُ الْقاَّئِلينَ وَنُريدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا

به تو وعده فرموده درباره ات وفا كند زيرا كه او راستگوترين گويندگان است كه فرموده ((و ما خواستيم بر كسانى كه

فِى الاْرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ يا مَوْلاىَ يا صاحِبَ

در زمين زبون شمرده مى شدند منت نهيم و ايشان را پيشوايانى كنيم و وارثانشان گردانيم )) اى سرور من اى صاحب

الزَّمانِ يَابْنَ رَسُولِاللّهِ حاجَتى كَذاوَكَذا (وبجاى كَذاوَكَذاحاجات خودراذكركند (

الزمان اى فرزند رسول خدا حاجتم اين و اين است

فَاشْفَعْ لى فى نَجاحِها فَقَدْ تَوَجَّهْتُ اِلَيْكَ بِحاجَتى لِعِلْمى اَنَّ لَكَ

پس شفاعت كن برايم در برآمدنش زيرا كه من با حاجت خويش به تو متوجه شده ام زيرا مى دانم كه

عِنْدَ اللّهِ شَفاعَةً مَقْبُولَةً وَمَقاماً مَحْمُوداً فَبِحَقِّ مَنِ اخْتَصَّكُمْ بِاَمْرِهِ

شفاعت تو به درگاه خدا پذيرفته و مقامت پسنديده است پس به حق همان خدايى كه شما را در كار خود مخصوص كرده

وَارْتَضاكُمْ لِسِرِّهِ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَ اللّهِ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُ سَلِ اللّهَ

و براى راز و سِرّش پسنديده و بدان مقامى كه شما در نزد خدا ميان خود و او داريد كه از خداى

تَعالى فى نُجْحِ طَلِبَتى وَاِجابَةِ دَعْوَتى وَكَشْفِ كُرْبَتى

تعالى بخواهى من به خواسته ام برسم و دعايم اجابت شود و اندوهم برطرف گردد

و بخواه هر چه خواهى كه برآورده مى شود انشاء الله تعالى مؤ لف گويد: كه بهتر آنست كه در ركعت اوّل نماز اين استغاثه بعد از حمد سوره اِنّا فَتَحْنا بخواند و در ركعت دويّم اذا جآءَ نَصْرُ اللّهِ .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 18:22  توسط ر  | 

ورزش کارانی که درایران مسلمان شده اند.

 تعدادی از ورزشکارانی که به ایران آمده‌اند، با تغییر دین خود، مسلمان شده‌اند.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
یک حس عجیبی دارند. ابتدا اصلا قصدشان این نیست که تغییر دیانت بدهند، اما تنها پس از چند ماه حضور در ایران پای این حس عجیب را وسط می کشند. حرف مشترک بیشتر آنهایی هم که در ایران مسلمان شده اند این است:
 
«فکر می کنم حالا کامل شده ام.» حس تکامل با مشرف شدن به دین اسلام. ورزش سرنوشت را طور دیگری برای آنها رقم زده است. اصلا اجباری در کار نبوده، آنها ابتدا تحقیق کرده اند، مطمئن شده اند و سپس زیر بیرق اسلام آمده اند. در برخی موارد هم دلیل دیگری جرقه را برای کشیده شدن به سمت اسلام زده است. آشنایی با یک مرد یا زن مسلمان و تشکیل یک زندگی مشترک. این یک قانون در دین مبین اسلام است که ازدواج با فردی غیرمسلمان مستلزم تشرف آن فرد و اقدامات لازم برای مسلمان شدن است. اما حالا ورزش رابطی شده است که بسیاری از ورزشکاران خارجی را با دین اسلام آشنا می کند. از ملیت و ادیان مختلف، هر از گاهی خبری به گوش می رسد که ورزشکاری در ایران مسلمان شده است.این اتفاق جدیدی نیست و بدون شک در آینده نیز اخباری اینچنین،به خصوص در دنیای ورزش شنیده خواهد شد.
 
****
 
دنی اولروم(عرفان)- دنی اولروم یکی از چهره های سرشناس ورزش ایران است که سالهاست به دین اسلام مشرف شده است.او ملیتی نیجریه ای دارد اما از روزی که در سفارت کشورش در ایران همسرش را دید تصمیم گرفت تا تغییرات ابتدایی را در زندگی اش شکل دهد.اولروم که پیش از روی آوردن به اسلام یک مسیحی کاتولیک بوده است پیش از آمدنش به ایران سودای مسلمان شدن در سر داشته است که ازدواج با همسر ایرانی این فرصت را به بهترین نحو برای او فراهم ساخت: «در نیجریه مسلمانان زیادی وجود دارند و شاید بتوان ادعا کرد که اکثر نیجریه‌ای‌ها مسلمان هستند. تحقیقات زیادی درباره اسلام انجام دادم و به این نتیجه رسیدم که تنها در اسلام می‌توانم گمشده خود را پیدا کنم، مدتها بود که در دل مسلمان شده بودم اما ازدواج بهانه‌ای شد تا به این تصمیم خود جامعه عمل بپوشانم.» همسر دنی اولروم که پس از مسلمان شدن نام عرفان را برای خودش انتخاب کرده است، کارمند رسمی سفارت نیجریه است.
 
اما صحبت های عرفان در مورد امام رضا(ع)که  او در بارگاه ایشان مسلمان شده است: «امام رضا(ع)‌ شخصیت بزرگ و بی نظیری است. ارادت خاصی به ایشان دارم و شاید یکی از اصلی‌ترین دلایل موفقیتم در راه آقای گلی لطف ایشان بوده است؛ اما، متاسفانه امکان زیارت حرم امام رضا(ع) را ندارم چرا که مردم به سمتم هجوم می‌آورند و نمی‌توانم به درستی و در آرامش آداب زیارت را به جای بیاورم.»
 
****
 
تسینا ایلوشنکو (لیلا رجبی) - نایب‌قهرمان پرتاب وزنه اروپا. اوحالا با نام لیلا رجبی و با پرچم ایران در رقابت‌های بین‌المللی شرکت می‌کند. ایلوشنکو بعد از ازدواج با پیمان رجبی (که او هم دونده است) و مشرف‌شدن به دین اسلام، حالا یکی از ورزشکاران ایران است که با حجاب اسلامی در رقابت‌های بین‌المللی شرکت می‌کند. او که در رقابت‌های قهرمانی باشگاهی برای اولین بار طی مدت حضورش با دیگر پرتاب‌گرهای ایران رقابت کرد و 2 متر رکورد ایران را شکست، حالا آرزوهای دیگری دارد. خودش می‌گوید: «من عاشق این هستم که با حجاب در مسابقات بزرگ رقابت کنم و مدال بگیرم. من عاشق اسلام هستم و می‌خواهم به مردم دنیا نشان بدهم که یک زن مسلمان هم می‌تواند پرتاب‌گر خوبی باشد و مدال بگیرد.»
 
لیلا وهمسرش از طریق یکی از دوستان‌  که در بلاروس زندگی می‌کند با هم آشنا شده اند. طبق گفته های پیمان، فاصله آشنایی آنها تا ازدواجشان 2 سال طول کشیده است تا در این 2 سال لیلا فرصت داشته باشد که درباره دین اسلام و کشور ایران تحقیق کند. اینترنت و کتاب‌هایی درباره دین اسلام، خواندن قرآن به زبان روسی و در آخر موافقت خانواده ها باعث شد تا ورزشکاری دیگر به جمعیت مسلمانان اضافه شود. لیلا که اسمش را خودش از طریق یک سایت ایرانی پیدا کرده است در حضور امام جمعه بوشهر شهادتین را گفت.
 
*****
 
کلود مارکوس(احمد) - این بار مسلمان شدن در رشته بسکتبال. بازیکن فرانسوی تیم راه و ترابری قم که با حضور در بیت آیت‌الله علوی گرگانی مسلمان شد از نیم فصل دوم برای تیم راه و ترابری قم بازی می‌کند. کلود مارکوس ۳۰ ساله که بعد از گرایش به دین مبین اسلام نام خود را به احمد مارکوس تغییر داده است فقط ۴۵ روز است که وارد استان قم شده و این نشان از رواج اسلام در تمام نقاط جهان می‌دهد. این اتفاق در حالی افتاد که مراسم جشنی نیز به مناسبت مسلمان شدن احمد در سالن ۲ هزار نفری شهید حیدریان برگزار شد. احمد پس از مشرف شدن به دین مبین اسلام گفت: «برخورد و محبت مردم ایران باعث شد تا درباره دین اسلام تحقیق و مطالعه کرده و مسلمان شوم. از هنگامی که وارد ایران شدم و به تیم راه و ترابری پیوستم، برایم جالب بود تا در مورد دین اسلام و پیامبر اسلام بدانم. به همین دلیل از مسوولان خواستم کتاب هایی که در این باره به زبان فرانسوی ترجمه شده، برایم تهیه کنند و آنها نیز بسیار زود این کار را انجام دادند.»
 
بازیکن فرانسوی الاصل تیم بسکتبال راه و ترابری در پایان از چگونگی انتخاب اسمش حر ف می زند. او می گوید: «پیش از حضور در ایران تصور دیگری از این کشور داشتم، اما با حضور در ایران و شهر قم فهمیدم که تمامی آن‌ها اشتباه بوده است. هنگامی که کتاب‌های دین اسلام را مطالعه کردم، نام احمد چندین بار در آنها ذکر شده بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم تا این اسم را برای خود انتخاب کنم.»
 
****
 
دیوید جان رو(داوود) - فقط شش هفته از حضورش در ایران گذشته بود که تصمیم گرفت مسلمان شود. دیوید جان رو، مربی انگلیسی تیم ملی بیلیارد ایران که حالا دیگر سمتی ندارد خیلی زود تصمیم به این کار گرفت. او در مراسمی که با حضور علی سعیدلو، رئیس سازمان تربیت بدنی در شورای سیاست گذاری ائمه جمعه سراسر کشور برگزار شد توسط حجت الاسلام سیدرضا تقوی رئیس این شورا مسلمان شد. حجت الاسلام تقوی شهادتین را خواند و او تکرار کرد. در این مراسم یک قرآن به زبان انگلیسی و یک تابلو فرش که آیه قرآن در آن بافته شده بود به او اهدا شد. حجت الاسلام تقوی خطاب به او گفت: « نام دیوید شبیه نام داوود است و این اسم از اسامی قرآنی است و به همین دلیل من تو را داوود صدا می زنم.» اما چه اتفاقی افتاد که او تصمیم گرفت تا در این مدت کوتاه به اسلام رو بیاورد؟ خودش در این مورد توضیح می دهد: «با محمد شهاب قهرمان اماراتی بیلیارد آسیا در دوبی آشنا شدم. من رابطه نزدیکی با او شدم و او اسلام را به من معرفی کرد.»
 
روی مک لاو، یکی دیگر از دوستان مسلمان جان رو بوده است: «او سیاه پوست انگلیسی بود که مسلمان شده بود و در قطر زندگی می کرد. من درباره اسلام با او خیلی صحبت می کردم.» اما او در ایران تصمیم گرفت که مسلمان شود: «من به همه کشورها به جز آمریکا سفر کرده ام. مردم ایران با همه فرق می کنند. من از فرهنگ شما خوشم آمد. این که شما غذایی می خورید و به هم تعارف می کنید برای من جالب بود.» جان رو در حرم امام رضا(ع) تصمیم نهایی را برای تغییر مذهب گرفته بود: «من شش هفته است که به ایران آمده ام. مسابقه ای در مشهد برگزار شد. من خواستم به حرم امام رضا(ع) بروم. حس خوبی آنجا داشتم و همان جا بود که تصمیم گرفتم مسلمان شوم.» جان رو دوست دارد که یک بار دیگر به مشهد برود: «گفته ام که هر شهری که حرم دارد، من را آنجا ببرند. قم، شیراز ... دوست دارم یک بار دیگر مشهد را ببینم.»
 
****
 
ژوزف سرجیو سیلوا دوسانتوز(سجاد) - او مربی برزیلی بدنساز تیم صنعت نفت آبادان بود که در مراسمی روحانی، در حوزه علمیه آبادان با ادای شهادتین، مسلمان شد و به مومنین شیعه علی‌ابن‌ابیطالب پیوست. مربی برزیلی بدنساز تیم صنعت نفت که 48 سال سن دارد نام سجاد را نیز به جای ژوزف برای خودش انتخاب کرد: «آشنایی من با اسلام با ایرانیان مسلمان در برزیل آغاز شد و در ایران این فضا برایم بیشتر هموار شد تا با اسلام آشنا شوم.» او همچنین می‌گوید خانواده‌اش نیز به اسلام علاقه دارند.
 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 10:7  توسط ر  | 

کلاشینکف

کلاشنیکف

نوع تمام‌خودکار، نیمه‌خودکار
خاستگاه Flag of Russia.svg روسیه
نبردها جنگ ویتنام، جنگ ایران و عراق
تاریخچه تولید
طراح میخائیل کلاشنیکف
طراحی شده در ۱۹۴۷
سازنده بیشتر کشورهای بلوک شرق
تولید شده در
گونه‌ها AK۴۷، AK۴۷ (SAR۱،، AK47S، AKM، AK74U، AK۷۴، AK74S، AKS-۷۴N، AK۱۰۱، AK۱۰۲، AK۱۰۳، AK۱۰۴، AK۱۰۵، AK۱۰۷، AK۱۰۸، MODEL OF SSR-۸۵B، NORINCO AK۴۷، AKSN
ویژگی‌ها
طول ۱۰۲ سانتی‌متر (با سرنیزه)
خدمه تک‌نفره

کلاشنیکف AK-47کلاشنیکف AK-47 در اصل، نسخه بهینه سازی شده پرقدرت ترین مسلسل هجومی انفرادی جنگ جهانی دوم یعنی StG-44 است که بین سال های 1944 تا 1947 طراحی شد. (StG-44 یا MP44 در سال های پایانی جنگ جهانی توسط طراحان آلمانی ساخته شد). طراح AK-47 میخائیل کالاشنیکف (Михаи́л Тимофе́евич Кала́шников-Mikhail Timofeyevich Kalashnikov) است که در جریان جنگ جهانی دوم به عنوان سرباز ارتش سرخ شوروی در جبهه شرق اروپا شرکت کرد.

این تفنگ خشاب‌های ۳۰، ۴۰ و ۷۵ فشنگی (قابلمه‌ای) دارد[نیازمند منبع] و با روش غیرمستقیم و با فشار گاز ناشی از انفجار باروت مسلح می‌شود و سیستم قفل گلنگدن آن از نوع چرخشی است. این سلاح در سه نوع با قنداق ثابت، تاشو از زیر، و تاشو از کنار ساخته می‌شود که نوع تاشو آن بسبب اشغال فضای کمتر و حمل آسان‌تر مورد توجه است. بسبب کوچکی و سبکی نسبی در جنگ‌های چریکی (پارتیزانی) کارایی دارد. کالیبر اصلی آن ۷٫۶۲ میلی‌متر است؛ ولی در کالیبرهای دیگر نیز ساخته شده‌است. کشورهای گوناگونی (بیشتر از بلوک شرق) و از جمله ایران این سلاح را در انواع گوناگون ساخته‌اند و هم‌اکنون این سلاح به‌سبب کارایی بالا، در سازمان رزم نیروهای مسلح ایران قرار دارد.

در دوران جنگ سرد بسیاری از کشورهای جهان به ویژه بلوک شرق این سلاح را بکار گرفتند. در سال ۱۹۵۱ رسماً وارد ارتش روسیه گردید. بدنه آن از فولاد نرم ساخته شده و دیگر بخش‌ها پرس‌کاری شده‌است. سال ۱۹۵۹ ساخت نوع AKM (افتامات کلاشینکف نوین) آغاز شد که برخلاف مدل آ-کا-۴۷ بدنه این سلاح ورقه پرسکاری است و در بخش‌های دیگر تغییراتی نیز داده شده‌است. در ارتش روسیه مدل (AKM) در حال از رده‌خارج‌شدن است و مدل دیگری از این سلاح به نام AKS-۴۷ که از دید ظاهر و شیوه کار مانند این سلاح است و کالیبر ان کمتر است (۳۹×۴۵٫۵) جانشین آن می‌گردد.

[ویرایش] شناسه های جنگ افزار

کلاشینکف‌های ساخته‌شده از طلای ۱۸ عیار در کاخ‌موزه عابدین، مصر.


حالات شلیک: تک تیر و رگبار

کالیبر: ۷/۶۲ میلیمتر

تعداد خان: ۴ عدد

گردش خان: از چپ به راست

سرعت اولیه گلوله: ۸۱۰ متر بر ثانیه

وزن سلاح بدون خشاب: ۳/۲۷۰ کیلوگرم

وزن خشاب ها:

  • وزن خشاب ۳۰ تیری فولادی بدون فشنگ: ۳۵۵ گرم
  • وزن خشاب ۳۰تیری آلمینیومی بدون فشنگ: ۱۷۰ گرم
  • وزن خشاب ۳۰ تیری کائوچویی بدون فشنگ: ۲۳۵ گرم

طول گام: ۲۳۵ میلیمتر

تعداد گام: ۱/۶ دور

طول سلاح با سرنیزه: ۱۰۲ سانتیمتر

طول سلاح با قنداق فلزی بسته: ۶۶ سانتیمتر

طول سلاح با قنداق چوبی، کائوچویی، فلزی باز: ۹۴ سانتیمتر

طول کلاش کوتاه ساخت ایران: ۸۰ سانتیمتر

نواخت تیر علمی: ۵۵۰ الی ۶۰۰ تیر در دقیقه

برد مفید: ۸۰۰ الی ۱۰۰۰ متر

برد نهایی: ۲۰۰۰ متر

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 10:27  توسط ر  | 

هولو کاست واقعی

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 19:21  توسط ر  | 

هولو کاست

هولوکاست از دو واژه يوناني "holos" به معني "همه" و "kaustos" (در بعضي از متون به جاي واژه kaustos از واژه kaiein استفاده شده است) به معني سوزاندن و نابود کردن ترکيب يافته است. اين واژه روي هم رفته به معني همه سوزي است و در اصطلاح از آن به قرباني و يا قرباني بزرگ ياد مي شود و به واقعه اي اطلاق مي شود که در فاصله سالهاي 1944 تا 1939 (در  جنگ جهاني دوم) قريب به 6 ميليون يهودي از سراسر اروپا جمع آوري و به اردوگاههاي مرگ در آلمان و لهستان مانند اردوگاه " آشويتس : که مهمترين آنها بود ، فرستاده و در کوره ها سوزانده شدند . همچنين قتلهاي دسته جمعي رده دومي هم وجود داشت که يهودي ها را وارد اتاقهاي بزرگي ميکردند که دوشهايي در سقف داشتند و پس از بستن درها ؛ از دوشها گازي به نام"  زيلکون ب " خارج ميشد و موجب خفگي همه ميگرديد.

در اواخر جنگ جهاني دوم صحنه هاي دلخراش بعضي از اردوگاه هاي اسرا، و اجساد روي هم انباشته شده كه از بيماري تيفوس جان داده بودند، زمزمه هاي كوره‌هاي آدم سوزي را افزايش داد و صهيونيست ها با ابزار تبليغاتي خود به طور گسترده روي اين مسأله سرمايه گذاري كردند.‏ اما حقيقت امر چيز ديگري بود.

از نيمه دوم قرن 19 ميلادي و چند سال بعد از پايان جنگ جهاني دوم، واژه «هولوكاست» در فرهنگ سياسي، مفهوم و معناي ويژه اي يافته و تقريباً به يك اسم خاص بدل شده است. از آن هنگام به بعد، ماجراي كشتار 6 ميليون يهودي در جريان جنگ جهاني دوم از سوي نازي ها كه يك داستان ساختگي است را «هولوكاست» مي‌نامند. (واژه هولوکاست را در تمامي متون با حرف h  بزرگ نشان ميدهند)

در اوايل دهه 80 قرن نوزدهم، تعدادي از اعضاي آژانس بين المللي صهيونيست ها، از جمله، «پي ير ويدال ناكه»، «سرژ ولز»، «فرانسوا براريدا» تحت سرپرستي «رنه ساموئل سپرات» خاخام معروف فرانسه، با استناد به داستان ساختگي كشتار 6 ميليون يهودي در جنگ جهاني دوم و به عنوان پيشگيري از فراموش شدن مظلوميت اين قوم! پيش نويس قانوني را تهيه كرده و در ژوئيه سال 1990 ميلادي در فرانسه به تصويب رساندند كه براساس آن «هرگونه ترديد در باره «هولوكاست»، اعم از ترديد درباره كشتار -مورد ادعاي- يهوديان در جنگ جهاني دوم، وجود اتاق هاي گاز و حتي كمترين ترديد در رقم 6 ميليوني يهوديان كشته شده، جرم تلقي مي شود! و هركس در فرانسه از اين قانون تخلف كرده و در سه موضوع ياد شده ترديد كند به يك ماه تا يكسال زندان و پرداخت 2هزار تا 300هزار فرانك جريمه محكوم مي شود.»

بعدها با فشار آمريكا، انگليس، فرانسه و آژانس صهيونيستي، اين قانون در ساير كشورهاي اروپايي نيز به تصويب رسيد. به طوري كه امروزه هرگونه ترديد درباره هولوكاست مورد ادعا و ابعاد و اجزاء آن در اروپا جرم تلقي مي شود!

واژه هولوکاست هر ساله با فرارسيدن 27 ژانويه روز جهاني يادبود هولوکاست بطور گسترده تري در رسانه ها منعکس مي شود و رژيم غاصب اسرائيل هر ساله با استفاده از تبليغات مربوط به آن جهانيان را نسبت به ظلمي که به ادعاي آنها در گذشته بر يهوديان روا داشته شده سرزنش مي کند.

هولوکاست امروزه ابعاد پيچيده اي دارد شايد بتوان اين پديده سراسر اغراق و بزرگنمائي شده را قطعنامه وجدان آزرده اروپائيها براي تسليم کردن سرزمين ملت فلسطين به ملتي که گمان مي کنند بر آنها ستم کرده اند، مي باشد.

صهيونيستها با به تصوير کشيدن اتاقهاي دروغين گاز و کورههاي آدم سوزي اين نکته را به جهانيان القا کردند که ستمهاي بسياري براين قوم رفته ووجدان جهانيان بايد براي جبران گناه و ظلمي که بر يهوديان اعمال کرده بيدارشود وخدمتي را به اين مردم نمايد تا از اين پس اين قوم به اصطلاح برگزيده خداوند ديگر در هيچ برهه از تاريخ مورد ظلم ديگران واقع نشود.

براي اين منظور غرب به سرکردگي انگليس و آمريکا دست به کار شد و نطفه فساد و غارت زمين را در فلسطين مظلوم کاشت و ملت فلسطين را در خاورميانه طي حکمي محکوم کرد تا تاوان گناهي مشکوک را که به اصطلاح اروپائيان عامل ارتکاب آن بودند بپردازند. لذا امروز ما در سرزمين فلسطين شاهد اين هستيم که اين قوم به اصطلاح برگزيده و ستمديده آنچه که مدعي هستند در طول تاريخ بر سر آنها آمده بر ملت فلسطين اعمال مي کنند اين امر ميسر نگشته مگر اينکه غرب خود را محکوم و مديون به گناهي مي داند که بايد ملتي ديگر در نقطه اي ديگراز جهان تاوان آن را جبران کند.

تعريف هولوكاست

هولوكاست (holocaust)، به معناى «سوزاندن با آتش است كه به طور كامل از ميان برود» و واژه اى است يونانى كه از دو واژه holos به معنى همه و 1kaustus به معنى سوزاندن و نابود كردن تركيب شده است و در لغت، به معناى «همه سوزى» است.2 برخى از زبان شناسان، اين واژه را برگرفته از جنايت يهوديان در يمن باستان مى دانند3 كه به تدريج و در گذر ايام، مفهوم عام ترى يافته، به سوزاندن زنده زنده انسان ها اطلاق شده است و در اصطلاح، به نظريه اى اطلاق مى شود كه ادعا دارد شش ميليون يهودى در طول جنگ جهانى دوم، بر اثر اعمالى از قبيل اعدام در اتاق هاى گاز و سوزانده شدن در كوره هاى آدم سوزى اردوگاه هاى كار اجبارى نازى ها، كشته شده اند.4

بر اساس قانونى كه پيش نويس آن در اوايل دهه 80 قرن نوزدهم، توسط تعدادى از اعضاى آژانس بين المللى صهيونيسم، تحت سرپرستى «رنه ساموئل سپرات»، خاخام معروف فرانسه تهيه و در ژوئيه سال 1990م. در فرانسه به تصويب رسيد، هرگونه ترديد درباره «هولوكاست»، اعم از ترديد درباره كشتار - مورد ادعاى - يهوديان در جنگ جهانى دوم، وجود اتاق هاى گاز و حتى كمترين ترديد در رقم 6 ميليونى يهوديان كشته شده، جرم تلقى مى شود و هركس در فرانسه از اين قانون تخلف كرده، در سه موضوع ياد شده ترديد كند، به يك ماه تا يك سال زندان و پرداخت 2 هزار تا 300 هزار فرانك جريمه محكوم مى شود. بعدها با فشار آمريكا، انگليس، فرانسه و آژانس صهيونيستى، اين قانون در اكثر كشورهاى اروپايى نيز به تصويب رسيد؛ به طورى كه امروزه هرگونه ترديد درباره هولوكاستِ مورد ادعا و ابعاد و اجزاى آن، در اروپا جرم تلقى مى شود!5 جرج بوش، قانون مبارزه با «آنتى سيميتيزم» را براى به اصطلاح كنترل اين پديده در جهان امضا كرد. هدف از قانون يهودستيزى دولت بوش، اين است كه تمام انتقادها عليه رژيم اسرائيل را به سكوت كشانده و ددمنشى ها و دروغ هاى اين رژيم را از بين ببرد.6

سرانجام با تلاش رژيم صهيونيستى، اين افسانه، جنبه اى جهانى به خود گرفت و مجمع عمومى سازمان ملل، با تصويب قطع نامه اى، روز 27 ژانويه 7 را به عنوان روز يادبود هولوكاست، نام گذارى كرد.8

انگيزه هاى طرح هولوكاست

در بررسى انگيزه هاى طرح افسانه هولوكاست، با دو عامل عمده مواجه ايم كه از اين قضيه به صورت هاى مختلف بهره مند شده اند؛ يكى صهيونيسم كه ذى نفع عمده است و ديگرى خود دولت هاى غربى.

الف) انگيزه هاى صهيونيسم

از ديدگاه محققانى كه درباره چگونگى و انگيزه هاى طرح افسانه هولوكاست به تحقيق پرداخته اند، چند دليل عمده در اين زمينه وجود دارد كه عبارتند از:

1. انگيزه هاى سياسى

از ديدگاه صهيونيست ها، برپايى دولت اسرائيل، نتيجه منطقى ظلم بر يهوديان در هولوكاست است. تعجب آور اين است كه آنها مى خواهند به واسطه وقوع «آشويتس»9 و كوره هاى آدم سوزى خيالى، خود را مستحق برپايى يك دولت بنمايانند؛ آن هم در گوشه ديگرى از جهان و با غصب سرزمين ملتى كه هيچ گونه ربطى به جنايات واقعى يا ساخته و پرداخته آنان ندارد. چنان كه «آبراهام هشل» مى گويد: «دولت اسرائيل، پاسخ خدا به آشويتس است»10 و « موشه زيمرمن»، رئيس گروه مطالعات آلمانى در دانشگاه عبرى اورشليم تأكيد مى كند كه «هالوكاست[هولوكاست]، توجيه اصلى تأسيس دولت اسرائيل است».11

چرا در فلسطين؟

سازمان صهيونيسم، در شرايط جنگ جهانى، اولين مرحله از پروژه تسلط بر جهان را كليد زد. اين سازمان، چاره را در اين ديد كه از هرج و مرج به وجود آمده در جنگ جهانى استفاده كند و با «مظلوم نمايى» هرچه تمام تر، چنين جلوه دهد كه جهان مسيحيت به آنان حمله كرده و تعداد زيادى از آنان را كشته است؛ پس آنان ناچارند به جاى ديگرى بروند و كجا بهتر از خاورميانه و آن هم فلسطين؛12 سياستى كه نه بر اساس اجبار، بلكه كاملاً مورد خواست و مطابق اهداف صهيونيسم بود. «هانا آرنت» معتقد است: «سياست ناسيونال سوسياليست ها در مورد يهوديان، سياستى بود كه كاملاً طرفدار صهيونيسم بود».13 «هاينتس هوهنه»، روزنامه نگار آلمانى نيز در تأييد اين نظر مى گويد: «صهيونيست ها، استقرار فاشيسم در آلمان را نه به مثابه يك مصيبت ملى، بلكه به عنوان فرصتى تاريخى و بى مانند در وصول به هدف هاى صهيونيستى خويش مى ديدند».14

علاوه بر تأسيس اسرائيل و تلاش براى تحقق اهداف صهيونيسم بين الملل، صهيونيست ها دو هدف عمده سياسى ديگر را از مظلوم نمايى يهود و تقدس بخشيدن به هولوكاست، تعقيب مى كنند؛

1. پيش گيرى از خيزش عمومى جهانيان عليه صهيونيسم.

2. مظلوم نمايى و برانگيختن احساسات نژاد يهود و ايجاد اتحاد سياسى آنان.15

2. انگيزه هاى اقتصادى

صهيونيست ها با ماجراى هولوكاست و طرح دعاوى حقوقى عليه كشورهاى آلمان، اتريش، لهستان، سوئيس و...، تا كنون ميلياردها دلار به جيب زده اند. به عنوان نمونه، آلمان ملزم شد از سال 1952 تا سال 2002م. به روش هاى مختلف، به بازماندگان به اصطلاح قتل عام يهود غرامت بپردازد16 و بر اساس توافق هاى حاصله، «دولت اين كشور، زير فشارهاى باج خواهانه صهيونيست ها، مجبور شد موافقت خود را با اعطاى سالانه 50 ميليون مارك تا سال 2002م. به رژيم صهيونيستى اعلام نمايد».17

گلدمن (مجرى اصلى طرح) مى گويد: «هدف از اين افسانه سازى ها و دروغ پردازى ها، صرفاً گرفتن غرامت براى قربانيان جنگ نبود؛ بلكه هدف از آن، تهيه بودجه لازم جهت پايه ريزى حكومتى بود كه كوچك ترين حقى در اين رابطه نداشت؛ زيرا زمانى كه اين جنايات انجام شد، چنين دولتى وجود خارجى نداشت؛ اما از اين مسئله، براى فراهم آوردن تسليحات لازم براى جنايات جديد بهره گرفت».18

3. انگيزه هاى روانى

سوء استفاده از گرايش هاى فطرى بشر به حمايت از مظلوم، رساترين تعبيرى است كه مى توان آن را محور همه فعاليت هاى جنبش صهيونيسم در طى قرن بيستم دانست؛ مفهومى كه در ايجاد دولت نامشروع صهيونيستى در فلسطين و تحكيم پايه هاى آن، بسيار مؤثر بوده و يهوديان با تمسك به اين شيوه تا كنون توانسته اند بر تمامى جنايت ها، قانون شكنى ها و فزون خواهى هاى خود در سرتاسر جهان سرپوش گذارند.

«پل فرام»، مدير انجمن كانادايى آزادى بيان مى گويد: «من با رئيس جمهور ايران موافقم و معتقدم اشتباه است كه فلسطينيان تاوان گناه اروپايى ها را بپردازند و كشور خود را از دست بدهند. من همچنين بر اين باورم كه داستان دروغين هولوكاست، براى اين كه به اروپاييان و ساكنان آمريكاى شمالى اين حس داده شود كه گناهكارند، ايجاد شده است. افسانه هولوكاست، به يهوديان اجازه مى دهد تا ميلياردها دلار از آلمان و ديگر كشورها غرامت بگيرند. هولوكاست همچنين اذهان مردم آمريكاى شمالى و اروپا را براى پذيرش ددمنشى ها و خشونت هاى اسرائيل آماده مى كند».19

مقام معظم رهبرى در تحليلى جامع و شيوا از نحوه شگردهاى تبليغاتى صهيونيست ها و اهدافى كه آنان از مظلوم نمايى يهود و طرح كوره هاى آدم سوزى دنبال مى كنند، مى گويد: «صهيونيست ها از اول كار، يك شگرد تبليغى را انتخاب كردند كه عبارت است از مظلوم نمايى. براى مظلوم نمايى، داستان ها و افسانه هاى فراوانى جعل شد؛ خبرهايى ساخته شد و تلاش هاى بى وقفه اى انجام گرفت. اينها مسئله نگرانى روانى يهوديان را مطرح كردند و گفتند چون يهودى ها در طول قرن هاى متمادى زير فشار بودند، از لحاظ روانى دچار نگرانى اند و به امنيت روانى احتياج دارند. صهيونيست ها در مذاكرات با سران كشورهاى غربى و بعدها در گفت وگوهاى خود با كشورهاى اسلامى و عربى، مسئله امنيت روانى را مطرح كردند و گفتند ما به امنيت روانى احتياج داريم و بايد امنيت روانى ما تأمين شود. هر اقدامى بخواهد انجام بگيرد، اگر به سودشان نباشد، به بهانه امنيت روانى، مى توانند آن را خنثى كنند. شما وقتى سرزمين را از دست مى دهيد، مى دانيد چه چيزى را از دست داده ايد؛ اما وقتى مى خواهيد خواسته اسرائيل را در مورد امنيت روانى برآورده كنيد، نمى دانيد تا كجا بايد تسليم شويد و تا كجا بايد امتياز بدهيد. اين امتيازدهى، پايانى ندارد؛ مرتب بايد امتياز داد. تجربه اروپا در اين مورد، عبرت آموز است. دولت آلمان، صد و پنجاه ميليارد مارك به عنوان خسارت به يهودى ها داد؛ اما خسارت يهوديان از آلمان، هنوز تمام نشده است؛ باز هم خسارت طلبكارند و بايد به آنها داده شود! آن چه يهودى ها با آلمان كردند، كم و بيش با برخى كشورهاى اروپايى ديگر - مثل اتريش، سوئيس، فرانسه، حتى تا چند سال قبل با واتيكان - نيز انجام دادند؛ همه بايد خسارت بدهند؛ اين خسارت تمام شدنى نيست! همه سياست مداران، خبرنگاران، روشنفكران، كارگزاران و نخبگان غرب بايد در مقابل بناى يادبود كوره آدم سوزى سر تعظيم فرود بياورند؛ يعنى همه، داستانى را كه اصل صحت آن معلوم نيست، مورد تأكيد قرار دهند و خود را بدهكار آن داستان قلمداد كنند. اينها روش هايى است كه در تبليغ دارند و همه معطوف به مظلوم نمايى است».20

ب) انگيزه غرب در طرح و تبليغ هولوكاست

در يك جمع بندى، اهداف اروپا و آمريكا از اين اقدام، عبارتند از:

1. تخليه حداكثرى جماعت يهود از درون سرزمين هاى يهودى به يك مكان مشخص.

2. تمركزدهى به يهود در محل اتصال سه قاره و استقرار اسرائيل در قلب خاورميانه، براى ايجاد يك پايگاه ديدبانى بر منابع غرب در خاورميانه.

3. ايجاد منطقه امنيتى غرب در قلب مناطق اسلامى، براى نظارت و ديده بانى بر منافع امنيتى غرب از درون منطقه.

 

نقد دلايل هولوكاست

با وجود تمام تدابير، امكانات و حجم عظيم تبليغات جهانى به كار گرفته شده جهت اثبات اين واقعه، تاكنون ده ها مورخ برجسته اروپايى و صدها استاد بلندآوازه و متخصص شناخته شده بررسى اسناد تاريخى، با ارائه اسنادى كه هيچ صاحب نظرى نمى تواند در صحت آنها كمترين ترديدى روا دارد، به روشى كاملاً علمى اثبات كرده اند كه ماجراى هولوكاست و كوره هاى آدم سوزى، اتاق هاى گاز قتل عام 6 ميليون يهودى و هر آن چه صهيونيست ها در اين باره ادعا مى كنند، دروغ محض و يك داستان ساختگى است كه واقعيت آن يقيناً با اسناد موجود، زير سؤال رفته، مدارك و شواهد ادعايى يهوديان بدون اعتبار و ابطال پذير است. افرادى همچون مارك وبر، روبرت فوريسون، فردريك توبن، روژه گارودى، ديويد ايروينگ، آرمان امادروس و داريوژ راتايژاك و... از اين گروه متخصصان هستند كه اغلب به «تجديدنظر طلبان» مشهور مى باشند.21

1. اتاق هاى گاز

يكى از مهم ترين ادعاهاى يهوديان و متفقين بعد از جنگ جهانى دوم، اين بود كه آلمان ها، يهوديان را در اتاق هاى گاز مى كشتند. تحقيقات علمى اى كه درباره مكان هاى مورد ادعا، انجام شده، عدم صحت آن را ثابت مى كند.

پروفسور «روبر فوريسون»، نويسنده و محقق برجسته فرانسوى، متخصص و كارشناس عالى رتبه اسناد و مدارك تاريخى، مى گويد: «من تا سال 1960 به واقعيت كشتار بزرگ در اتاق هاى گاز اعتقاد داشتم. پس از چهارده سال انديشه و مطالعه شخصى و آن گاه چهارسال تحقيق بى وقفه و خستگى ناپذير، همانند بيست نفر از نويسندگان «رويزيونيست» (تجديدنظرطلب) تاريخى، اطمينان يافتم كه با يك دروغ بزرگ تاريخى مواجه هستم. از اردوگاه هاى «آشويتس» و «بيركناو»، چندين مرتبه بازديد كردم. در اردوگاه هاى «اشتروتهوف» (در آلزاس فرانسه) و «مايدانك» (در لهستان)، مكان هايى را كه به عنوان «اتاق گاز» معرفى مى شدند، بررسى كردم. در مركز اطلاع رسانى يهود در پاريس، آرشيوها، دست نويس ها، شهادت هاى كتبى، اسناد مربوط به بازجويى محكومان جنگ جهانى دوم و دادگاه نورنبرگ و هزاران سند و مدرك ديگر به جا مانده از آن دوران را مطالعه كردم. براى يافتن پاسخ سؤال هاى خود، بى وقفه از متخصصان و تاريخ دانان پرسش كرده ام. سال ها، اما بيهوده به دنبال فقط يك بازمانده از بازماندگان جنگ بودم كه به چشم خود اتاق هاى گاز را ديده باشد؛ به حتى يك مدرك، فقط يك مدرك راضى بودم؛ اما همين يك مدرك را هم نيافتم. در مقابل، آن چه يافتم، تعداد بى شمارى مدارك مجعول بود. پس از آن، با سكوت، مزاحمت، دشمنى، توهين و بالاخره ضرب و جرح و محاكمه مواجه شدم».22

پروفسور «روژه گارودى»، محقق مسلمان فرانسوى نيز با تحقيقات خود در اين زمينه دريافت كه از يك سو گاز hcn قيمت و هزينه زيادى داشته، در نتيجه گران ترين شيوه اعدام محسوب مى شودو از سوى ديگر، مكان هايى كه يهوديان از آن به عنوان اتاق گاز نام مى برند، اصلاً قابليت چنين كارى را ندارند؛ زيرا اين گاز بايد در يك پوششى از فولاد اكسيدنشدنى باشد و درب ها نيز بايد مجهز به لولاهايى از پنبه نسوز كائوچويى مخصوص يا تفلون باشد. متخصصان پزشكى قانونى پس از بازديد از اين مكان ها اظهار داشتند كه استفاده اين تأسيسات از گاز hcn، فوق العاده خطرناك است و در اين مكان ها هيچ تجهيزاتى براى مهار اين گاز در نظر گرفته نشده است.23

2. كوره هاى آدم سوزى

از ديگر ادعاهاى صهيونيست ها اين است كه نازى ها، يهوديان را در كوره هاى آدم سوزى مى سوزاندند. اين ادعا، امروزه به عنوان يك دروغ تاريخى شناخته شده است.

«وئيس مارشالكو»، درباره اتاق هاى گاز و كوره هاى آدم سوزى اسناد جالبى ارائه مى كند. يكى از اين اسناد، مقاله اى از «شم»، روزنامه زيرزمينى ناسيوناليست هاى يهودى فرانسه است كه در 8 ژوئيه 1944م. درباره وضعيت 9 اردوگاه از اردوگاه هاى نگهدارى و توقيف يهوديان در آلمان توضيح مى دهد. در اين گزارش، حتى يك كلمه هم از قلع و قمع يهوديان يا بدرفتارى با آنان نيست. در اين گزارش همچنين هيچ حرفى از اتاق هاى گاز، اردوگاه هاى مرگ و يا بچه كشى به ميان نمى آيد. درست در نقطه مقابل آن، گزارش «شم» مى گويد كه [بچه هاى 2 تا 5 ساله را به كودكستان هاى مختلف برلين مى فرستادند تا از كمك هاى ويژه اى برخوردار شوند]. مارشالكو توضيح مى دهد كه چگونه زير نظر يهوديان در پايان سال 1945م. اردوگاهى چون «داخو» مورد تخريب و بازسازى هدف دار قرار گرفت.

او مى نويسد: «قبل از هر چيز، منظره زيباى سرسبز و بوستان گونه اردوگاه بايد به كلى تخريب مى شد؛ چون براى سينماروهاى آمريكايى، پذيرش اين امر كه يهوديان را در دل باغ و بوستان و بسترى از گل و گياه شكنجه مى كردند، كار مشكلى بود؛ به ويژه وقتى آنها را به سينماها كشانده بودند تا صحنه هاى مخوف و ترسناك (اردوگاه ها) را نشانشان دهند. از اين رو، به كارگران جديد اردوگاه دستور دادند مثلاً يك گودال خون كه لوله اى از آن به خارج مى رفت، بسازند تا طورى به نظر آيد كه از اين گودال، خون يهوديان از طريق آن لوله، تخليه مى شده است. محوطه استحمام زندانى ها، اتاق رخت كنى آنها و محوطه هاى ورودى، تماماً بايد بازسازى مى شدند تا به صورتى درآيند كه به كوره آدم سوزى اى كه يهوديان ادعا مى كردند، شبيه باشند».24

3. شش ميليون كشته يهودى

بر اساس تحقيقات و مستندات تاريخى، چنين چيزى نيز اصلاً واقعيت نداشته است. مارشالكو بر مبناى شواهد متعدد آمارى نشان مى دهد كه تمام يهوديان اروپا در سال 1933م. بالغ بر 5.600.000 نفر بوده اند و اين رقم، مورد تأكيد يهوديان آمريكا نيز مى باشد. اگر از اين تعداد، يك ميليون يهودى بيرون خط مولوتف - روبين تروپ، كسر شود و اگر يهوديان ساكن در كشورهاى بى طرف و متفقين را هم كسر كنيم، رقم 2.500.000 باقى مى ماند؛ در حالى كه بنا به نظر كارشناسان، جمعيت يهوديان ساكن در قلمرو هيتلر و هيملر، به نيم ميليون هم نمى رسيد.25

مارشالكو مى افزايد: «در بالاترين سطح ممكن، تعداد يهوديان جان باخته را نمى توان بيش از 500 تا 600 هزار نفر دانست؛ اما در مقايسه با اين، ملل مسيحى تلفات به مراتب بيشترى را متحمل شدند. اجازه دهيد ملت كوچك مجارستان را در نظر آوريم كه كل جمعيت آن شايد از تعداد يهوديان امروز بيشتر نباشد. تعداد قربانيان جنگ مجارستان، چه آنهايى كه در بمباران هاى هوايى مرده بودند و يا اين كه در اردوگاه هاى مرگ سيبرى از گرسنگى جان باخته اند و يا يخ زده باشند، حداقل به رقم يك ميليون نفر مى رسيد».26

جمع بندى

1. نحوه برخورد غرب با هولوكاست و جلوگيرى از تحقيقات علمى و مستند دانشمندان، نه تنها با ادعاى آزادى عقيده و بيان منافات دارد، بلكه خود حاكى از ساختگى و غيرواقعى بودن اين قضيه است.

2. مدعيان حقوق بشر با بزرگ نمايى بخشى از جنايات جنگ جهانى دوم - در مقابل ساير جناياتى كه در اين جنگ اتفاق افتاد؛ مانند بمباران اتمى ژاپن توسط آمريكا و همچنين ساير نسل كشى هايى جهان - سياسى بودن جانبدارى خود از حقوق بشر را به اثبات رسانده اند.

3. بر اساس تحقيقات علمى و مستندات تاريخى انجام شده توسط محققان و متخصصان، ماجراى هولوكاست و كوره هاى آدم سوزى، اتاق هاى گاز قتل عام 6 ميليون يهودى و هر آن چه صهيونيست ها در اين باره ادعا مى كنند، دروغ محض و يك افسانه ساختگى است.

4. با دروغ بودن افسانه هولوكاست، اساس تشكيل دولت اسرائيل و توجه مضاعف به اين مولود بى هويت انگليس و آمريكا، زير سؤال مى رود.

5. بر فرض قبول هولوكاست، با چيزى جز «ادعاى ظلم مسيحيان در حق يهوديان» مواجه نيستيم؛ اما وقتى غرب با دفاع از هولوكاست، ادعاى ظلم به آنها را مى پذيرد و ادعاى جبران خسارات وارده به يهود را دارد، چرا اين خسارت را از جيب ملت هاى ديگر پرداخت مى كند؟ اروپا در صورت پافشارى بر وقوع هولوكاست و جبران خسارت، بايد قسمتى از زمين هاى خود را در اختيار صهيونيست ها قرار دهد. تنها اين گونه، غرب مى تواند خود را از چالشى بزرگ در مقابل يهود - كه خود رإ؛ّّج مظلوم مى دانند - و يك ميليارد مسلمان رهايى بخشد.

6. واقعيت اين است كه افسانه هولوكاست با فلسفه وجودى دولت اسرائيل و منافع حياتى صهيونيسم بين الملل و دولت هاى غربى ارتباطى ناگسستنى دارد و برجسته كردن مسئله هولوكاست، صرفاً سرپوش نهادن بر ماهيت نامشروع اعمال توسعه طلبانه و جنايات رژيم اسرائيل در فلسطين و جهان مى باشد.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 18:51  توسط ر  | 

خواص وفوایدمیوه جات3

فوایدسیب

 
آنتی اکسیدان ها با از بین بردن مولکول هایی که مسئول تخریب سلولها هستند و منجر به سرطان می شوند، از این بیماری جلوگیری به عمل می آورد. محققان دانشگاه کورنل در نیویورک، دریافته اند که خوردن 100 گرم سیب در روز، خواص آنتی اکسیدانه ای برای بدن تامین می کند که معادل له خوردن 1500 میلیگرم ویتامین C می باشد.

پروفسور کونگ یونگ لی، یکی از محققان این تحقیق، می گوید، "برخی از مواد شیمیایی ضد آلرژی نیز به حساب می آیند، برخی هم ضد سرطان، ضد التهاب، و ضد ویروسی هستند. الان دیگر به اندازه کافی سند و مدرک وجود دارد که با قطعیت بگوییم با خوردن یک عدد سیب در روز دیگر نیازی نیست نزد دکتر بروید."

برای آزمایش خواص ضد سرطانی موجود در سیب، محققان از سلول های سرطانی روده که در آزمایشگاه رشد کرده بود،، استفاده کردند.

آنها دریافتند که 50 میلیگرم از این مواد شیمیایی، که از پوست سیب گرفته شده است، تولید و تکثیر این سلول های سرطانی را تا %43 کاهش داده است. عصاره گرفته شده از مغر این میوه، تا %29 از رشد سلول های سرطانی جلوگیری کرده است. یکی از تاثیرات مشخص تر آن زمانی است کشف شد که برخی از این مواد شیمیایی را بر روی سلول های سرطانی کبد امتحان کردند. سخنگوی انجمن تحقیقات مربوط به سرطان می گوید، "این تحقیق نشان می دهد که سیب تازه تاثیر آنتی اکسیدانه ای بالاتر از محتوی ویتامین C موجود در آن دارد. مکانیسم خواص حفاظتی میوه ها و سبزیجات هنوز مشخص نشده است و همچنین هنوز قطعاً ثابت نشده که سیب از میوه ها و سبزیجات دیگر پرفایده تر است." او توصیه می کند که افراد باید رژیم غذایی متعادلی داشته باشند که دز آن به میزان کافی از سبزیجات و میوه جات استفاده کنند.

فواید سیب:

1.  افرادیکه از نقرس و رماتیسم رنج می برند، باید به طور مرتب سیب بخورند چون به درمان بیماری آنها کمک می کند.

2. خوردن دو عدد سیب در روز سطح کلسترول خونتان را تا %10 کاهش می دهد.

3. نوشیدن آب سیب، سه بار در روز، از ایجاد ویروس د ر بدن جلوگیری می کند.

4. یکی دیگر از فواید سیب برای افرادی است که مشکل معده دارند. اگر دچار مشکلات گوارشی هستید، قبل از غذا حتماً سیب بخورید.

5. سیب رنده شده مخلوط با ماست برای از بین اسهال مفید است.

نکات:

1. هیچگاه سیبی را که در جای خنک نگهداری نشده است را خریداری نکنید چون این میوه طی چند رو بیش از حد رسیده خواهد شد.

2. سیب باید سفت باشد. اگر با فشار دادن انگشت روی آن تورفتگی ایجاد شود، از خرید آن خودداری کنید.

3. سیب را در یخچال نگهداری کنید. درغیر اینصورت خیلی زود خراب خواهد شد.

4. برای جلوگیری از قهوه ای شدن سیب، روی قسمت های بریده شده آن کمی آبلیمو بمالید.

5. محققان کانادایی که روی 8 نوع مختلف سیب تحقیق میکردند، دریافته اند که نوع قدیمی سیب، که همان سیب قرمز است، حاوی مقدار بیشتر آنتی اکسیدان در پوست و مغز خود می باشد              فوایدانجیر        

انجیر میوه ای مفید و خشومزه است .انجیر معده را تقویت میكند و مصرف آن برای كودكان و افرادی كه بیمار بوده تازه خوب شده اند مفید است چون به آنها نیروی تازه برای كار كردن می دهد .آب انجیر برای ناراحتی ریه بسیار خوب است .البته ارزش غذایی انجیر خشك بیشتر از انجیر تازه است .


" فیكوس كاریكا " كه انجیر نامیده می شود. بومی شمال آسیاست. مدت بسیار طولانی است كه انجیر وجود دارد. سومری ها از انجیر استفاده می كرده اند. انجیر پخته در گذشته به عنوان شیرین كننده به جای شكر مصرف می شد. انجیر سرشار از پتاسیم، آهن، فیبر و كلسیم است. انجیر مصارف پزشكی دارد و مدٌر و ملٌین است. درخت انجیر 100 سال عمر می كند و 100 فوت ارتفاع دارد. اما درختان بومی 6 فوت ارتفاع دارند.

شكوفه انجیر داخل میوه می ماند و زنبورها را داخل خود می كشد تا گرده ها را پراكنده كنند. اما فقط میوه آن قابل خوردن است. انواع متفاوتی از انجیر وجود دارد. كه بر حسب رنگ از سیاه تا سفید دسته بندی می شوند و انواع سبز برای خشك كردن به كار می رود.

انواع انجیر:

آدریاتیك (Adriatic): رنگ آن سبز كمرنگ مایل به زرد و بخش داخلی آن، قرمز رنگ است. به شیرینی انواع دیگر نیست. طعم نوع خشك آن مطبوع است. البته به صورت تازه هم مصرف می شود.

قهوه ای (Brown turkey): این نوع انجیر قهوه ای با طعم شیرین، پر آب است و به هر دو صورت خشك و تازه مصرف می شود.

كالی میرنا (Calimyrna): این نوع انجیر، بزرگ و كم آب است و پوستش سبز و گوشتش سفید است. به شیرینی نوع Mission نیست. اكثراً به صورت خشكبار مصرف می شود. پوست ضخیمی دارد كه هنگام خوردن گرفته می شود.  

      فوایدهندوانه


هندوانه از میوه های آبدار و خنك است ولی زود هضم نمی شود .هندوانه عطش را از بین می برد و ادرار را زیاد میكند .این میوه خون ساز است .
هندوانه دشمن فشار خون است .
اگر هندوانه را با سكنجبین بخورند ،بیماری یرقان را درمان می كند .هرگز هندوانه را ناشتا نخورید .بهتر است آن را بعد از غذا میل كنید .مربای پوست هندوانه بهترین داروی نفخ معده است .

هندوانه؛ میوه ای پر فایده و خنك برای تابستانی گرم

http://www.tici.info/style/images/Learn%20more/hen.jpg

هندوانه میوه ای شیرین و آبدار است كه نه تنها باعث رفع تشنگی در هوای گرم تابستان می شود بلكه اثرات بسیار مفید دیگری نیز دارد كه برای ما نا شناخته است. به همین دلیل سعی كرده ایم طی این مطلب، فواید بی شمار آن را برای شما بیان كنیم.

هندوانه منبع غنی ویتامینA( به شكل بتاكاروتن ) و ویتامینC می باشد. این میوه پرفایده التهاباتی را كه در بیماری هایی مثل آسم، تصلب شرائین، سرطان روده و التهاب مفاصل وجود دارد، از بین می برد.

همچنین منبع خیلی خوبی از آنتی اكسیدان كاروتنوئیدی بنام لیكوپن می باشد. لیكوپن یك رنگدانه شیمیایی است كه باعث ایجاد رنگ قرمز در هندوانه می شود و اثرات ضد اكسیدانی قوی دارد. این آنتی اكسیدان به تمامی نقاط بدن رفته و رادیكال های آزاد را خنثی می كند.

رادیكال های آزاد مولكول هایی هستند كه باعث تخریب بسیاری از بافت های بدن می شوند.

اثرات تخریبی رادیكال های آزاد در بدن شامل موارد زیر است:

1- باعث اكسیده شدن كلسترول می شوند، در نتیجه كلسترول به دیواره رگ های خونی می چسبد و می تواند باعث بروز حملات قلبی و سكته شود.

2- باعث انقباض و بسته شدن راههای تنفسی و درنتیجه تشدید حملات آسم می شوند.

3- باعث افزایش التهابات ناشی از استئوآرتریت1 و آرتریت روماتوئید2 می شوند، در نتیجه تخریب مفاصل را در این شرایط بیشتر می كنند.

4- باعث آسیب سلول های دیواره روده و تبدیل آنها به سلول های سرطانی می شوند.

خوشبختانه ویتامینC و بتا كاروتن بعنوان آنتی اكسیدان های قوی ( كه هر دو در هندوانه به مقدار فراوان وجود دارند)، رادیكال های آزاد را به دام انداخته و از اثرات مخرب آنها در بدن جلوگیری می كنند.

در تعدادی از مطالعات علمی ثابت شده است كه دریافت بالای ویتامینC و بتاكاروتن، خطربروز بیماری های قلبی، اسپاسم راه های تنفسی در بیماری آسم و سرطان روده را كاهش می دهد و نیز شدت علائم استئوآرتریت و آرتریت روماتوئید را كم می كند.

یك لیوان هندوانه 20درصد نیاز روزانه به ویتامینC و 14 در صد نیاز روزانه به ویتامینA را تامین می كند.

هندوانه از لحاظ ویتامین های گروهBنیز كه برای تولید انرژی لازم هستند، غنی است و منبع خوبی از ویتامین هایB1،B6،B5 (اسید پانتوتنیك)، بیوتین (یك نوع ویتامینB) و نیز منیزیوم، پتاسیم و فیبر غذایی است. پس می توان گفت كه دارای ارزش غذایی بالایی است.

هندوانه دارای آب فراوان و انرژی كمی است در نتیجه نسبت به سایر میوه ها ، مواد مغذی بیشتری در هر كالری دارد كه نشان دهنده اثرات مفید آن در بهبود سلامتی بدن است.

لیكوپن آنتی اكسیدان قوی است كه در گوجه فرنگی بخصوص محصولات پخته آن، هندوانه و انبه به مقدار فراوان وجود دارد و جذب آن از محصولات پخته گوجه فرنگی مثل سس و رب گوجه فرنگی كه مقدار كمی روغن مثل روغن زیتون داشته باشند، به خوبی صورت می گیرد. مطلبی در این رابطه، سال قبل در سایت تبیان به نمایش درآمد كه برگرفته از سایت های علمی است و ما آن را ترجمه كرده ایم كه در بخش ( اجتماعی/ تغذیه/خواص خوراكی ها/ سبزی ها) با عنوان " برای دریافت لیكوپن گوجه فرنگی پخته مصرف كنید" وجود دارد. مطالعه این مطلب حتماً مفید خواهد بود.

مطالعات زیادی در مورد لیكوپن و اثرات ضد سرطانی آن انجام شده است و نشان داده بر خلاف سایر رنگدانه های غذاهای گیاهی كه فقط در حیوانات موثر بوده اند، لیكوپن در مطالعات انسانی هم دارای اثرات ضد سرطانی بوده است. این سرطان ها شامل: سرطان پروستات، سرطان سینه، سرطان رحم، سرطان ریه و سرطان روده بزرگ بوده است.

مطالعه جدیدی در سال 2003 میلادی نشان داد، بیمارانی كه دارای پولیپ آدنومی روده بزرگ3 بوده اند ( كه زمینه ساز سرطان روده است)، لیكوپن خونشان 35 در صد پایین تر از افراد سالم بوده است. همچنین بتاكاروتن موجود در خونشان، 5/25 در صد كمتر بوده كه این تغییر مهم نیست.

ولی تحقیقات جدید ثابت كرده است، فقط مقدار پایین لیكوپن خون (كمتر از70 میكروگرم در لیتر) و كشیدن سیگار، دو عامل خطر مهم در بروز پولیپ آدنومی روده هستند.مقدار كم لیكوپن خون خطر بروز بیماری فوق را 230 درصد و كشیدن سیگار 302 درصد افزایش می دهد كه تاثیر بسیار چشمگیری است.

خاصیت آنتی اكسیدانی لیكوپن، از بیماری های قلبی نیز پیشگیری می كند. جلوگیری از آسیبDNA موجود در گلبول های سفید خون نیز به دلیل اثر آنتی اكسیدانی لیكوپن است.

ارزش تغذیه ای یك برش متوسط هندوانه( یا یك و دو سوم لیوان یا یك شانزدهم هندوانه متوسط) :


مقدار ماده مغذی ماده مغذی
76/1046 واحد بین المللی ویتامینA
46/27 میلی گرم ویتامینC
41/0 میلی گرم ویتامینB6
23/0 میلی گرم ویتامینB1
61/0 میلی گرم ویتامینB5
332 میلی گرم پتاسیم
46/31 میلی گرم منیزیوم
43/1 گرم فیبر غذایی
92 كالری انرژی

1-Osteoarthritis : بیماری التهاب مفاصل كه با تخریب غضروف مفصلی و رشد استخوان های اطراف مفاصل مشخص می شود.

2-Rheumatoid Arthritis : بیماری كه با خشكی، التهاب و در نهایت بدشكل شدن و كج شدن استخوان های مفاصل مشخص می شود.

3-Colorectal Adenomas : بیماری كه به صورت تومور غده ای شكل در ناحیه روده بزرگ و مقعد می باشد.                                                                                                        

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 0:50  توسط ر  | 

خواص وفوایدمیوه جات2

 فوایدموز

موز معروفترین میوه گرمسیری است كه معمولاً نرسیده چیده می شود و تا رسیدن به مقصد می رسد. برای تسریع رسیدگی آن از گاز اتیلن استفاده می شود. تنها میوه ای است كه برای بعضی افراد، چاق كننده است زیرا مقادیر فراوانی نشاسته دارد.

روزی یك عدد موز مصرف كنید. زیرا حاوی مواد مغذی مورد نیاز بدن است. موز محتوی 8 آمینو اسید ضروری برای بدن است كه بدن نمی تواند آنها را بسازد. موز منبع غنی فیبر، پتاسیم و ویتامین C است.

موز سرخ اغلب به صورت خشك مصرف می شود. این موز ویتامین C بیشتری دارد. هر چه میوه قرمزتر باشد، مغذی تر است. موز رسیده حركت روده را تنظیم می كند و برخلاف تصور عموم یبوست ایجاد نمی كند. شاید افرادی كه موز نرسیده مصرف می كنند، دچار یبوست شوند.

 

موز؛ کاهش دهنده فشار خون بالا


گیاه موز یکی از قدیمی ترین گیاهان است که تکامل یافته نوع وحشی آن می باشد. این گیاه در واقع یک گیاه درخت مانند است که می تواند تا 9 متر نیز ارتفاع داشته باشد.

مواد مغذی موجود در 100 گرم موز :
کالری  95 کیلوکالری
کربوهیدرات  23 گرم
فیبر  1 گرم
پتاسیم  400 میلی گرم
منیزیم  34 میلی گرم
مس  1/0 میلی گرم
ویتامین C 11 میلی گرم
ویتامین B6  3/0 میلی گرم
اسید فولیک  14 میلی گرم
چربی  3/0 گرم

فواید موز برای سلامتی انسان
زمان های قدیم در طب پزشکی چینی، موز به عنوان نرم کننده دستگاه گوارش و ریه ها مصرف می شد. همچنین برای درمان یبوست ، زخم ها و سرفه  های خشک توصیه می شد و در آن موقع موز را به صورت سوپ های غلیظ مصرف می کردند.

مصرف یک موز متوسط در روز از یبوست جلوگیری می کند و مانع از اختلال حواس در دوران پیری  می شود. موز کال و نرسیده خاصیت قابض کنندگی و جمع کنندگی دارد که در درمان اسهال به کار گرفته می شود.

موز به عنوان منبع انرژی فاقد کلسترول به پایین نگه داشتن فشار خون  کمک می کند.همچنین از بیماری های قلبی  جلوگیری می کند و در تنظیم قند خون مؤثر است.

کربوهیدرات موجود در موز، سریعاً در دستگاه گوارش هضم و جذب شده و وارد خون می شود. این عمل باعث می شود ماهیچه هایی که در حال فعالیت هستند، سریعاً انرژی خود را تأمین کرده و شادابی و طراوت خود را به دست آورند. به خاطر جذب سریع قند، موز شاخص گلیسمی بالایی دارد، لذا برای افراد مبتلا به دیابت  توصیه نمی شود.

موز کال و نرسیده برای افراد دیابتی که بایستی میزان قند خون خود را ثابت نگه دارند بسیار مفید است؛ زیرا موز کال 2 گرم قند و 23 گرم نشاسته دارد، برخلاف موز رسیده که دارای نشاسته ای به نام نشاسته مقاوم است که در روده کوچک هضم نمی شود.


اختلال حواس و فراموشی در دوران کهولت
کمبود پتاسیم می تواند باعث افسردگی و اختلال حواس شود. میوه ها ، سبزیجات و انواع گوشت تازه منابع سرشار از پتاسیم هستند. از جمله منابع خوب آن : موز، آرد سویا ، لوبیا سفید ، عدس ، اسفناج ، آب پرتقال  ، طالبی  ، برگ چغندر و آلو است. به دلیل اینکه افراد مسن  میوه و سبزی کمتری مصرف می کنند، در معرض کمبود پتاسیم  و ابتلا به اختلال حواس هستند.

موزهای رسیده که حاوی پتاسیم بالایی می باشند و جویدن و هضم آن ها نیز آسان است، می توانند منبع خوبی برای تامین پتاسیم روزانه افراد سالمند  باشند.

فشار خون بالا
موز حاوی سدیم  پایین و پتاسیم بالایی است. یک موز متوسط ، 11 درصد نیاز روزانه پتاسیم بزرگسالان را تأمین می کند. برای داشتن فشارخون مناسب، مصرف کم نمک  ( سدیم ) و مصرف زیاد منابع پتاسیم ، کلسیم  و منیزیم بسیار مفید است. لذا موز یک ماده غذایی مناسب برای افراد مبتلا به فشار خون بالا  است؛ زیرا پتاسیم، دفع سدیم را از بدن تسریع می کند و باعث گشاد شدن رگ های خونی و کاهش فشار خون می شود.

بیماری های قلبی
موز می تواند از بروز بیماری های قلبی  جلوگیری کند؛زیرا پتاسیم موجود در موز از فعالیت رادیکال های آزاد مضر جلوگیری می کند. هم چنین مانع از تصلب و گرفتگی عروق می شود.

فوایدانار

 

میوهای است سرشار از ویتامین وبه علت داشتن آهن و سایر عناصر دیگر دیر هضم می باشد .خوردن دانه های انار به مراتب بهتر از نوشیدن آب اناراست . انار میوه ای است كه به آن خون ساز می گویند و به همین علت بهترین موقع برای مصرف آن صبح وقبل از صبحانه است . انار مقوی قلب ، مفرح ، دفع كننده چربی ، رفع كننده سموم اغلب عفونتهای داخلی ، دافع حرارت می باشد و خوردن انار با پرده های سفید آن شكم را دباغی میكند ، رب انار ، برگ انار در ضعف معده ، كمی اشتها ، تهوع ، ضعف عمومی ، تصفیه خون ، خاصه در دختران جوان و دررفع میگرن بسیار مفید است.

دانه های میوه ی جنگلی انار كه به (نار دان)شهرت دارد در معالجه اسهال بسیار موثر است . اب انار شیرین باشكر ونشاسته برای درد سینه وسرفه توصیه می شود . رب انار نیز برای رفع خماری موثر است.

 

ایران بزرگترین صادر کننده انار در جهان

وسعت كشت:

گلهای انار درشت برنگ قرمز اناری ولی بی بو می باشد . میوه آن كروی با اندازه های مختلف دارای پوستی قرمز رنگ و یا زرد رنگ می باشد .

کشت و توسعه انارعلاوه برایران در کشورهای هندوستان ، ترکیه ، اسپانیا ، تونس ، مراکش ، افغانستان ، چین ، یونان، ژاپن ، فرانسه ، ارمنستان ، قبرس ، مصر و ایتالیا و فلسطین اشغالی رایج است .

تولید كنندگان بزرگ انار در جهان ایران،قزاقستان،اسپانیا و آمریكا می باشند. ایران با داشتن 60 هزار هكتار سطح زیر كشت و 700 هزار تن تولید سالیانه به عنوان بزرگترین تولید كننده این محصول در جهان بوده و مقام اول جهان را داراست.

انار درخت كوچكی است كه ارتفاع آن تا 6 متر می رسد و در مناطق نیمه گرمسیری می روید . شاخه های آن كمی تیغدر و برگهای آن متقابل ، شفاف و ساده است .  

محصول انار:

محصول انار به صورت آب انار،رب و كنسانتره قابل حصول است.

انتخاب انار:

در انتخاب انار انواع سنگین تر آن بهتر است و پوست آن باید صاف ،شفاف ، نازک و بدون ترک باشد.ارزش غذایی 

در صد گرم دانه انار مواد زیر موجود می باشد :

 

انرژی 38 كالری

آب 82 گرم

پروتئین 0/4 گرم

چربی 0/3 گرم

مواد نشاسته ای 10 گرم

كلسیم 4 گرم

سدیم 3 میلی گرم

پتاسیم 260 میلی گرم

آهن 0/5 میلی گرم

ویتامین ب 1 0/2 میلی گرم

ویتامین ب 2 0/03 میلی گرم

ویتامین ب 3 0/02 میلی گرم

ویتامین ث 4 میلی گرم

خواص انار

از جمله خواص آن می توان به موارد زیر اشاره نمود :

 

1- انار خون را تصفیه كرده و تقویت كننده قلب و كلیه است.

2- انار اشتها آور است وبهتر است قبل از غذا مصرف شود.

3- انار در رفع اوره و كلسترول ، دفع سموم و تعادل مایعات بدن به خصوص خون نقش مهمی را ایفا می كند.

4- مصرف انار شیرین، ایجاد شادی نموده و رنگ رخسار را باز می كند.

5- مصرف انار شیرین تقویت كننده كبد می باشد و در معالجه یرقان( زردی) مفید است.

6- انار ترش و شیرین( ملس) باعث كاهش فشار خون می شود.

7- مصرف انار در معالجه راشی تیسم، كم خونی و ضعف اعصاب مؤثر است و به بدن نیرو می بخشد.

 

امام صادق(ع) می فرماید : به كودكان خود انار بخورانید زیرا آنها را زودتر به حد جوانی می رساند.

تذكرات

 

1- انار برای اشخاصی كه دچار یبوست هستند، مضر است.

2- انار میوه ای سرد است، بنابراین اشخاصی كه سرد مزاج هستند پس از خوردن آن، مقداری آب جوش با نبات باید بخورند.

3- انار برای كسانیكه دچار نفخ معده هستند، ضرر دارد. زیاده روی در مصرف انار ترش ایجاد زخم معده می كند.

4- جوشانده پوست درخت و پوست ریشه آن كه برای رفع كرم بكار می رود ممكن است ایجاد سرگیجه و استفراغ كند.

خواص قسمت های دیگر درخت انار:

 

1- جوشانده پوست انار برای گلو درد و زخم گلو ورفع بواسیر مفید می باشد.

2- جوشانده گل انار برای از بین بردن زخم های دهان و اسهال مزمن وبهمراه كنجد برای بهبود سوختگی مفید می باشد.

3- جوشانده ریشه انار برای دندان درد و تنظیم عادت ماهیانه در زنان مفید می باشد.

4- جوشانده پوست درخت انار اثر ضد كرم دارد.

 

كنسانتره انار

 

شركت Roj Enterprises یكی از بزرگترین تولیدكنندگان كنسانتره انار در هندوستان است. كنسانتره انار در هندوستان بعنوان یك محصول لوكس بشمار می آید كه مشتریان قیمتهای بالایی را بابت آن پرداخت می كنند. این محصول در اروپا و ژاپن نیز بعنوان یك نوشیدنی سالم شهرت دارد.

خاصیت‎ ضد سرطانی‎ آب‎ انار

 

پژوهش‌های‎ جدید نشان می‎دهد آب‎ انار خاصیت‎ ضد سرطانی‎ دارد. طبق تحقیقات سازمان کشاورزی ایالات متحده آمریکا (USDA) انار منبع خوبی از آنتی اکسیدان‌ها، پتاسیم و ویتامین C است پژوهشگران‎ آکادمی‎ علوم‎ امریکا دریافته اند كه ، مصرف‎ آب‎ انار از ابتلاء بـه‎ سرطان‎ پروستات‎ جلوگیری‎ می‎کند.

دکتر احسان‎‎ مختار استاد سرطان شناسی‎ دانشگاه‎‎ ویسکانسین‎ و رئیس‎ گروه تحقیقمی گوید كه باکشف‎ جدید راه‎‎ دستیابی‎ بـه خواص‎ ضد سرطانی‎ و نحوه‎‎ معالجه سرطان‎ با آب‎ انار هموارتر شده‎ است‎ . متخصصان‎ تغذیه‎ مصرف‎ آب‎ انار را صبح‎ و پیش‎ از صبحانه‎‎ توصیه می‎ کنند.

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 0:39  توسط ر  | 

خواص وفوایدمیوه جات1

فوایدعسل
محققان به تازگی دریافته‌اند مالیدن عسل روی زخم افراد دیابتی می‌تواند از قطع شدن عضو عفونی شده جلوگیری كند. این تنها یكی از خواص این ماده طبیعی شفابخش است. عسل تركیبی از قندها (فروكتوز و گلوكوز و...)، ویتامین‌های ب6، ث، تیامین، نیاسین، ریبوفلاوین، اسید پانتوتنیك، كلسیم، مس، آهن، منیزیم، منگنز، فسفر، پتاسیم، سدیم و روی است.

http://www.zendehrood.com/files/filebox/honey(1).jpg

این معجون تندرستی دارای آنتی‌اكسیدان‌های زیادی است و در قرآن كریم هم از آن به عنوان ماده‌ای شفابخش برای درمان  بیماری‌ها  یاد شده است.

عسل بر ضد میكروب‌ها

 عسل به علت كم بودن رطوبت و فعالیت آب آن، مانع رشد  قارچ و به خصوص باكتری‌ها می‌شود. جالب اینجاست كه حتی در صورت رقیق شدن عسل با آب، به دلیل وجود آنزیم گلوكوز اكسیداز؛ پراكسید هیدروژن آزاد شده و اثر ضدمیكروبی عسل از بین نمی‌رود.

درمان عفونت پوستی

بر اساس مطالعه‌ای عسل جهت درمان عفونت پوستی بعد از سزارین یا هیستركتومی هم به كار رفته و باعث بهبود سریعتر و عوارض كمتری شده. در حالی كه دانشمندان هنوز در مورد خواص درمانی عسل در حال بررسی و تحقیق هستند، برخی از شركت‌ها، در حال ساختن تیوپ‌هایی محتوی عسل استریل شده و باندهای آغشته به عسل استریل شده برای كاربرد عسل در مداوای زخم‌ها هستند. البته  محققان هشدار می‌دهند مردم برای مداوای زخم  خود از مغازه‌ها  عسل نخرند چون قرار گرفتن در دمای گرم و نامناسب، خواص ضدباكتری آن را احتمالا از بین برده و این افراد باید تحت مداوای پزشك متخصص قرار گیرند.
درمان گرفتگی رگ‌های خونی‌
مصرف روزانه 4 قاشق عسل از گرفتگی رگ‌های خونی جلوگیری می‌كند. به گفته محققان در نشست سالانه انجمن شیمیدانان آمریكا، كسی كه روزانه 4 قاشق عسل مصرف كند، از خواص آنتی‌اكسیدانی عسل بیشتر بهره خواهد برد. آنتی‌اكسیدان ماده‌ای است كه از بافت‌های بدن در مقابل رادیكال‌های آزاد محافظت كرده و از گرفتگی رگ‌های خونی جلوگیری می‌كند.
 داروی زخم‌معده‌
عسل به دلیل غلظت بالایش می‌تواند در معده با اسید مخلوط شده و غلظت آن را كم كند. در ضمن گروهی از محققان متوجه شدند كه عسل خاصیت ضد باكتریایی دارد.
درمان آلرژی‌
تحقیقات نشان داده استفاده از عسلی كه از گل‌های یك منطقه تهیه شده می‌تواند آلرژی فصلی (كه در اثر گرده گیاهان ایجاد می‌شود) را در ساكنین آن منطقه درمان كند. محققان علت را به وجود گرده‌های گل در عسل نسبت می‌دهند. در ضمن به تجربه مشخص شده كه خوردن مخلوط لیمو ترش و عسل در آب ولرم می‌تواند به تسكین گلودرد و كاهش التهاب آن كمك كند.
علیه سرطان‌
با توجه به نتایج به دست آمده از تحقیقات عسل دارای ماده آنتی‌اكسیدانی به نام پلی فنول است كه می‌تواند به پیشگیری از تخریب بافت كولون (كولیت) كمك كند.

در ضمن این ماده جمعیت باكتری‌های مفید روده را هم زیاد كرده و به این وسیله موجب تقویت سیستم ایمنی بدن، كمك به هضم، كاهش كلسترول و پیشگیری از سرطان روده بزرگ می‌شود.


به نظر من یک معجزه است!!!

فوایدپیاز
فواید و خواص پیاز برای سلامتی

تاریخچه:

منشاء پیازها اصولاً از آسیا و خاورمیانه است که گسترش پیدا کرده اند. پیازها مورد تحسین مصریها قرار می‌گرفتند . آنها نه تنها بعنوان پول از آن استفاده می‌کردند بلکه بر سر قبر شاهان می‌گذاشتند و این به منزله هدیه ای برای مرده بشمار می‌رفت که این هدیه اهمیت روحی برای مرده در زمان زندگی پس از مرگ او داشت.

http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8609/Piaz-0916-as.jpg


پیاز در طول زمان نه تنها در آشپزی بلکه خاصیتهای درمانی آن مورد توجه قرار گرفته است. در اوایل قرن ششم به عنوان دارو در هند استفاده می‌شد. هندیها در استفاده پیاز شهرت داشتند. در یونان باستان آن را با مخلفات اضافی مخلوط می‌کردند چون مردم آن را خیلی تند و تیز نمی‌دانستند، با این حال، بخاطر بوی بدآن ، پیاز در میان مردمان فقیر در سراسر دنیا که می‌توانستند به راحتی از این گیاه ارزان برای خوش طعم کردن غذاهایشان استفاده کنند شهرت یافت.

پیازها بعنوان یک گیاه بی قید و شرط در ترکیبات مواد غذایی بسیاری از کشورهای اروپایی در دوره قرون وسطی مورد استفاده قرار می‌گرفت و بعدها بعنوان یک صبحانه سالم و کلاسیک استفاده می‌شد.

کریستف کلمب پیاز را به هند غربی آورد. پرورش آنها در سرتاسر نیمکره غربی گسترش یافت. امروزه چین، هند، ایالت متحده آمریکا، روسیه و اسپانیا از تولیدکنندگان برتر پیاز هستند.
 
توضیحات:
پیاز ممکن است اشک چشم شما را بیرون آورد، و بوی بدی به نفس شما بدهد اما اشتهای شما را باز می‌کند. پیاز که اسم علمی‌آن ALLIUMSPA است به رنگ قهوه‌ای کم رنگ، سفید و قرمز با یک گل پیاز و پوستی به ضخامت یک کاغذ دیده می‌شود، مزه تندی دارد و در همه مناطق دنیا در غذای خود از آن استفاده می‌کنند. همچنین پیازها در سایز، رنگ و مزه بسته به نوعشان با هم متفاوتند.

کلمه پیاز (onion) از حرف لاتین unio به معنی تک یامنحصر می‌آید، چون گیاه پیاز فقط یک گل دارد. همچنین نام آن (union) به معنی متحد را نشان می‌دهد، که بیانگر لایه‌های پیاز است که به دور یک مرکز قرار دارند.

چگونه می‌توان یک آشپزخانه را بدون بو و مزه تند پیاز که طعم دهنده بیشترغذاهاست تصور کرد. خوشبختانه پیاز زرد در همه فصول سال در دسترس هستند ولی نوع شیرین آن محدود به بعضی از فصلها‌ست و فقط در آن فصلها در دسترس‌اند.
 فواید پیاز:

 (پیاز مانند سیر، از خانواده ALLIUM هستند و هر دو سرشار از ترکیبات سولفور قوی هستند که باعث بوی تند و همچنین باعث افزایش سلامتی می‌شود.‍‍)

پیازسرشار از کروم می‌باشد. یک ماده معدنی که به سلولها در واکنش به انسولین، به همراه ویتامین C، فلاونوئید و کورسیتین کمک می‌کند.

 اثر کاهش دهنده قندخون

در آزمایشات مشخص شده‌است که خوردن زیاد پیاز باعث کاهش میزان گلوکز می‌شود. دلایل آزمایشگاهی و بالینی نشان می‌دهد که آلیل پروپیل دی سولفید، مسئول کاهش قندخون بوسیله افزایش انسولین موجود در خون می‌باشد.

 آلیل پروپیل‌دی‌سولفید این کار را در تضاد با انسولین انجام می‌دهدبه این صورت که یک دی سولفید، جاهایی از کبد را اشغال می‌کند که انسولین در آن قسمتها غیرفعال است. این باعث می‌شودکه مقدار انسولین افزایش یابد و گلوکز را به داخل سلولهایی هدایت کند که باعث کاهش قندخون می‌شوند. مطالعاتی که بر روی افراد دیابتی انجام شده‌است نشان داده که کروم باعث کاهش میزان رسوب گلوکز خون، کاهش میزان انسولین و کاهش میزان کلسترول و تری گلیسیرد می‌شود، در حالی که باعث افزایش میزان کلسترول نوع HDL ( کلسترول خوب )می‌شود.
مواد موجود در ۱۰۰ گرم پیاز

کروم ۲۴/۸۰ میکرو گرم
ویتامین C 10.24  میلی گرم
فیبر ۲/۸۸ گرم
منگنز ۰/۲۲ میلی گرم
ویتامین B6 0.19 میلی گرم
تریپتوفان ۰/۰۳ گرم
فولات ۳۰/۴۰ میکروگرم
پتاسیم ۲۵۱/۲۰ میلی گرم
مس ۰/۱۰ میلی گرم

خواص قلبی- عروقی

مصرف مداوم پیاز همانند سیر نشان داده‌است که کلسترول و فشارخون بالا را کاهش می‌دهد، دو عامل مهمی‌که از بروز بیماریهای دیابتی و گرفتگی رگها جلوگیری می‌کنند و خطر حمله قلبی یا سکته مغزی را کاهش می‌دهند. این تأثیرات به دلیل وجود مواد سولفور، کروم و ویتامین ۶B است که با پایین آوردن میزان هموسیستئین از بروز بیماری قلبی و سکته مغزی جلوگیری می‌کند.

پیاز یکی از کوچکترین عضو خانواده سبزیجات و میوه جات است که بعنوان کاهش دهنده خطر احتمالی بیماری قلبی در تحقیقات اخیر شناخته شده است. از ۱۰۰۰۰۰ افرادی که در این تحقیقات شرکت کردند، در افرادی که از پیاز، چای، سیب و بروکولی، یکی از غنی ترین منبع فلاونوئید به وفور استفاده می‌کنند ۲۰% خطر بیماری قلبی در آنها کاهش می‌یابد.

 سلامت سیستم  معده- روده ای

مصرف مداوم پیاز، ۲ دفعه یا بیشتر در هفته بطور چشمگیری سرعت رشد سرطان روده بزرگ را کاهش می‌دهد. پیاز حاوی مقداری فلاونوئید و کریستین است که رشد تومورها را در حیوانات متوقف می‌کند و سلولهای روده بزرگ را از تأثیرات مخرب مواد سرطان‌زا محافظت می‌کند. استفاده از پیاز در غذاها، همچنین به کاهش مقدار مواد سرطان زایی که از پخت با دمای بالا بوجود می‌آیند، کمک می‌کند.

کریسترین، آنتی اکسیدان موجود در پیاز و همچنین کروکیومین و فیتونورین موجود در ادویه کاری و زردچوبه، اندازه و مقدار زخمهای پیش سرطانی در دستگاه روده ای انسان را کاهش می‌دهند. ۵ بیمار که پولیپهای پیش سرطانی در روده پایینی در آنها به یک شکل بود و بیماری آنها FAP)  (بود بیش از ۶ ماه با مقداری معین از کرکیومین و کریستین تحت درمان قرار گرفتندکه میانگین تعداد پولیپها به ۴/۶۰% و میانگین اندازه پولیپهای رشد کرده به ۹/۵۰% کاهش یافت. (FAP یک بیماری ارثی است و با رشد صدها پولیپ (آدنوم التهاب روده ای)مشخص می‌شوند و سرانجام منجر به سرطان روده می‌شوند. ) اخیراً از داروهای ضدالتهابی غیر استروئید (NSAID ها) مثل آسپرین و ایبوبروفن برای درمان چنین بیمارانی با این شرایط استفاده شده است اما این داروها اثرات جانبی مهمی ‌از قبیل تشکیل زخم معدی- روده ای و خونریزی دارند.

بررسی مشاهدات اولیه در جمعیتی که به مقدار زیاد ادویه‌کاری مصرف می‌کنند همانند بررسی‌ها روی حیوانات نشان داده است که کرکیومین، یکی اصلی‌ترین اجزاء سازنده در کاری آسیایی‌هاست و احتمالاً در جلوگیری و یا درمان سرطان در روده کوچک مؤثر است.

 پیاز و سیر از بروز بسیاری سرطانها جلوگیری می‌کنند.

استفاده پیاز و سیر خطر ابتلا به چندین سرطان را کاهش می‌دهد. مطالعه روی شرکت کنندگان در تحقیق مصرف زیاد پیاز نشان داده است که ۸۴ درصد کاهش خطر ابتلا به سرطان دهانی و گلو و ۸۸% کاهش خطر ابتلا به سرطان مری،۵۶% کاهش خطر ابتلا به سرطان روده، ۸۳%کاهش خطر ابتلا به سرطان حنجره، ۲۵% کاهش خطر ابتلا به سرطان سینه، ۷۳% کاهش خطر ابتلا به سرطان تخمدان، ۷۱% کاهش خطر ابتلا به سرطان پروستات، ۳۸% کاهش خطر ابتلا به سرطان کلیه در مقایسه با آنهایی که پیاز کمتری مصرف می‌کنند دارند.

همچنین آنهایی که زیاد سیر مصرف می‌کنند ۳۹% کاهش خطر ابتلا به سرطان دهان و گلو، ۵۷% کاهش خطر ابتلا به سرطان مری، ۲۶% کاهش خطر ابتلا به سرطان روده، ۴۴% کاهش خطر ابتلا به سرطان حنجره، ۱۰% کاهش خطر ابتلا به سرطان سینه، ۲۲% کاهش خطر ابتلا به سرطان تخمدان، ۱۹% کاهش خطر ابتلا به سرطان پروستات و ۳۱% کاهش خطر ابتلا به سرطان کلیه در مقایسه با کسانی که سیر  کمتری مصرف می‌کنند، دارند.

 تقویت سلامت استخوان

شیر تنها غذایی نیست که استخوان را تقویت می‌کند بلکه پیاز هم به سلامت استخوانها کمک می‌کند. این موضوع در مقاله‌ای با عنوان غذاهای شیمیایی و کشاورزی بیان شده است.

اخیراً ماده ای در پیاز شناخته شده‌است به نام اختصاری GPLS که از فعالیت سلولهایی که باعث شکستن استخوان می‌شوند جلوگیری می‌کند. پیاز مخصوصاً برای خانمهایی مفید است که در معرض ابتلا به پوکی استخوان در زمان یائسگی قرار دارند.

 فعالیت ضدالتهابی و ضدباکتری

چند ماده ضد التهابی موجود در پیاز کاهش‌دهنده شدت علائم مربوط به حالت التهابی از قبیل درد و تورم استخوانی و التهاب مفصل ‌هستند. همچنین پیاز باعث کاهش شدت علائم بیماری در هنگام سرماخوردگی می‌شود.

سیر و پیاز ترکیباتی دارند که بصورت قابل توجه‌ای باعث کاهش التهاب می‌شود. تأثیرات ضد التهابی پیاز نه تنها به دلیل وجود ویتامین C و کریستین می‌باشد بلکه به علت وجود مواد فعال دیگر بنام ISOTH است. این مواد به صورت همزمان بکار می‌روند تا از التهاب در امان بمانند. علاوه بر آن کریستین، فلانوئید موجود در پیاز همراه با ویتامین C باعث کشتن باکتریهای مضر می‌شوند که این باعث می‌شود که پیاز، افزودنی مناسب در سوپها و خورشتها در فصلهای سرد و در هنگام سرماخورگی باشد.

چگونگی انتخاب و ذخیره کردن پیازها

پیاز منابع مهمی‌از فلاونوئید و فنول هستند که مطالعات نشان‌داده‌اند که از سرطان و بیماری قلبی ـ عروقی جلوگیری می‌کند. چگونگی انتخاب و تهیه پیازها به نوع پیازها و خواص آنها و همچنین تفاوتهای زیادی مثل خاصیت آنتی اکسیدانی و ضد سرطانی آن بستگی دارد.

پیازهایی انتخاب کنید که تمیز هستند و شکل خوبی داشته‌باشند و هیچگونه شیار یا شکافی روی آنها نباشد و پوستشان ترد و خشک باشد. آنهایی که جوانه زده‌اند یا نشانه‌هایی از کپک دارند را انتخاب نکنید. همچنین پیازهای درجه ۲ که لکه‌هایی صاف دارند و گردن آنها مرطوب و دارای لکه‌های سیاهی هستند را انتخاب نکنید چون اینها نشانه فاسد شدن هستند.

مدت زمان ذخیره‌سازی پیازها به نوع آنها بستگی دارد. آنهایی که خیلی بدبو هستند مثل پیاز زرد را می‌توان مدت زمان بیشتری به نسبت نوع شیرین آن مثل پیاز سفید نگهداری کرد. همه پیازها را باید جدا از سیب زمینی نگهداری کرد، چون آنها رطوبت و گاز اتیلن را به خود جذب می‌کنند که باعث فساد پیازها می‌شوند.

باقیمانده پیاز خرد شده را باید در یک کیسه پلاستیک یا یک ظرف در‌دار نگهداری کرد و بایستی تا یکی دو روز آینده استفاده شوند، چون پیازها اکسیده می‌شوند و مواد غذایی خود را سریعاً از دست می‌دهند. پیاز پخته در یک ظرف کیپ بهتر مزه خود را حفظ می‌کند و میتوان آن را تا چند روز نگهداری کرد.

هرگز آنها را در یک ظرف فلزی نگهداری نکنید چون این کار باعث تغییر رنگ آنها می‌شود.  می‌توان پیاز پوست گرفته و خرد شده را فریز کرد ولی این کار باعث می‌شود که بعضی از طعمهای خود را از دست بدهند

فوایدانگور

 

انگور دارای 79 درصد آب، 14درصد قندهای مختلف، املاح معدنی و مجموعه‌ای از عناصر و ترکیبات سودمند است. انگور دارای ویتامین‌های A ، B، C ، D و املاحی مانند آهن، منیزیم، منگنز، کلر، ید، آرسنیک، فسفر و سیلیس است.همچنین دارای مقدار زیادی تانن است.

دم کرده برگ جوان انگور جهت دفع ادرار، بیماری نقرس، زردی و استفراغ مفید است. قند انگور بطور مستقیم و آسان وارد خون می‌شود و در عضلات و کبد ذخیره می‌شود. در حالی که سایر قندها باید به قند خون تبدیل شده و بعد وارد خون شوند.

شیره ی انگور بسیار مقوی است و برای کسانی که بر اثر یک بیماری طولانی یا عمل جراحی ضعیف شده‌اند، بسیار مفید است.

تمام خواص انگور در کشمش است. حتی ارزش غذایی کشمش از انگور بالاترس     

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 0:28  توسط ر  | 

پیشگویی های نوستراداموس 2

جالب‏ترين نكته در مورد پيشگوئيهاى نوسترآداموس آن است كه وى به ندرت نام كشورى را به صراحت و آشكارا ذكر مى‏كند، حال آنكه در مورد ايران (Parsia) به صراحت عنوان مى‏كند كه ايران، جهان را تسخير خواهد كرد. ايران از طريق آناتولى، فرانسه و ايتاليا را فتح خواهد كرد و بالاخره ايران باعث وقوع جنگ جهانى سوم خواهد شد.2 بنابراين، در گام نخست بايستى نوسترآداموس را بيشتر و بهتر بشناسيم و راز و رمز تأثيرگذارى وى بر تمدن غربى را از اين طريق دريابيم.

ميشل دونوسترادام (Michel De Nostradame) كه بيشتر با نام لاتين خود؛ يعنى نوسترآداموس (Nostr Adamus) شناخته شده است؛ در روز چهاردهم دسامبر سال 1503 م. در ناحيه سن رمى فرانسه متولد شد.

خانواده وى از شجره پزشكى يهودى و ايتاليايى الاصل بود. پدر بزرگ وى در شكل‏گيرى و تربيت نوسترآداموس نقش اساسى داشته و آموزه‏هاى اشراقى مكتب كاباليست‏ها را مستقيماً به وى تعليم داده است. نوسترآداموس در سن 22 سالگى از دانشگاه بسيار معتبر آن روزگار فرانسه؛ يعنى مون‏پليه در رشته پزشكى فارغ‏التحصيل شد و براى نجات بيماران از بيمارى مرگ سياه يا طاعون، بلافاصله مشغول به كار شد. شاوينى، پيرو و مفسر معروف نوسترآداموس مى‏نويسد كه وى سه سال تمام بر روى نخستين اشعار وحى‏آميز خود كه از آينده و رويدادهاى آن خبر مى‏آورد كاركرد و در سال 1555م. دفترى را - كه در بر گيرنده بيش از سيصد پيشگويى شعرگونه بود - به پسرش سزار هديه كرد. سپس در سالهاى بعد مجموعه كاملى از شعرواره‏هاى نوسترآداموس در 1000 قطعه؛ يعنى 10 سانتورى كه هر سانتورى مشتمل بر 100 قطعه بود، را منتشر شد. نوسترآداموس بر خلاف شايعات واهى و عبثى كه پيرامون شيطان‏پرستى و خداستيزى به وى نسبت داده‏اند، فردى عميقاً مؤمن و پاى‏بند به مذهب كاتوليك به بود و در نامه‏اى به پسرش صريحاً متذكر مى‏شود كه:

... و از زمانى كه اراده ذات خداوند متعال بر اين قرار گرفته كه تو فقط در نور طبيعى و در اين نقطه زمين به دنيا بيايى... از آنجايى كه برايم ممكن نيست نوشته‏اى را به صورت رسمى و كامل برايت به ارث بگذارم؛ چون بر اثر بى‏عدالتى و گذشت زمان نابود خواهد شد...؛ چون كه همه چيز تحت اختيار و سلطه قادر متعال و خداوند يكتا قرار دارد.
در واقع او با اين عبارات، صريحاً اشاره به عدم اصالت ادبيات رمزى علم اخترشناسى و طالع‏بينى نموده است و همه اراده‏ها را موكول به خواست و اراده خداوند متعال مى‏نمايد.

بررسى پيشگوئيهاى نوسترآداموس درباره جهانى شدن انقلاب اسلامى ايران

شاهزاده عرب، مريخ، خورشيد، ناهيد، شير، حكومت كليسا را از طريق دريا از پاى در خواهد آورد، از جانب ايران (پرشيا) بيش از يك ميليون پرهيزگار به بيزانس و مصر، به سوى شمال هجوم خواهند آورد.3

از كشور عربى خوشبخت (در منطقه غنى و ثروتمند اعراب) شخصى قدرتمند و مسلط بر شريعت [حضرت] محمد(ص) زاده خواهد شد، اسپانيا را به دردسر انداخته و بر گرانادا (غرناطه) مستولى مى‏شود. از طريق دريا بر مردم نيكوزيا ظفر خواهد يافت.4

مرد مشرقى از محل استقرار خويش خارج خواهد شد، براى ديدار فرانسه از كوه آپونين خواهد گذشت، از فراز آسمان، از برف‏ها، درياها و كوهها گذر خواهد كرد و همگان را با عصايش مضروب خواهد كرد...5

ادبيات رمزآلود، واژه‏اى است كه به بهترين نحو مى‏تواند عمق معانى شعرواره‏هاى نوسترآداموس را بيان كند؛ چرا كه طبق نظر اغلب مفسران معروف نوسترآداموس؛ يعنى اريكاچيتهام، گى بوحك و ژان شارل دو فن برون، حداقل وقايع ذيل را مى‏توان بدون هيچ شك و ترديدى از ميان شعرواره‏هاى رمز آلود نوسترآداموس بر شمرد:

آتش‏سوزى بزرگ لندن در سال 1666م. اعدام چارلز اول، روى كارآمدن حكومت مذهبى كرامول در انگلستان، وقوع انقلاب فرانسه، انقلاب روسيه، رويارويى استالين و تروتسكى پس از مرگ لنين، اضمحلال رژيم شوروى، اعدام لويى شانزدهم و مارى آنتوانت، به قدرت رسيدن ناپلئون و انتخاب لقب امپراتور توسط وى، به قدرت رسيدن هيتلر و رژيم نازى، به قدرت رسيدن موسولينى در ايتاليا و ژنرال فرانكو در اسپانيا، ترور كندى، سقوط شاه ايران و وقوع انقلاب اسلامى در ايران، رهبرى امام خمينى(ره) از فرانسه - او دقيقاً عنوان مى‏كند كه رهبر ايران از فرانسه باعث سقوط شاه ايران مى‏شود - ، وقوع حادثه يازدهم سپتامبر و آتشى كه در برجهاى دوقلوى شهر جديد (نيويورك) ايجاد مى‏شود و بسيارى از حوادث تاريخى ديگر از سالهاى 1555 ميلادى به بعد كه حدوداً 450 سال را دربر مى‏گيرد.

دو محاصره،
در گرمايى سوزان، انجام مى‏گيرد.
آن مرد،
از فشار تشنگى،
به خاطر دو فنجان مملو از آب،
كشته مى‏شود.
دژ نظامى، مملو مى‏شود،
و يك آرمانگراى كهنسال [امام خمينى (ره)]
نشانه‏هاى نيرا (سرزمين ايران) را
به اهالى ژنو [سازمان ملل متحد]
نشان خواهد داد.6
رهبر پاريس،
اسپانياى بزرگ را اشغال مى‏كند،
كشتيهاى جنگى
در برابر مسلمانان [محمدى‏ها] كه از پارتيا [ناحيه‏اى در ايران] و مديا [ناحيه‏اى در ايران] برخاسته‏اند، مى‏ايستند. آن مرد، سيكلاد [اروپا] را تاراج مى‏كند، و آنگاه انتظارى بزرگ در بندر يونان حكمفرما مى‏شود.

در مجموع نوسترآداموس به اين موضوع به صراحت اشاره مى‏كند كه ايران (پارت، نيرا، پرشيا، مديا) با كمك مسلمانان سراسر جهان، از جمله كشورهاى عربى و مخصوصاً سوريه، عربستان سعودى و ليبى حكومت مقتدرى را تشكيل مى‏دهند و پس از جنگى مذهبى كه هسته آن از لبنان شروع مى‏شود و عمدتاً بر عليه اسرائيل است، جهان را به تسخير خود درمى‏آورند و سپس جنگى جهانى و عظيم رخ خواهد داد و جهان نابود خواهد شد.7

در هنگامه دميدن خورشيد،
آتش بزرگ، ديده خواهد شد؛
صدا و روشنايى،
در امتداد شمال، ادامه خواهد يافت.
در ميانه كره خاك،
مرگ و آواى مرگ، شنيده خواهد شد؛
مرگ از درون سلاحها،
آتش و خشكسالى
آنان را به انتظار خواهند نشاند.
در خاتمه، اين سرزمين به واسطه جنگ جهانى سوم نابود و نامسكون خواهد شد.8
سرزمين مسكونى،
از سكنه خالى خواهد شد؛
براى به دست آوردن سرزمينها،
جدال و اختلاف شديدى درمى‏گيرد؛
قلمروها به مردانى سپرده خواهد شد؛
كه از غرور و سربلندى تهى خواهند بود.
سپس، براى برادران بزرگ،
نفاق و مرگ
پيش خواهد آمد.

و از چنين برمى‏آيد كه ايران، جهان را ابتدا از طريق حمله به تركيه (و مقدونيه) به تصرف خود درخواهد آورد:
شب در آسمان، مشعلى رو به خاموشى، ديده خواهد شد. در مركز رن، جنگ و خشكسالى به بار مى‏آيد، كمك خيلى دير مى‏رسد. پرشيا (ايران) حمله آورده و ماگدونيا و در جاى ديگر مى‏گويد: (مقدونيه) را به محاصره درمى‏آورد.9

تو اى فرانسه!
اگر،
از آبهاى ليگوريا گذر كنى؛
خود را،
در ميانه دريا و جزاير،
در محاصره خواهى يافت؛
و پيروان محمد،
در برابر تو خواهند ايستاد.
و همچنين
تو، اى درياى آدرياتيك!
استخوان خران و اسبان را
خواهى جويد.10
و باز مى‏گويد:
آن مرد،
با سلاحها و آتش درخشان،
در نزديكى درياى سياه،
از پرشيا براى تسخير ترابوزان
خواهد آمد.
فاروس و ميتيلن به لرزه در خواهد آمد؛
خورشيد،
درياى آدرياتيك را كه مملو از اجساد اعراب است؛
روشن خواهد كرد.11

و سپس نوسترآداموس، عواقب جنگ اتمى و نابودى تدريجى جهان به واسطه جنگ جهانى سوم را شرح مى‏دهد:
كسوفى در پيش خواهد بود كه از زمان آفرينش گيتى تا زمان مرگ و مصائب حضرت مسيح و از آن زمان تا به امروز هرگز رخ نداده است و جهان چنين ظلمتى به خود نديده است...12

كه در اين مورد آيات مربوط به قيامت در سوره قيامت به ذهن انسان تداعى مى‏شود:
فإذا برق البصر و خسف القمر و جمع الشمس و القمر يقول الإنسان يومئذ أين المفرّ.

هنگامى كه بينايى خيره مى‏گردد، و ماه فرو مى‏رود، و خورشيد و ماه گرد هم آيند، آن روز انسان مى‏گويد: به كجا فرار كنم؟

مرد والامقامى از تبار عرب به زودى پيش خواهد تاخت. از سوى اهالى بيزانس به او خيانت خواهد شد. از شهر قديمى رودس به پيشواز او خواهند آمد، از جانب هانگرى [مجارستان] متحمل آزار بسيار خواهد شد.13

در حوالى درياى آدرياتيك بر اثر توفانى عظيم، كشتى غرق مى‏شود و زمين به لرزه درآيد و به سوى آسمان پرتاب مى‏شود و دوباره فرو مى‏افتد؛ در مصر جنبش پيروان محمد افزايش مى‏يابد و پيكى به (آن سوى مرزها) فرستاده مى‏شود تا خبر را اعلان كند.

... شهرها آلوده و كثيف گشته، باعث اعتراض و شرمسارى زيادى خواهد شد، و تاريكى و جهل فقط با درخشش نور از بين مى‏رود و با تغييراتى حكومت جهل و ظلمت پايان خواهد يافت...

رهبرى اصلى مشرق زمين با شورشهاى زيادى روبرو خواهد شد، كه اكثراً از طرف شمالى‏ها و غربى‏هاى مغلوب شده است، كه عده‏اى كشته و برخى مورد آزار قرار گرفته‏اند و بقيه در حال گريزند و فرزندانشان كه از زنان متعددى هستند، زندانى شده‏اند.14

م.پ. ادوارد در كتاب خود در باب پيشگوئيهاى نوسترآداموس نقل مى‏كند كه سانتورى هشتم، قطعه 6 مربوط به وقوع جنگ جهانى سوم است:

... جنگ و خونريزى براى مرتبه سوم حتمى است؛ آتش به حدى است كه درياها به جوش مى‏آيد و از دولت‏ها فقط دو دولت و از جهان فقط نيمى باقى مى‏ماند...15

شاهزاده ليبيايى [كه نماينده حكومت ايران است] در غرب به قدرت خواهد رسيد، يك فرانسوى از اعراب به شدت مكدر خواهد شد، دانشمند اديب [ادبا] خود را با اوضاع وفق خواهند داد، زبان عرب بر فرانسه پيشى مى‏گيرد...16

در نزديكى سوربن جهت حمله به مجارستان
قهرمانى از اهالى برودها [سياه‏پوستان] به آنان هشدار خواهد داد.
رهبر بيزانس، سالون از اسلاوينا،
آنان را به شريعت محمد[(ص)] در خواهد آورد.
همچنين نوسترآداموس در چنين مى‏سرايد كه:
امپراتورى مقدس به آلمان خواهد آمد؛
پيروان اسماعيل جايگاه بى‏مانع خواهند يافت.
آدمهاى نادان همچنان خواستار كارمانى [شريعت كهنه] هستند. تمامى حمايت كنندگان [محمدص] سراسر گيتى را خواهند پوشاند.17

بنابراين، نوسترآداموس در اغلب سانتورى‏ها از جمله سانتورى 5 نسبت به فتح جهان به وسيله شريعت حضرت محمد(ص) به غرب و تمدن غربى هشدار مى‏دهد و به جهانيان اعلام مى‏كند كه روزى مسلمانان به رهبرى ايران و تمدن ايرانى بر جهان مسلط خواهند شد كه اين بى‏شك در پيوند با گسترش و جهانى شدن انقلاب اسلامى ايران است.

پیشگویی های مهمی که هنوز اتفاق نیفتاده اند :

 

1- اتحاد سیاسی چین و ژاپن بر آسیا حکومت خواهد کرد.

2- لندن توسط هواپیماهای جنگی روسیه ، از بین خواهد رفت.

3- شهر نیویورک ویران خواهد شد.

4- آرماگدون زمانی اتفاق می افتد که روسیه ، پرشیا ، لیبی و اتیوپی به اسرائل و اروپا حمله می کنند.

 


منابع :

ماهنامه موعود شماره 37
پى‏نوشتها:
1 . سانتورى‏هاى (5/25 ، 10/75 ، 2/29 و 10/31).
2 . (قطعه 5/25).
3 . (قطعه 5/55).
4 . (قطعه 2/29).
5 . (سانتورى 4 / قطعه 59).
6 . (3/63)
7 . (سانتورى 2 / قطعه 91)
8 . (سانتورى 2 / قطعه 95)
9 . سانتورى 2 / قطعه 96
10 . (سانتورى 3 / قطعه 23)
11 . (5/27)
12 . سانتورى 5 / قطعه 47
13 . سانتورى 2 / قطعه 86
14 . نوسترآداموس، نامه به فرزند، ص274
15 . سانتورى 3 / قطعه 27
16 . سانتورى 10 / قطعه 62
17 . سانتورى 10، قطعه 31
 
کتاب پیشگوییها و آخر الزمان نوشته اسمائیل شفیعی،مجید شاه حسینی و حسن بلخاری

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 23:42  توسط ر  | 

پیشگویی های نوستراداموس 1

 

 

مقدمه
هنگامى كه پل ترنر (Paul Turner) تهيه كننده معروف استراليايى در طى برنامه‏اى ماهواره‏اى تحت عنوان: نوستر آداموس: مردى كه فردا را پيش‏بينى مى‏كند. خطر روزافزون ايران وانقلاب اسلامى ايران براى غرب و تمدن غربى مطرح كرد و در طى اين برنامه تمام آنچه را كه نوسترآداموس در بيش از 390 سال پيش از آن تاريخ «آگوست 1989م» پيشگوئى كرده بود منتسب به ايران كرد؛ هيچ سياستمدارى حرف وى را چندان جدى نگرفت؛ چرا كه موقعيت ايران در سال 1989، نه تنها به هيچ وجه مناسب نبود؛ بلكه به واسطه جنگ تحميلى و عواقب ناشى از آن و تحريمهاى شديد اقتصادى بسيار شكننده و حساس بود. ليكن پس از به واقعيت پيوستن واقعه يازدهم سپتامبر در آمريكا كه اتفاقاً در فيلم به صراحت به آن اشاره مى‏شود (وقوع دو انفجار مهيب و عظيم در New City) همگان شگفت‏زده و نگران شدند؛ به نحوى كه رئيس‏جمهور نه چندان باهوش آمريكا، پس از وقوع اين حادثه به تبعيت از نوسترآداموس، ايران را هم يكى از «محورهاى شرارت» در جهان معرفى كرد و از اين طريق بر وحشت و ترس عميق هيأت حاكمه آمريكا از ايران (پرشيا) صحّه گذاشت.

در اين مقاله سعى نگارنده بر آن نيست كه بر پيشگوئيهاى نوسترآداموس صحّه بگذارد يا از آن دفاع كند و يا به هر طريق ممكن آن را خزعبلاتى هذيان‏گونه جلوه دهد؛ بلكه حداكثر كوشش نگارنده بر آن است كه ديدگاه غرب و تمدن غربى نسبت به پيشگوئيهاى شگفت‏آور نوسترآداموس را مورد بررسى و مداقه قرار داده و اين پيشگوئيها را كه اغلب درباره ايران يا كشورهاى اسلامى بوده؛ مورد بررسى قرار دهد. البته بايستى در نظر گرفت كه بدون شناخت اين پيشگوى كبير نمى‏توان حساسيتهاى انسان غربى نسبت به انسان شرقى را شناخت؛ چرا كه اغلب سياستمداران و متفكران غربى عميقاً به ستاره‏شناسى، طالع‏بينى و آينده‏نگرى همراه با ادبيات رمزى (Occult) معتقدند و حتى نظريه‏پرداز معروف هاروارد؛ يعنى ساموئل هانتينگتون نيز تئورى برخورد تمدنها (The clash of civilizations) را از نوسترآداموس به عاريت گرفته است. پيشگويى نوسترآداموس درباره واقعه يازدهم سپتامبر و تأثير شگرفى كه بر نگرش و فرهنگ آمريكايى گذاشت مى‏تواند منجر به تحولى اساسى نسبت به ديدگاه غرب درباره انقلاب اسلامى ايران شود، همانكه نبايد به سادگى از كنار آن گذشت.

... آسمان، در چهل و پنج درجه (مختصات جغرافيايى نيويورك؟!) خواهد سوخت، آتش به شهر جديد (New City)، نزديك مى‏شود.1

نوستر آداموس (به فرانسوی: Nostradamus) نام واقعی او «میشل دی نستردام» (Michel de Nostredame) است که به نوستر آداموس معروف می باشد. پدر او «پیر دی نستردام» در یک خانواده یهودی متولد شد و پس از ازدواج با یک زن کاتولیک به دین مسیح درآمد. نخستین فرزند آن ها پسری بود که او را میشل نامیدند. میشل دی نستردام در روز 14 دسامبر سال 1503 در سینت رمی (Saint-Remy-de-Provence) فرانسه به دنیا آمد و تحصیلات خود را در شهر آوینیون به پایان رساند. میشل هنگام تحصیل به نجوم و ریاضیات علاقه بسیاری نشان می داد. با وجود این به درخواست پدرش در سال 1521 در اموزشگاه پزشکی «موت پلیه» نام نوشت و با نویسنده نامدار فرانسوی «فرانسوا رابله» آشنا شد و با تشویق او به سرودن شعر و نوشتن تکه های ادبی پرداخت. نوستر آداموس در سال 1550 نخستین سالنمای نجومی (تقویم نجومی) را که در آن پیش بینی هایی درباره رخدادهای سال و اوضاع جوی انجام شده بود، پخش کرد. برای نخستین بار نام میشل دی نستردام در این سالنما نوستر آداموس یاد شده و پیشه و کارشناسی او پزشک و آستروفیل نوشته شده است. کلمه آستروفیل هم که برای نخستین بار در این سالنما نوشته شده به معنای دوستدار ستاره ها است.

نوسترآداموس این کلمه ساختگی را به آسترولوگ یا ستاره شناس ترجیح داده است. از سال 1554 نوسترآداموس یادداشت های خود را به صورت رباعی (دو بیتی) سرایید و صد رباعی نخست را با نام «سنتری نخست» یا «نخستین صدگانه» یا «صد شعر» در سال 1555 منتشر کرد. نوسترآداموس در سرآغاز این رباعی ها که روی سخن به پسرش سزار نوشته است؛ بر این نکته پا می فشارد که سرنوشت مردم (بشر) و آینده جهان را با دانش و خواندن حرکات سترگان می توان دریافت و هر رباعی او گویای رخدادیست که در آینده دور یا نزدیک روی خواهد داد.

پیشگویی های نوسترآداموس بیشتر به صورت رباعی هایی به نظم درآمده و تعداد آن ها 965 است. علاوه بر این رباعی های او 56 مسدس هم دارد و در بیش از یک هزار رباعی و مسدس رخدادهای برجسته گیتی تا پایان سال 1999 میلادی پیش بینی شده است.

نوسترآداموس در پیشگویی های خود قید می کند نمون (رمز) و آمارشی (محاسب های) دارد که هر کس را توانایی فهمیدنش نیست. این نمون را نوسترآداموس در نام های به عنوان هانری دوم پادشاه فرانسه بیان کرده و کسانی که نوشته های نوسترآداموس را ترجمه و تفسیر می کنند به استناد همین نامه سال ماهانی (تاریخ هایی) را که در نوشته های نوسترآداموس آمده است استخراج می کنند. نوسترآداموس افزون بر پیشگویی هایی که با نام صدگانه ارائه کرده، مجموعه ای به نام پرساژ (Persage) هم دارد که به همان معنای پیشگویی و اختر افکندن (فال و تفال) است در این مجموعه 141 پیشگویی به صورت رباعی آمده است که در ماه های گوناگون سال تقسیم شده است.

شب هنگام در حالی که تنها در اتاق مطالعه ام نشستم.وسیله پیش بینی من بر روی سه پایه برنجی قرار گرفته است. شعله‌ای کمسو از اعماق تاریکی بیرون می‌آید و چیزهایی را برای من روشن می‌کند که نباید به غفلت گرفته شوند و پوچ فرض شوند. C1 Q1

حتما شما هم نام نوستر آداموس را شنیده‌اید.(میشل دو نوستر اداموس) یکی از استادان هنر پیشگویی معروف به نوستر اداموس بود.وی در سال 1503 در جنوب فرانسه به دنیا آمد.میشل در 14 سالگی فلسفه و دستور زبان و علوم طبیعی را تحت نظر کلیسا شروع به خواندن نمود.میشل در سال 1522 برای مطالعه طب به دانشگاه مونت‌ پلی یلر فرستاده شد و در سال 1525 مدرک پزشکی خود را دریافت کرد.در قرن شانزدهم در جنوب فرانسه بیماری مزمنی به نام le charbon شایع بود و نوستر اداموس مدتها بیمارانی را که به این بیماری مبتلا بودند در روستاها شفا میداد.اما در سال 1537 این بیماری همسر و فرزند وی را مبتلا کرد و وی نتوانست برای نجات آنها اقدامی کند و هر دو فوت کردند.در همین زمان مسئله برای وی پیش آمد که به کلیسا احضار شد.از قرار معلوم وی به مجسمه سازی که در حال ساخت مجسمه قدیسی بود به شوخی گفته بود: ((تو در حال ساختن مجسمه شیاطین هستی))

نوستر اداموس به خاطر اینکه مجازات نشود از Agen در تاریکی گریخت و به شرق ایتالیا رفت.وی پس از جابجای هایی فراوان در شهر salon سکنی گزید.پس از مدتی با زنی از اهالی شهر ازدواج کرد و صاحب فرزند شد.همان طور که در بالا نوشته شده است او با تمرکز بر روی شعله شمع به خلسه‌ای بسیار عمیقی فرو می‌رفت و تصاویر آینده را در ظرف برنجی می‌دید. یکی از دلایل مهم این مبهم گویی، ترس نوستراداموس از کلیسا و نیز بیم از ایجاد وحشت در مردم عادی بوده است. از این رو مثلا به جای پاریس واژه ریپاس را به کار برده است. توضیح او چنین است :(اگر به آنچه در آینده روی خواهد داد به صراحت اشاره کنم، اهل مملکت و فرقه ها و کلیسا آن را مغایر با آنچه باور دارند خواهند یافت و محکوم خواهند کرد). او در نامه ای به هانری دوم پادشاه وقت فرانسه که مرگ او را هم به درستی پیش گویی کرده بود نوشت شاید عده ای بپندارند که فهم رباعیات من آسان است، اما چنین نیست فهم جوهر این مطالب دشوار است. اتفاقا نوستراداموس مردی خدا ترس بود و حتی کتابهایی را که بر ضد تعالیم و قوانین الهی می دانست می سوزاند.

نوسترآداموس بر خلاف شايعات واهى و عبثى كه پيرامون شيطان‏پرستى و خداستيزى به وى نسبت داده‏اند، فردى عميقاً مؤمن و پاى‏بند به مذهب كاتوليك به بود و در نامه‏اى به پسرش صريحاً متذكر مى‏شود كه:

... و از زمانى كه اراده ذات خداوند متعال بر اين قرار گرفته كه تو فقط در نور طبيعى و در اين نقطه زمين به دنيا بيايى... از آنجايى كه برايم ممكن نيست نوشته‏اى را به صورت رسمى و كامل برايت به ارث بگذارم؛ چون بر اثر بى‏عدالتى و گذشت زمان نابود خواهد شد...؛ چون كه همه چيز تحت اختيار و سلطه قادر متعال و خداوند يكتا قرار دارد.
در واقع او با اين عبارات، صريحاً اشاره به عدم اصالت ادبيات رمزى علم اخترشناسى و طالع‏بينى نموده است و همه اراده‏ها را موكول به خواست و اراده خداوند متعال مى‏نمايد.

عکس العمل انجام شده نسبت به کتابهای (صده ها) نوستر آداموس بسیار شدید بود.افراد روشنفکر جامعه او را یک نابغه و مزرعه داران او را ابزار شیطان نامیدند و اشعار او را سخنانی برآمده از جهنم تلقی کردند.اشعار نوستر آداموس ترکیبی از کلمات رمز گونه به زبان‌های لاتین،یونانی،ایتالیایی و پروونشال فرانسوی بود. این مرد عجیب فرانسوی نوشته هایش را به صورت رباعی های معما گونه تنظیم می کرد و هنوز درک بسیاری از آن نوشته ها دشوار است. از آنجا که نوستراداموس فرانسوی بود بسیاری از پیشگویی های او در باره این کشور بود و یکی از این پیشگویی ها ظاهراً مربوط به لشکرکشی ناپلئون به روسیه میشود که در ضمن شهر مسکو به آتش کشیده شد. او میگوید : انبوهی از مردان نزدیک میشوند ... نابودگر شهر کهن (مسکو) را ویران میکند. درباره جنگ واترلو، جنگی که در آن ناپلئون شکست نهایی خورد، به شعری از نوستراداموس مراجعه میشود که در آن به خردشدن عقاب(ناپلئون) به دست پلنگ(انگلیس) و خوک(پروس) اشاره شده است.

ملکه کاترین دومدیسی  Catnarine de,medici  خواننده پر و پا قرص کتابهای او بود.و وی با حمایت ملکه توانست به کارهای خود ادامه دهد.در سال 1566 که نوستر آداموس فوت کرد به همسرش وصیت کرد که جسد وی را به صورت ایستاده درون دیوار کلیسایی متعلق به کوردلیرها قرار دهند.در سال 1700بزرگان شهر تصمیم گرفتند تا تابوت تماشایی وی را به یکی دیگر از دیوارهای کلیسا که بیشتر در معرض دید بود منتقل کنند و در همین بین نگاهی هم به درون تابوت او بیندازند.در تابوت هیچ مدرکی دیده نشد جز مدالی که بر روی سینه نوستر آداموس وجود داشت و بر روی ]ن عدد 1700 حک شده بود.در سال 1791 در خلال انقلاب فرانسه گروهی از نگهبانهای ملی شهر مارسی در حالی که مست کرده بودند.به دنبال پول و اشیاء قیمتی وارد کلیسا شدند.در مدت زمان کمی سنگهای هشت فوتی روی تابوت نوستر آداموس را درآوردند.شهردار شهر به خاطر آشوب و هیاهو با خبر شد و بلافالصه به محل رفت.و به صحنه ای دهشت بار روبه رو شد که در آن یکی از نگهبانان با جمجمه نوستر آداموس شراب می نوشد زیرا مردم روستایی او را تشویق کردند که با این کار قدرت پیشگویی نوستر آداموس به او منتقل خواهد شد.شهردار آنان را متقاعد کرد که استخوانها را پس بدهند و دوباره وارد تابوت کرد.فردا صبح این گروه نگهبانان هنگام برگشت به مارسی مورد کمین سربازان سلطنت طلبان قرار گرفتند و سربازی که با جمجمه نوستر آداموس شراب نوشیده بود مورد اصابت گلوله شخص ناشناسی که کمین کرده بود قرار گرفت.درست همان‌گونه که خود نوستر آداموس پیشگویی کرده بود.

مردی که قبر را باز می‌کند و فورا نمی‌بندد، شیطان به سراغش خواهد آمد، مصیبتی که هیچکس نمیتواند آن را اثبات کند. C9 Q7

چند پیشگویی از نوستر آداموس که به واقعیت پیوست (کاملا خلاصه شده)

قبل از وقوع حادثه هیچکس در فرانسه جرات نداشت سخنی از پیشگوئی نوستر آداموس به میان آورد.او نحوه مردن شاه هنری را پیشگویی کرده بود:

شیر جوان فایق خواهد آمد بر شیر پیر،در نخستین یورش در صحنه نبرد،او چشمهای خصم خود راکه در محفظه ای طلایی قرار داردسوراخ خواهد کرد،با دو زخم و یک زخم و بعد مرگی سخت.

۴سال بعد در ۱۵۵۹ این پیشگوئی بوقوع پیوست.هنری که یکی از نشانه های خانوادگیش شیر بود با افسری جوان بنام مونتگمری (فرمانده گارد اسکاتلندیش) دوستی نزدیکی داشت.این افسر روزی بی مقدمه به او حمله کرد و کلاهخود طلایی او را با نیزه سوراخ کرد و از ناحیه سر و گردن به سختی مجروح شد3شاه هنری بعد از ۱۰ روز عذاب درگذشت.این چنین بود که از آن پس مردم پیشگوئیهای شگفت انگیز نوستر آداموس را باور کردند.

نوستر آداموس ظهور ناپلئون را نیز پیشگوئی کرده بود و از او به عنوان نخستین ضد مسیح نام برد (دومین ضد مسیح هیتلر و سومین ضد مسیح هنوز ظهور نکرده است) درباره رسیدن ناپلئون به قدرت و سالهای امپراتوریش می نویسد:

امپراتوری نزدیک ایتالیا زاده خواهد شد که امپراتوری را قدر بسیار خواهد نهاد.ناپلئون هم قدرت سیاسی فرانسه را بالا برد و هم قدرت نظامی آن را.نوستر درباره سرانجام ناپلئون چنین پیشگوئی کرده است:امپراتور بزرگ تبعید خواهد شد به مکانی کوچک و دوباره سر بر خواهد داشت و در مکانی کوچک سرنوشتش به آخر خواهد رسید.ناپلئون به جزیره کوچک آلب تبعید شد اما بعد از ۱۰۰ روز از آنجا گریخت و دوباره قدرتش را احیا کرد و سرانجام در جزیره سنت هلن درگذشت.

پیشگوئیهای نوستر آداموس در مورد وقایع جدید به اندازه وقایع قدیم قابل توجه است.در این مورد هم نام و هم تاریخ ماجرا ذکر شده است:

پاستور،جوان رب النوعی،تکریم خواهد شد،آن هنگام که ماه چرخش خود را به پایان رساند.

وقتی پاستور در ۱۸۸۹ انستیتو پاستور را تاسیس کرد کشفیات بزرگی در علم پزشکی به ظهور رسید.چرخش ماه به دور زمین هر ۱۹ سال یکبار اتفاق می افتد.یکی از این چرخشها در همان سال ۱۸۸۹ کامل شد.

نوستر آداموس چندین پیشگوئی خارق العاده و دقیق درباره رهبر نازیها کرده است.در یکی از آنها خلاصه ای از زندگی او ارائه می کند و از مرگ نامعلوم او سخن می گوید:

در کوهستانهای ایتریس (اتریش) نزدیک رایناز (لینتز) از پدر و مادری معمولی زاده خواهد شد مردی که مدعی دفاع از لهستان و مجارستان خواهد بود.پایان کار او هرگز دانسته نخواهد شد.

سخن دیگری از نخستین سالهای جنگ وقتی که ارتش آلمان در طول جبهه بسوی فرانسه به حرکت درآمد حکایت دارد.اگرچه بیشتر کشورهای اروپا بر ضد هیتلر و یا به گفته نوستر: ]هیستر[ متحد شده بودند اما او مدتی فاتح بی چون و چرای نبردها بود:جنگ آور،از رودها و زمینها خواهد گذشت،جنگجویان عظیمی بر علیه این جنگ آور ]هیستر[ خواهند جنگید.نوستر همچنین از سلاحهایی سخن گفته که صدای آنها در آسمانها شنیده خواهد شد و ماشینهای پرنده ای که از آنها آتش خارج خواهد شد (به هواپیما و بمبارانها و موشکهای V-1 و  V-2آلمانی که در هنگام پرواز موتور جتشان قرش می کرد اشاره دارد) نوستر تصویری زنده از خلبانان با ماسک اکسیژن،کلاه و لوله های اتصال ارائه می دهد.او از نیمه انسان نیمه خوکهایی که در صحنه نبرد در آسمانند سخن می گوید.

بمبهای اتمی که بر روی هیروشیما و ناکازاکی انداخته شد هم در پیشگوئیهای نوستر آمده است:

بر دو شهر نزدیک بندرگاه چنان تازیانه عذابی فرو خواهد آمد که تا کنون دیده نشده است.

ادامه دارد...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 23:27  توسط ر  | 

نوستراداموس

پورتره واقعی نوسترآداموس، اثر پسرش سزار.

نوسْتِرآداموس (به فرانسوی: Nostradamus) با نام واقعی میشِل دی نُسْتْرِدام (Michel de Nostredame) یک عطار و پیشگو بود.

پدر او «پیر دی نستردام» در یک خانوادهٔ یهودی متولد شد و پس از ازدواج با یک زن کاتولیک به مسیحیت گروید. نخستین فرزند آن‌ها پسری بود که او را میشل نامیدند. میشل دی نستردام در روز ۱۴ دسامبر سال ۱۵۰۳ در سینت رمی (Saint-Rémy-de-Provence) فرانسه به دنیا آمد و تحصیلات خود را در شهر آوینیون به پایان رساند.

میشل هنگام تحصیل به نجوم و ریاضیات علاقه بسیاری نشان می‌داد. با وجود این به خواست پدرش درسال ۱۵۲۱ در آموزشگاه پزشکی «مونت پلیه» نام نوشت و با نویسندهٔ نامدار فرانسوی «فرانسوا رابله» آشنا شد و با تشویق او به سرودن شعر و نوشتن تکه‌های ادبی پرداخت. نوسترآداموس در سال ۱۵۵۰ نخستین سالنمای نجومی(تقویم نجومی) را که در آن پیش‌بینی‌هایی دربارهٔ رخدادهای سال و اوضاع جوی انجام شده بود، پخش کرد. برای نخستین بار نام میشل دی نستردام در این سالنما نوسترآداموس یاد شده و پیشه و کارشناسی او پزشک و آستروفیل نوشته شده‌است. کلمه آستروفیل هم که برای نخستین بار در این سالنما نوشته شده به معنای دوستدار ستاره‌ها است. نوسترآداموس این کلمهٔ ساختگی را به آسترولوگ یا ستاره‌شناس ترجیح داده‌است.

از سال ۱۵۵۴ نوسترآداموس یادداشت‌های خود را به صورت رباعی (دوبیتی) سرایید و صد رباعی نخست را با نام «سِنتِریِ نخست» یا «نخستین صدگانه» یا «صد شعر» در سال ۱۵۵۵ منتشر کرد. نوسترآداموس در سرآغاز این رباعی‌ها که روی سخن به پسرش سزار نوشته است؛ بر این نکته پا می‌فشارد که سرنوشت مردم(بشر) و آیندهٔ جهان را با دانش و خواندن حرکات ستارگان می‌توان دریافت و هر رباعی او گویای رخدادیست که در آیندهٔ دور یا نزدیک روی خواهد داد. پیشگویی‌های نوسترآداموس بیشتر به صورت رباعی‌هایی به نظم درآمده و تعداد آن‌ها ۹۶۵ است. علاوه بر این رباعی‌های او ۵۶ مسدس هم دارد و در بیش از یک هزار رباعی و مسدس رخدادهای برجستهٔ گیتی تا پایان سال ۱۹۹۹ میلادی پیش‌بینی شده‌است. نوسترآداموس در پیشگویی‌های خود قید می‌کند نمون(رمز) و آمارشی(محاسب‌های) دارد که هر کس را توانایی فهمیدنش نیست. این نمون را نوسترآداموس در نام‌های به عنوان هانری دوم پادشاه فرانسه بیان کرده و کسانی که نوشته‌های نوسترآداموس را ترجمه و تفسیر می‌کنند به استناد همین نامه سالماهانی(تاریخ‌هایی) را که در نوشته‌های نوسترآداموس آمده‌است استخراج می‌کنند.

نوسترآداموس افزون بر پیشگویی‌هایی که با نام صدگانه ارائه کرده، مجموعه‌ای به نام پرساژ (persage) هم دارد که به همان معنای پیشگویی و اختر افکندن(فال و تفائل) است در این مجموعه ۱۴۱ پیشگویی به صورت رباعی آمده‌است که در ماه‌های گوناگون سال تقسیم شده‌است.


+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 22:24  توسط ر  | 

رازبقا

                                                       رازبقا         

زمانی نازل شداسلام برجاهلعرب                   منتی نهاد برناس پیغمبرز رب

 

بودکانون بقای دین رحمت وحدت                   بودراز بقای دین نعمت وحدت

 

وحدت چون خلعت خدای رحمان                    وحدت رمزورازغلب برشیطان

 

کوشداهرمن اندازدتفرقه درملت                     که چرا که است رازفنادرعلت

 

رازفنا جام گداو بلا تفرقه است                      کانون خطا نزد خداتفرقه است

 

توگویی وحدت چه بوداندراسلام                     گویم ریسمان رهابودایدراسلام

 

شعارهرملت بنگر اتحدوا اتحدوا                    ندای هرعزت بنگراتحدوااتحدوا

 

پیام هرسخنوربشنو اتحاد اتحاد                      مقصدهرپیمبربشنو اتحاد اتحاد

 

سنگ چه داند رازبقایش چیست؟                   رودچه داند رازروانش چیست؟

 

وحدت جلوه گاه دین میکند بکارش                وحدت رازبقای دین حاصل وقارش  

 

چوعهدی یک شدندمسلمانان بجمع                 بیرون راندند  یهودیان را بجمع

 

همان کزبهرش نامید خدا به حشر                  ازسورقران یکی رانامد که حشر

 

تحویل نامدارش امانت به سلامت                  وحدت بودرازسلام وجلای امانت

 

دین اسلام امانتی است همان زرب                 دینی  کامل و جامع  کزان زرب

 

چه کنم که دگرندارد  طاقت  قلمم                   به فرجام امدیموحدت گوهرسخنم                    

 

 

(درضمن دراین شعرکه قالبش مثنوی میباشد ازارایه هایی چون تشبیه-جناس-تلمیح-تشخیص و... و

سایرفنون ادبی چون جملات پرسشی-اضافات وترکیبات تشبیهی و...نیزاستفاده شده است.)

 

 

 

باتشکر رضاحیدری .                                         موضوع شعر:نقش وحدت

                                                                    دربقای امت پیامبر(ص)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 0:20  توسط ر  |